X
تبلیغات
مهندسی کشاورزی پیام نور تبریز

جمعه بیستم اردیبهشت 1392

پرورش ماهی قزل آلا

طریقه پرورش ماهی قزل آلا

 

پرورش ماهیان سردابی:

اين ماهيان را مي توان در محدوده حرارتي 10-18 درجه سانتيگراد پرورش داد . استخرهاي بتني براي پرورش آنها مناسب تر است ، و براي توليد يك تن نياز به 10 ليتر در ثانيه آب با دماي 10-18 درجه سانتي گراد مي باشد .

                                         

                

بيشتر اين ماهيان را خانواده آزاد ماهيانsalamonidae بوده و مشتمل بر ماهيان آب شيرين و ماهيان مهاجر موجود در نيم كره شمالي مي باشند.
امروزه گونه هاي مختلف ماهيان در كشورهايي كه داراي شرايط آب و هوايي مناسب رشد اين ماهيان در كشورهايي كه داراي شرايط آب و هوايي مناسب رشد اين ماهيان مي باشند پرورش داده مي شود. گوشت اين ماهيان بسيار لذيذ بوده و از نظر اقتصادي از جمله ماهيان با ارزش خوراكي محسوب مي گردند.

ساخت استخرهاي پرورشی:
در ساخت استخرها باید نکاتی را مد نظر داشت:
- شیب زمین به گونه اي باشد که آب به حالت ثقلی از استخر خارج گردد و نیاز به صرف هزینه نباشد.
- ورودي و خروجی استخر به طور صحیح ساخته شود. خروجی باید به صورت سه شیاره ساخته شود تا بتوان اولا سطح آب را در استخر بسته به شرایط تنظیم نمود و ثانیا آب کف استخر خارج گردد.
-آب قبل از وارد شدن به استخر به بالاي برجک هواده منتقل شود تا گازهاي مضر از آب جدا شوند.
- شیب 2درصد براي استخرها ( ورودي به خروجی)در نظر گرفته شود تا فضولات کف همراه با جریان آب از استخر خارج شوند.
بچه ماهی قزل آلا را می توان در تمام طول سال در مزارع رهاسازي نمود. وزن رهاسازي بهتر است حدود 10 گرم باشد تا هم دوره پرورش خیلی طولانی نشود و هم تلفات کمتر شود.(تلفات در وزن زیر 10 گرم بیشتر است) تعداد ماهی رهاسازي شده بستگی به مقدار دبی آب و وزن هدف دارد. به طور کلی به ازاي 7 لیتر در ثانیه می توان یک تن ماهی برداشت نمود حال اگر وزن هدف 400 گرم باشد براي تولید یک تن ماهی به 2500 قطعه بچه ماهی نیاز می باشد. 10 تا 15 درصد هم باید به عنوان تلفات در نظر گرفت.

ظرفیت و تناژ پرورش

ظرفیت و تناژ پرورش بستگی به آب ورودي دارد و بر این اساس تعداد استخرها نیز متفاوت است ولی در هر حال چنانچه شیب زمین اجازه بدهد براي اینکه بتوان از آب حداکثر را نمود استخرها در در دو یا سه ردیف ویا حتی بیشتر احداث می نمایند.بطوریکه استخرهاي بچه ماهی در ردیف اول، پیش پرواري در ردیف دوم و در ردیف سوم ماهیان پرواري و آماده صید قرار می گیرند. براي بهترین بازده ارتفاع ریزش آب از یک ردیف به ردیف بعدي حدود 70 سانتیمتر می باشد.دیواره هاي بین استخرها باید به شکلی باشد که بتوان براي غذادهی و صید بر روي آنها حرکت کرد.

هزینه لازم برای ساخت استخرپرورش ماهی:

۱- احداث استخرهای مزارع پرورش ماهیان سردابی مانند قزل آلا با در نظر گرفتن کلیه تمهیدات مزرعه و سرشکن شدن آن بر روی هر متر مربع با مصالح رایج در کشور شامل سیمان ، ماسه ، شن ، سنگ ، بلوک سیمانی و آهن آلات و…. به طور متوسط ۱۴۰۰ هزار ریال

۲- احداث استخرهای ترویجی دو منظوره پرورش ماهی با در نظر گرفتن تمهیدات جانبی شامل تجهیزات استخرها برای هر متر مربع ۱۰۰۰ هزار ریال

۳- احداث استخرهای از نوع D-END با در نظر گرفتن کلیه تمهیدات و تجهیزات لازم به ازای هر متر مربع ۱۴۰۰ هزار ریال

* تغییرات قیمت در احداث استخرها بستگی به شرایط جغرافیایی و عوامل دسترسی دارد که ۱۵%

شما برای راه اندازی استخر پرورش ماهی احتیاج به موافقت اصولی،پروانه تاسیس و بهره برداری دارید. بدین منظور می بایست به اداره جهادکشاورزی شهرستان (بخش شیلات) خود مراجعه نمایید.

۱٫ موافقت اصولی : چنانچه امکانات معرفی شده از جانب متقاضی دارای ضوابط و شرایط پرورش ماهی باشد پس از تصویب کمیسیون صدور پروانه موافقت اصولی صادر میشود که رونوشت آن به ادارات محیط زیست ، امور آب و امور اراضی استان ارسال می شود.

۲٫ پروانه تاسیس : چنانچه جواب تمام استعلامات مثبت باشد پس از صلاح دید کمیسیون صدور پروانه پروانه تاسیس صادر میشود که بر اساس آن شخص اجازه ساخت و ساز پیدا کرده و جهت دریافت تسهیلات به بانک معرفی می شود.

۳٫ پروانه بهره برداری : پس از اتمام کار ساخت و ساز و بازدید کارشناسی چنانچه مورد دارای شرایط ماهیدار کردن باشد از جانب کمیسیون صدور پروانه ، پروانه بهره برداری صادر می شود.

برای حفر چاه نیاز به پروانه حفر چاه دارید که جهت اخذ آن می‌بایست به اداره آبیاری شرکت سهامی آب شهرستان محل احداث استخر مراجعه کنید. مقدار زمین از 1000 متر مربع تا 3000 متر مربع برای تولید 20 تنی و 40 تنی کافی می باشد.

دوره پرورش:

دوره پرورش بین 6 تا 8 ماه می باشد، که بستگی به اندازه لارو اولیه دارد. مثلا اگر لارو 10 گرمی باشد دوره پرورش  تقریبا  8 ماهه می شود.

استفاده از زمين براي رشد

ماهي نسبت به ساير موجودات پرورشي زمين كمتري براي رشد استفاده مي كند.

هر ماهي كمتر از 2/0 متر مربع

نقش استخرھای پرورش ماھی در تولید ماهی قزل آلا

بحث عملی استفاده از استخر در تولید ماهی قزل آلا، نگهداري آبی است که در آن ماهی زندگی می کند . علاوه بر آنکه مشکل استخرهاي پرورش ماهی می تواند در میزان تولید تأثیر گذار باشد، جریان آب ورودي، سرعت جریان آب در اس تخر، سرعت تعویض آب، حجم مفید مخزن و ... از اهمیت زیادي برخوردار می باشد.

طبقه بندی استخرهای پرورش ماهی

براساس طبقه بندي هیدرولیکی استخرهاي پرورش ماهی به شرح زیر طبقه بندي می گردند.

 

 

 

 

استخرهای دراز    Raceway:

 

این استخرها چرخشی نبوده و جریان آب در آنها به طور خطی انجام می گیرد. این استخرها از گذشته به طور سنتی براي

پرورش ماهی قزل آلا استفاده شده است. در حال حاضر بیشتر قزل آلاي کشور در این تیپ استخرها تولید می گردد. در سیستم هاي آبزي پروري پرورش متداول که محدودیت آب وجود ندارد این تیپ استخرها توصیه می گردد.

مبانی طرح هندسه ا ی استخرهای آبراهه ای

آب از یک انتها استخر وارد و از جهت دیگر خارج می گردد. نسبت پیشنهادي raceway ( در استخرهاي (آبراهه اي

استاندارد براي ابعاد هندسی این استخرها عبارت است از :

1 عرض = (7 – 0) = (طول 10 /3 – 0/ عمق ( 4

نسبت هاي دیگر ابعاد هم استفاده شده است اما بازده هیدرولیکی مخزن در ابعادهاي غیراستاندارد کاهش می یابد.

داراي خصوصیات زیر می باشند : raceway ( استخرهاي (آبراهه اي با عبور جریان به صورت خطی در امتداد طولی استخر سبب می شود :

الف – گرادیان غلظت مواد در طول استخر به تدریج به سمت پائین دست افزایش یابد.

ب – کیفیت آب در ورودي استخر در بهترین شرایط و در خروجی استخر در بدترین شرایط قرار خواهد گرفت.

ج – تعویض آب زیاد بوده به طوریکه هر 10 الی 15 دقیقه یکبار تعویض آب وجود دارد.

مزايای استخرهای  : raceway

الف – مناسب براي مدیریت در تولید :

استخرهاي آبراهه اي به دلیل نسبت دسترسی بالا و همچنین یکنواختی در عمق و عرض استخر در ملاحظات مدیریت تولید و کنترل کیفیت بهداشت ماهیان داراي امتیاز بالایی می باشند.

 

 

ب – ساده سازي :

1.  در استخرهاي آبراهه اي انجام عملیات رقم بندي، تجمیع و همچنین تقسیم بندي و نگهداري گروههاي مختلف به راحتی انجام می شود.

2.  در این استخرها به دلیل قابلیت ساخت پهلو به پهلو، دیوار مشترك، استفاده بیشینه از سطح هزینه هاي احداث نسبتاً پائینی دارند.

ج – قابليت استفاده به صورت سری :

در این نوع استخرها جهت افزایش بهره وري از میزان آب ورودي، استخرها را به صورت سري با حداقل اختلاف ارتفاع 40 سانتی متر می سازند. در این روش آب بخشی از اکسیژن از دست رفته را بازیافت می کند و بدین ترتیب می توان در

استخرهاي ردیف پائینتر استفاده نمود.

تجربه نشان داده است با در نظر گرفتن سرعت خودپالائی 15 دقیقه در هر مخزن استفاده از تعداد 2 سري مناسب بوده و

حداکثر 3 سري پیشنهاد می گردد.

 مبانی مديريت در استخرهای آبراهه ای

در استخرهاي آبراهه اي جهت تأمین اکسیژن در هر المان از حجم مخزن، نیاز به سرعت جریان 2 الی 4 سانتی متر می باشد.

این مقدار سرعت جریان عملاً جایگزین سرعت مورد نیاز جهت خودشوئی و حذف جامدات که محدوده سرعتی معادل 15 الی 30 سانتی متر در ثانیه تنظیم و حجم سازه هاي خط انتقال آب و منبع تأمین کننده جریان را کاهش داد. با به کار بردن چنین روشی به دلیل ترسیب فضولات و غیره لازم می گردد که هرچند مدت سطح آب را پائین آورده و شستشو انجام پذیرد.

استخرهای گرد :

این استخرها توسط آبزي پروران متعددي مورد استفاده قرار گرفته است در این استخرها جریان آب چرخشی و در حول محور مرکزي استخر می باشد. این مدل استخرها براي پرورش گونه هاي متنوع تري از ماهیان مناسب تر هستند.

مزايای استخرهای گرد :

استخرهاي گرد داراي مزایاي زیر می باشند :

همگن بودن محیط به دلیل سرعت جریان چرخشی بالا که در این استخرها امکان آن می تواند فراهم شود. محیط یکنواخت در تمامی سطح تقریباً فراهم شود.

فرصت شنا و حرکت پایان ناپذیر در جهت جریان و یا خلاف آن استفاده از این پدیده سبب می شود گونه هاي متنوع تري ازماهیان را پرورش داد. ایجاد جریان گردشی مناسب براي تجمع و تخلیه فضولات به طرف خروجی مرکز.

معايب استخرهای گرد :

به دلیل عدم دیواره مشترك بین استخرها نیاز به فضاي بیشتري می باشد.

جابه جائی ماهیان در حالت تجمع در کنار صافیها و توریها خود به نحوي مشکل است.

دوره درمان به دلیل عدم شرایط بهترین کیفیت آب طولانی تر می باشد.

مبانی طرح هندسی استخرهای گرد :

حد اپتیمم نسبت به قطر به عمق به از دیدگاه هیدرولیکی نسبت به 1:3 الی 1:5 می باشد و حداکثر این مقدار را 1 می گیرد. در این استخرها براي به دست میزان اپتیمم خودپالائی، جریان ورودي، چه به وسیله یک لوله از حاشیه داخلی یا بوسیله لوله اي سوراخ دار در شعاع دایره ایجاد می گردد باید با افق زاویه 20 الی 50 درجه داشته باشد. این مقدار زاویه، گردش افقی و عمودي را در تعادل نگه می دارد. در صورتی که در این استخرها از نسبت قطرها بزرگتر استفاده شود استفاده از می تواند بسیار مؤثر باشد. Force دستگاههاي هواده جریانی همانند در استخرهاي گرد مقدار جریان ورودي و همچنین تعداد هواده ها به گونه اي در نظر گرفته می شود تا بزرگترین شعاع در حد 15سانتی متر در ثانیه) - سرعت شنا باشد ( 30 به دلیل آنکه جریان در استخرهاي گرد به صورت سیلکونی به طرف مرکز می باشد با نزدیک شدن جریان به سمت مرکز استخر سرعت خطی آن کاهش یافته و ماهی امکان انتخاب سرعت دلخواه را پیدا خواهد نمود.

انواع دستگاه های هواده :

در ا ستخرهاي پرورش ماهی جدایی از نوع و شکل هندسی استخر، یکی از روشهاي مقدماتی افزایش تولید تأمین نیاز اولیه

ماهی یعنی اکسیژن می باشد در صورتیکه مقدار آب ورودي به استخرهاي پرورش ماهی را نتوان تأمین نمود می توان توسط انواع دستگاههاي هواده این نیاز را تأمین نمود. نکته اي که در بحث هوادهی در استخرها حائز اهمیت می باشد آن است که از چه تعداد دستگاه هواده با چه مشخصاتی در کدام نقطه از استخرها استفاده گردد.

 

 

عوامل مؤثر در تخمین نوع، تعداد و جانمایی دستگاههاي هواده عبارتند از :

متوسط وزن ماهی موجود در استخر.

بیوماس ماهی در استخر.

هندسه استخر و ابعاد آن.

مقدار آب ورودي آب تازه.

مشخصات فیزیکی و شیمیایی آب.

ارتفاع محل از سطح دریا.

وضعیت عمومی استخر و تراکم ماهی.

الف – وزن ماهی موجود در استخر

بررسی ها نشان می دهد متوسط وزن ماهی در انتخاب نوع و مشخصات دستگاههاي هواده حائز اهمیت می باشد.

چنانچه از دستگاههاي هواده پروانه جریان خطی استفاده شود، باید مقدار سرعت جلوبرندگی پروفیل جریان به گونه اي باشدکه مقدار پروفیل سرعت در طول مسیر جریان از حداکثر دو برابر طول ماهی بیشتر نگردد.

 

ب – بيوماس ماهی در استخر

یکی از عللهاي عمده در تعیین تعداد و نوع دستگاههاي هواده مقدار بیوماس ماهی موجود در استخر می باشد.

را به عنوان محصول تجزیه CO ماهی جهت انجام عمل متابولیسم و هضم غذا، اکسیژن موجود در استخر را مصرف نموده و 2مواد آلی توسط آبششهاي خود به محیط خارج هدایت می نماید.

ماهی قزل آلا همچنین در نتیجه هضم غذا آمونیاك را به عنوان محصول نهایی متابولیسم پروتئین تولید می کند. بنابراین هرقدر co مقدار بیوماس موجود در استخر افزایش یابد، از یک طرف مقدار اکسیژن موجود در استخر کاهش و از طرف دیگر مقدار 2و آمونیاك موجود در استخر افزایش می یابد.

با در نظر گرفتن مبحث فوق پیشنهاد می گردد که نوع، تعداد و جانمائی دستگاههاي هواده در استخر به گونه اي در نظر گرفته شود که تمامی معیارهاي فوق را در حد استانداردهاي تعریف شده قرار گیرد.

 

ج – هندسه استخر و ابعاد آن

مشکل و ابعاد هندسی استخرها در انتخاب نوع، تعداد جانمائی دستگاههاي هواده مؤثر می باشد. به طور مثال در استخرهاي گرد و شکلهاي مشابه آن به جهت جلوگیري از تغییر شکل پروفیل سرعت جریان استفاده از دستگاههاي هواده مدل قارچی پیشنهاد نمی گردد. در این استخرها به دلیل عبور آب ورودي کم در پیرامون محیطی استخر، استفاده از هواده هاي جریانی در نزدیکی محل ورودي آب که به صورت مماس بر محیط استخر نصب شده پیشنهاد می گردد.

استفاده از هواده هاي پروانه اي و یا خطی به دلیل جلوگیري از تشکیل Raceway در خصوص استخرهاي آبراهه اي

سیکلونهاي موضعی و کاهش بار معلق موجود در استخر توصیه می گردد در فاصله از هیچ مدل دستگاههاي x از ورودي استخر نصب گردد. در این تیپ استخرها توصیه میگردد در فاصله بیش از 1:3 انتهایی هواده استفاده نگردد.

 

د-مقدار آب ورودي تازه

 یکی از معایارهاي مهم در انتخاب نوع، تعداد و جانمایی دستگاههاي هواده، مقدار آب ورودي تازه به استخرها می باشد. به طور معمول می توان بیان نمود هر چقدر مقدار آب ورودي تازه به استخر بیشتر باشد مشکلات استخرها در خصوص کنترل عواملهاي حیاتی کاهش می یابد، لذا در یک منبع آبی بدون محدودیت پیشنهاد می گردد حداکثر تراکم ماهی را با ظرفیت آب ورودي با روش کنترل اکسیژنی بالانس گردد. از آنجائیکه اکثر منابع آبی مورد بهره برداري داراي دبی پائین تري نسبت به تقاضاي می باشند، پیشنهاد می گردد کمبود وضعیت اکسیژنی را با در نظر گرفتن سایر عواملهایی دیگر، توسط دستگاههاي هواده بالانس نمایند.

ز – وضعيت عمومی استخرها و تراکم ماهی

تغییرات شبانه روزي بر روي وضعیت عمومی استخرها تأثیر گذار می باشند. اگر چنانچه در استخري فیتوپلانکتون، جلبکها و ... مصرف CO در دیواره و بستر استخرها وجود داشته باشند، استفاده از دستگاه هاي هواده) را در شب ضروري می سازد. در استخرهاي بتنی قزل آلا (عمومیت بیشتري دارد) در یک مدیریت صحیح عوامل فوق ناچیز بوده و تعداد هواده بر مبناي حداکثر کمبود ظرفیت اکسیژنی در آن مقطع زمانی محاسبه و به کار می رود.

چنانچه از دستگاه هاي هواده پاروئی، پروانه اي یا عمودي به عنوان هواده استخر استفاده می شود پیشنهاد می گردد جهت

جلوگیري از تغییرات رفتار ماهی که به استرس آن می انجامد از 50 درصد ظرفیت حداکثر تراکمی استفاده گردد. چنانچه از دستگاه هاي دیفیوزرها هواده همانند :

لوله هاي تراوا یادیفیوزرهاي لوله حبابی یا بشقابی استفاده می شود. حداکثر تراکم پیشنهادي بدون استرس 75 درصد ماکزیمم ظرفیت تراکمی پیشنهاد می گردد.

 

بیماری های ماهی قزل آلا:

از نشانه ها وعلائم ظاهري بيماريهاي ماهي قزل آلا در حوضچه هاي پرورش مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

تجمع گله بي حال در محل در ورودي ، خروجي و يا كنار ديواره ها 2- كاهش اشتها 3- حركات ناموزون در هنگام شنا 4- تيره گي رنگ بدن ويا بيرون زدن چشم ها 5- پوسيدگي باله ها و يا ريزش فلسها ، قارچ زدگي و ايجاد شدن زخم بر روي بدن ماهي در حدود20% از گله.

بيماري انگلی  ايك (لكه سفيد):

عامل بيماري انگل مژه دار بنام ايكتيوفيتريوس مولتي فيلس مي باشد.

علائم : تغيير رنگ ماهي – تجمع ماهي در محل ورودي و خروجي و كنار ديواره هاي حوضچه – حركات ناموزون و پرش – بي اشتهايي – ايجاد لكه هاي سفيد در سراسر بدن .

بيماري باکتری  استر پتوكوكوزيس:

عامل بيماري باكتري استرپتوگوك مي باشد.

علائم: شناي عمودي – تيرگي رنگ بدن – بيرون زدگي چشم ها – زخم اطراف مخرج – حركات ناموزون – آب آوردگي شكم

 

بيماري قارچی ساپرولگنيوزيس:

عامل بيماري قارچ ساپروگلينا پارازيتيكاوساپروگلنيا آكلنا مي باشد.

علائم : زخم هاي اوليه پوستي به رنگ قهوه اي روشن همراه با برگنه هاي دايره اي يا هلالي شكل – رشته هاي قارچي – همچنين در رشته هاي آبشش – چشم ماهي و يا روي تخم ها نيز مشاهده مي شود 

علائم اوليه جداشده از افلاكسيكوزيس شامل رنگ پريدگي آبششها ، آسيب بافت خوني ، كاهش سرعت رشد و كاهش وزن مي باشد . مصرف طولاني باعث ايجاد تومورهاي كبدي و ايجاد زخم در كليه و كاهش ايمني در مقابل بيماريها مي باشد. درصورت استفاده از خوراك بسيار آلوده مي تواند ايجاد تلفات شديد همانند ساير مسموميتها نمايد.

ماهي قزل آلا و ضريب تبديل:

 با توجه به اينكه ماهيها جزو حيوانات خونسرد محسوب گرديد و اين موجودات انرژي بابت ثابت نگه داشتن دماي بدن مصرف نمي كنند پس خوراك مصرفي صرف متابوليسم و رشد مي گردد.

در گونه هاي مختلف آبزيان پرورشي مقدار توليد گوشت به ازاء مصرف يك كيلو خوراك متفاوت است در قزل آلا اين مقدار بين 8/0 تا 5/3 در سايز پرواري (بالاي 200 گرم) نسبت به نوع خوراك متفاوت است .

 

انواع خوراك ها:

خوراكهاي قزل آلا بر اساس روش توليد به دو دسته تر و خشك تقسيم مي شوند. در خوراك تر كه معمولا" در محل مزرعه توليد مي شود با توجه به اينكه خوراك روزانه توليد شده ونياز به نگهداري در انبار ندارد از خشك كن استفاده نكرده و به همين دليل درصد رطوبت خوراك عموما" بالاي 20 درصد مي باشد..

در گذشته نه چندان دور بسياري از مزارع جهت تأمين پروتئين خوراك از ضايعات كشتارگاهي نيم پز و يا گاها" خام استفاده مي نمودند كه به دليل گسترش آلودگي ممنوع اعلام شد.خوراك تر معمولا"ضريب تبديلي بالاي 2 دارد.

 

خوراك خشك:

خوراكهايي كه در كارخانجات مخصوص توليد خوراك توليد مي شوند داراي حداكثر رطوبتي در حدود 8 تا 12 درصد مي باشند. ضريب تبديل اين خوراكهاي بسته به كيفيت مواد اوليه و روش توليد مابين 8/0 تا 2 متغير است.

روشهاي توليد خوراك خشك:

 

1- روش پلت پرس:

در اين روش دستگاههايي كه مورد استفاده قرار مي گيرند دستگاههاي توليد خوراك دام و طيور مي باشد كه ممكن است در بعضي مواقع جهت بهبود كيفيت خوراك ، تغييراتي در آن ايجاد مي كنند از جمله تقويت كانديشنر كانديشنر دستگاهي است كه بعد از مخلوط شدن مواد اوليه وهدايت شدن به داخل آن  ، در آنجا تحت فشار و بخار حاوي مقداري رطوبت به اصطلاح عمل آوري شده و سپس وارد دستگاه پلت گرديده و در آنجا تحت فشار از سوراخهاي داي خارج مي شود..

2- روش اكستروژن:

فرآيند اكستروژن در حقيقت فرآيند پردازش مواد با دماي بالا در زمان كوتاه است و اين بوسيله عمل تركيبي رطوبت ، حرارت ، انرژي مكانيكي و فشار صورت مي گيرد.

اكسترودر همچنين يك عملكرد فني است كه بوسيله آن خوراك تحت افزايش پيوسته فشار(تا 6 مگا پاسكال)، فرآوري ، اكسترود و پخته مي شوند و سپس به دليل افت ناگهاني فشار منبسط مي گردند و حالت متخلخل پيدا مي كند با اين تكنيك مي توان خوراك انواع آبزيان با چگاليهاي مختلف توليد نمود اين چنين خوراكي ظرفيت شناوري فرو روندگي آهسته و يا فرو رونده سريع خواهد بود. خوراك اكسترودر علاوه بر مزاياي معمول خوراك پلت داراي مزه مطلوب تر، عدم تفكيك اجزاء (به دليل استفاده از مواد اوليه با قطر حداكثر 200ميكرون و پيش مخلوط كن ها و كانديشنرهاي مخصوص ) نگهداري و حمل و نقل ساده ، تغذيه راحت و كاهش ضايعات هنگام تغذيه ، می باشد.

تغذيه روزانه :

ماهي قزل آلا يك ماهي شكارچي بوده و جهت غذاگيري از قوه بينايي خود بهره مي برد بنابراين خوراك دهي بايستي در زمان روشن بودن هواانجام شود. ميزان خوراك مورد نياز روزانه ماهي قزل آلا تحت تاثير دماي آب بوده و نسبت به وزن متوسط ماهيان موجود در استخر انجام مي شود.

هر توليد كننده خوراك نسبت به سطح انرژي و ساير پارامترهاي ديگر خوراك توليدي خود اقدام به محاسبه و ارائه جداول مخصوص مي نمايد كه پرورش دهنده بتواند بهترين بازده را كسب نمايد.

جدول مقدار مصرف خوراك اكسترود شده :

 مثال: در يك حوضچه تعداد 6500 قطعه بچه ماهي 50 گرمي وجود دارد كه دماي آب 16 درجه سانتيگراد است براي محاسبه مقدار خوراك روزانه به شرح ذيل عمل مي نماييم.

ابتدا وزن كل ماهي موجود در استخر را به كيلو محاسبه مي كنيم:

 

                 كيلوگرم325=1000 : گرم 325000 = گرم 50 *6500

 سپس از روي جدول وزن متوسط ماهي خود را مي يابيم سطري كه از يك طرف به وزن متوسط وصل شود و از بالا به دما را پيدا مي كنيم اين عدد 5/2-1/2 مي باشد چون 5/2 درصد مخصوص ماهي 35 گرمي و 1/2 درصد مختص ماهي 70 گرمي مي باشد مي توان جهت ماهي 50 گرمي 3/2 درصد در نظرگرفت سپس:

                       كيلوگرم 5/7= % 3/2 * 325 كيلوگرم

 

ماهي موجود را بايستي با 5/7 كيلو خوراك سايز 3 ميليمتر در 5 نوبت تغذيه نمود.

سايز خوراك   (ميليمتر)     

       2

    5/2

       3

      4

       5

       6

    10-8

تعداددفعات خوراك دهي در روز

       6

      6

       5

      4

       3

       2

        2

 

مقدارمصرف خوراک به کیلوگرم ازای هر 500 گرم ماهي:

 

سايزخوراك

(ميليمتر)

 

 

طول ماهي (سانت)

 

 

وزن ماهي      (گرم)

 

2

11-5

 

 

20-5

 

5/2

 

15-10

 

 

50-15

 

3

 

17-13

 

*70 -35

 

4

 

21-17

 

200-70

 

5

21-35

 

 

200-500

 

سایز پلت به میلیمتر به ازای وزن ماهی به گرم:

سايز پلت

(ميليمتر)

وزن ماهي

(گرم)

2

20-5

5/2

50-15

3

70-35

4

200-70

5

500-200

 

نتیجه گیری و بحث:  

سیر رو به رشد جمعیت جهان و متعاقب آن افزایش نیازهای پروتئینی این جمعیت باعث شده است،بشر به مصرف آبزیان از جمله ماهیها،سخت پوستان،نرم تنان و سایر آبزیان رو آورد.همچنین کاهش ذخایر آبزی  بشر را بر آن داشته تا برای پرورش گسترده آبزیان در محیطهای آبی کوچک و محدود اقدام کند. گوشت ماهی نه تنها سریعتر از گوشت های دیگر هضم می شود، بلکه دارای مقادیر قابل توجهی اسیدهای آمینه ضروری از قبیل لیزین و متیونین است. علاوه بر آن، دارای اسیدهای چرب ضروری بویژه یک اسید چرب اختصاصی است که باعث کاهش کلسترول خون می شود . ویتامینها و املاح موجود در گوشت نیز ارزش غذایی آن را افزایش داده است. بیشترین میزان مصرف ماهی در ایران در گروه آبزیان پرورشی را قزل آلا به خود اختصاص داده است ، که دلایل مصرف آن عبارتند از:

1.       کیفیت مطلوب عرضه با توجه به نزدیکی مزارع پرورشی به مراکز عرضه

2.       کیفیت بهتر گوشت از نظر طعم، مزه و سهولت جداکردن استخوانهمانطورکه می دانید بیشترین میزان مصرف ماهی در ایران در گروه آبزیان پرورشی را قزل آلا به خود اختصاص داده است.

3.       ضریب تبدیل غذایی در ماهی 5/1 برابر طیور و دو برابر گوسفند و گاو است که دلیل آن نیاز کمتر ماهی به مصرف انرژی برای گرم کردن بدن وغلبه بر نیروی جاذبه است.

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 16:27 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهاردهم آذر 1388

آفات و بیماری های گیاهی

آفات و بيماريها



  شپشک پشمالوي راش - Beech woolly Aphid

 

شپشکهاي زرد کمرنگ که ظاهري سفيد و واکس مانند و پشمالو دارند در سطح زيرين برگهاي راش تشکيل کلوني مي دهند. در هجوم سنگين شاخ و برگ گياه از شکل طبيعي خود خارج مي شوند. اواخر بهار تا اواخر تابستان امکان ظهور و مشاهده اين بيماري بيشتر است . براي مقابله و کنترل اين آفت مي توان از سمومي چون pirimiphos-methyl و يا permethrin pirimicarb استفاده کرد. البته در زماني که آلودگي هنوز به طور وسيع در گياه شيوع پيدا نکرده است.



  Cadar Aphid

 

از برگهاي سوزني سدار شته هايي خاکستي و قهوه اي مشغول به تغذيه هستند. مايعي از خود اين شته ها دفع مي کنند که چسبناک است و محل مناسبي براي رشد کپکهاي دوده اي است. برگها زرد شده و مي ريزند. عموماً گونه شته ازشيره گياهي تغذيه مي کنند.
اواخر بهار تا اواسط تابستان امکان ظهورو مشاهده اين عوامل بيماري وجود دارد.
براي مقابله و کنترل مي توان از سمومي چون pirimiphos – methyl و همچنين از سم pirimicarb استفاده کرد و اسپري سم مالاتيون نيز مفيد خواهد بود.
 



  Black bean Aphid

 

تعداد زيادي شته سياه که مسبب ايجاد لکه هايي در سطح فوقاني شاخ و برگ آلوده مي شوند قابل مشاهده هستند. مورچه ها از شيره شيريني که آنها از خود دفع مي کنند استفاده مي کنند. اواخر بهار تا اواخر تابستان امکان مشاهده اين آفت بر روي شاخ و برگ گياه بيشتر است. براي کنترل و مقابله م يتوان از سمومي چون مالاتيون pirimiphos-methyl و يا permethrin pirimicarb استفاده کرد البته نقاط روي قسمتهايي و گياهاني که اين آفت مشاهده مي شود.  



  Cabbage whitefly

 

آفتي کوچک است با بالهاي سفيد رنگ که در سطح زيرين برگها قابل مشاهده است.
قسمتهاي برآمده اي شبيه شفيره هاي نارس نيز در سطح زيرين برگها قابل مشاهده است که پهن و تخم مرغي شکل نيز هستند. براي مقابله و کنترل اين آفت مي توان از سمومي چون pirimiphos-methyl و يا permethrin استفاده کرد (در صورت نياز به طور هفتگي اسپري شود)
 



  Mealybugs

 

اين آفت پهن و تخم مرغي شکل به رنگ سفيد و واکس مانند و پشمالو است و در سطح زيرين برگها و يا زواياي شاخه و برگها زندگي مي کند. مايعي صمغ مانند از خود ترشح مي کند که سبب چسبناکي شاخ و برگ گياه مي شود. روشهاي کنترل بيولوژيکي براي اين آفت وجود دارد و به علاوه مي توان از سمومي چون مالاتيون نيز براي مقابله با اين آفت استفاده کرد.  



  Mealy cabbage Aphid

 

کنوني اين حشرات در سطح زيرين برگهاي کلم قابل مشاهده است. اين آفت سبب ايجاد خالهاي زرد رنگ در سطح برگها مي شود. اواخر بهار تا اوايل پاييز امکان ظهور آنها بيشتر است. براي کنترل و مقابله مي توان از سمومي چون مالاتيون و pirimicarb و يا pirimiphos – methyl استفاده کرد. (مخصوصاً اگر گياه جوان مورد هجوم قرار گرفته باشد)  



  Alder sucker

 

حشرات پهن و سبز – سياه و پوشيده از کرکهاي سفيد و واکس مانند برروي ساقه و يا در سطح زيرين برگهاي توسکا قابل مشاهده است. آلودگي به اين آفت در اوايل تابستان زماني که شفيره ها بالغ مي شود صورت مي گيرد. اواسط بهار تا اواسط تابستان اصولاً اين آفت بر روي گياهان مشاهده مي شود. مي توان از سمومي چون مالاتيون و يا Permethrin , pirimiphos-methyl براي مقابله و کنترل اين آفت کرد. (البته فقط روي قسمتهايي از گياه که آفت قابل مشاهده و يا مستعد براي آلوده شدن است)  



  Juniper webber moth

 

شاخ و برگ بوته هاي جونيپر به رنگ قهوه اي درآمده و خشک مي شود. اين قسمتهاي آلوده و قهوه اي رنگ به يکديگر به وسيله تارهايي که کرم حشره مي تند متصل مي شوند. اواخر بهار تا اوايل تابستان امکان مشاهده اين آفت بيشتر است. براي مقابله با اين آفت :
1) روش کنترل بيولوژيکي به وسيله باسيلوس
2) استفاده از سمومي مثل befenthrin , pirimiphos-methyl
در زمان مشاهده تارهاي شهر نيز مفيد خواهد بود ( فقط قسمتهاي آلوده و قسمتهايي که آفت ديده مي شود)
 



  Larch adelgid

 

شپشکهاي کوچک و سياه که خود را زير لايه اي پشمي مخفي کرده اند که اين لايه سفيد و واکس مانند است بر روي شاخ و برگ گياه مشاهده مي شود. اين شپشکها از شيره گياهي تغذيه مي کنند. هجوم سنگين آنها سبب ايجاد چسبندگي بين شاخ و برگ گياه شده و اين به علت فضولاتي است که آنها از خود ترشح مي کنند. اواخر تا اوايل تابستان امکان ظهور اين آفت بيشتر است. براي مقابله و کنترل استفاده از سمومي چون ملاتيون و pirimiphos methyl مفيد خواهد بود.  



  آفات و بيماريهايي که ساقه و غنچه گياه را تحت تأثير قرار مي دهند
Stem and buds
Didy mella stemrot

 

حفره هاي خال مانند و فرورفته به رنگ سياه، قهوه اي بر روي ساقه گياه قابل مشاهده است (اينجا روي گوجه فرنگي نشان داده شده است) ريشه هاي نابجا ريشه هايي که از قسمتهايي مثل ساقه و برگ گياه خارج شده را گويند ) که در بالا سطح زمين قرار دارد مستعدتر براي ابتلا به اين بيماري هستند. برگها قديمي تر و مسن تر به رنگ زرد در مي آيند. در فصل تابستان اصولاً اين بيماري مشاهده مي شود. ممکن است گياه die back (قسمتهاي بالاي خاک مثل ساقه و برگ مي ميرد ولي ريشه سالم است) کند.
عامل بيماري قارچي است و هاگ اين قارچ برروي قسمتهاي آسيب ديده مشاهده مي شوند و در همين قسمتها زمستان گذراني مي کنند.
براي کنترل و مقابله :
1) براي مدتي از کشت گياهان مستعد به اين بيماري در اين محيط کشت جلوگيري شود
2) جمع آوري و نابود کردن برگها و گياهان آلوده
 



  Currant clearwing moth

 

کرم اين حشره سفيد رنگ و با سر قهوه اي است که ساقه کشمش بي دانه را سوراخ کرده و سبب شکستگي در آنها مي شود. ممکن است اين حفره ها در اوايل تابستان بر روي ساقه ها مشاهده شوند ولي زمان ظهور اين آفت عموماً اواخر بهار تا اواخر تابستان است.
وقتي شاخه هاي ضعيف بر اثر باد يا باران شديد و يا محصول سنگين مي شکنند موقعيت مناسب براي ظهور اين بيماري است.
راه مقابله :
شيميايي خاصي وجود ندارد مخصوصاً زماني که کرم به داخل ساقه نفوذ کرده . براي مقابله بايد شاخه هاي آسيب ديده را جدا کرده و سوزاند.
 



  Shot hole – Bores

 

حفره هاي کوچک در پوست و چوب درخت ايجاد شده و آثاري شبيه به آثار شليک گلوله وينچستر دارد. در درون اين حفره ها سوسکهاي سياه – قهوه اي قابل مشاهده هستند.
حمله سنگين اين آفت سبب ايجاد تنش در رشد درخت مي شود. اواخر بهار تا اواسط تابستان امکان ظهور اين بيماري وجود دارد. اثر سموم بر اين آفات کم است زيرا به درون پوست و چوب درخت نفوذ کرده و دسترسي به آنها کم است.
 



  Lilac Blight

 

شاخه هاي جوان پلاسيده شده و خشک مي شوند و مي ميرند و سبب فاسد شدن ساقه هاي مسن تر مي شوند. لکه هاي قهوه اي رنگ در گوشه هاي برگها ظاهر شده که سبب نابودي آنها بتدريج مي شود و کپکهاي خاکستري بر روي اين سطوح ظاهر مي گردند. اواخر بهار تا اوايل تابستان امکان ظهور اين بيماري بيشتر است. تنها راه مقابله و کنترل قطع شاخه هاي گياه تا انتهاي مکانهايي که سالم هستند و هنوز به اين بيماري آلوده نشده اند و سوزندان آنهاست (توجه شود که نشانه هاي بيماري در زير اين کپکهاي خاکستري پنهان مي شود)  



  Verticillium wilt

 

ساقه ها نرم و برگها پژمرده مي شوند. بافت هادي (آوندها) نيز به رنگ قهوه اي درآمده و سبب رگه اي شدن طولي ساقه مي شوند (تنها در ساقه هاي که پوستشان کنده شده قابل مشاهده است) نشانه هاي بيماري بيشتر در تابستان قابل مشاهده است. را مقابله با اين بيماري جمع آوري برگها و گياهان آلوده و سوزندان آنهاست. در ضمن ابزارهايي که براي جمع اوري بخشهاي آلوده استفاده شده نيز بايد کاملاٌ شسته شود تا از شيوع بيماري در بخشهاي ديگر گياه و يا گياهان ديگر جلوگيري شود.  



  Phlox Eelworn

 

ساقه هاي آلوده از رشد بازمانده و حالت کوتولگي پيدا مي کنند. برآمدگيهاي غيرعادي و ترک خوردگي نيز روي ساقه قابل مشاهده است. برگها نازگ شده حتي نازکتر از رگبرگ مياني برگ (در ساقه هايي که در قسمت بالاتر گياه وجود دارد) و سپس جمع مي شوند.
اين آفت به ريشه حمله نمي کند و راه مقابله شيميايي با آن هنوز کشف نشده و فقط بايد شاخ و برگهاي گياهان آلوده جمع آوري و نابود شود تا از شيوع بيماري جلوگيري شود.
 

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 16:43 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388

پرورش قارچ

مقدمه

بهترین موقع برای پرورش قارچ در خانه بین ماههای مهر تا آذر است ولی چنانچه امکانات تهویه هوا و متعادل نمودن درجه حرارت محیط محل پرورش وجود داشته باشد می‌توان قارچ را در ماههای دیگر سال تعمیم داد. بطور کلی طرز پرورش قارچ مخصوص به خود آن است و می‌توان آن را در محیط تاریک پرورش داد و به جز نور مستقیم آفتاب ، هر مقدار نور را تحمل می‌کند. در هر صورت در محل پرورش قارچ علاوه بر آنکه ، بایستی تهویه هوا به خوبی انجام گیرد، درجه هوای محیط پرورش نیز باید بین 15 - 10 درجه نگهداری شود. علاوه بر این محل پرورش بایستی کاملا تمیز ، قابل شستشو و فاقد درز یا محلی برای پرورش باکتریها ، حشرات و قارچهای مضر باشد.



 

اطاق پرورش قارچ

عرض اطاق پرورش بایستی به حدی باشد که بتوان از راهروهایی که برای آن تعبیه می‌گردد، به راحتی عبور نمود. (حدود 70 سانتیمتر) عرض طبقات پرورش قارچ را نیز حداکثر 180 سانتیمتر در نظر می‌گیرند تا بتوان از دو طرف به وسط بستر قارچ دسترسی پیدا نمود و چنانچه طبقات پرورش قارچ در کنار دیوار باشد عرض آنرا حداکثر 90 سانتیمتر قرار می‌دهند. همچنین می‌توان قارچ را در جعبه‌های چوبی در اندازه 60 در 90 سانتیمتر و عمق 20 تا 25 سانتیمتر پرورش داد. طبقه بندیها معمولا در طول اطاق پرورش انجام می‌گیرد.

روی سطح زمین نبایستی طبقه‌ای مستقر نمود، حداقل فاصله بین طبقه اول تا کف زمین 15 سانتیمتر و فاصله هر طبقه از هم 60 سانتیمتر می‌باشد. بطور معمول برای پرورش قارچ در خانه فقط سه طبقه در نظر می‌گیرند و چنانچه اطاق به حد کافی وسیع باشد یک ردیف در طول اطاق در مجاور دیوار و یک طبقه (دو طرفه) در وسط و یک طبقه در طرف دیگر اطاق قرار می‌دهند بطوری که دو راهرو به عرض 70 سانتیمتر در دو طرف طبقه وسط ، 180 سانتیمتر باشد.

نحوه آماده سازی کود

چنانچه محل پرورش قارچ محدود و کوچک باشد میزان احتیاج به کود متناسب می باشد. لذا ترجیح داده می‌شود یک محوطه بتونی به ابعاد 1.5 متر ساخته و در مجاور آن محلی برای خروج آب مازاد کود در نظر بگیرند که فاضلاب را بتوان داخل سطل یا یک مخزن بتونی کوچک به ابعاد 40 سانتیمتر وارد نمود. کف مخزن اصلی را به ضخامت 15 سانتیمتر کاه ریخته و روی سطح کاه یک جعبه‌ای به ابعاد یک متر از جنس تور سیمی ضخیم که شبکه سوراخهای آن 0.5 سانتیمتر باشد طوری قرار می‌دهند که از هر طرف با دیواره مخزن بتونی 25 سانتیمتر فاصله داشته باشد و اطراف این توری را از کاه پر نموده و داخل توری را کود اضافه کرد.



 

تهیه بستر برای پرورش قارچ

بهترین ماده برای پرورش قارچ ، پهن اسبی و کاه می‌باشد. برای تهیه کود جهت پرورش قارچ مقداری پهن اسبی و کاه را مخلوط نموده و در ابعاد مناسبی در حدود 3 متری آنرا انبار نموده و آنها را روی هم بخوبی می‌کوبند. تا متراکم شود بطوری که از نفوذ باران به داخل آن جلوگیری گردد. پس از مدتی کوتاه عملیات تخمیر داخل توده کود شروع می‌شود و درجه حرارت محیط کود بالا می‌رود. همچنین می‌توان قبل از توده کردن کود مقداری آهک در حدود یک پنجم حجم پهن به آن اضافه و کاملا مخلوط کنید. سپس آنرا توده نمود.

این عمل باعث می‌گردد که عمل تخمیر به تعویق بیافتد و در عین حال آمونیاک تولید شده را جذب و علاوه بر آن مقداری از رطوبت اضافی کود را جذب نماید. بعد از سه روز مجددا این توده را برگ و هوا داده و آنرا مانند دفعه اول ، انباشته و روی آنرا بکوبید. سطح آنرا شیب دهید تا آب باران به داخل آن نفوذ نکند و این عمل به فاصله 4 - 2 روز ، چهار تا شش مرتبه باید تکرار گردد. لازم به یادآوریست که چنانچه در مرحله اول به کود ، آهک داده شده فاصله برگردان کود چهار روزه و در صورتی که آهک داده نشده باشد فاصله برگردان کود دو روز می‌باشد.

باید توجه داشت که بایستی دقت و مراقبت در نگهداری میزان رطوبت و حرارت داخل توده به عمل آید. زیرا هر اندازه مقدار رطوبت پهن زیاد باشد، محیط داخل کود ، اسیدی شده و کود غیر قابل استفاده می‌گردد. بخصوص در موقع برگردان کردن کود ، چنانچه مشاهده شود که کود بسیار خشک است، بایستی مقدار کمی غبار آب روی آن پاشید، از علائم مشخصه میزان رطوبت کود، آزمایش آنست، چنانچه مقداری کود را در دست بفشارید، نبایستی قطرات آب ، از لای انگشتان بچکد و فقط کافی است در اثر فشار به کود ، کف دست تر بشود. پس از آماده شدن بایستی اطاق پرورش را مجهز نمود.

طرز کاشت قارچ در اطاق پرورش

پس از آماده شدن کود آنرا به داخل سالن انتقال داده و روی سطح هر ردیف به ضخامت 15 سانتیمتر کود را گسترده و سطح آنرا کاملا مسطح می‌نمایند و این عمل را بایستی خیلی به سرعت و بدون آنکه کود حرارت خود را از دست بدهد انجام داد. پس از تکمیل و انجام کار کلیه درها و منافذ را بسته و مدت چهار روز کود را بحالت خود واگذار کنید تا درجه حرارت کود و محیط اطاق بالا برود و حدود 54 تا 60 درجه برسد و این حرارت به مدت 30 -48 ساعت ثابت باقی بماند، بعد از آن درجه حرارت کود پائین آمده و به 54 درجه می‌رسد.

این عمل را عرق کردن محیط کشت می‌نامند در حقیقت در این حرارت قسمت اعظم از محیط در اثر حرارت زیاد ضد عفونی شده و لارو حشرات و غیره از بین می‌روند. از این تاریخ به بعد تا مدت 5 روز درجه حرارت محیط بستر 10 - 12 درجه پایین می‌آید تا آنکه درجه حرارت به 23 الی 24 درجه می‌رسد. این درجه حرارت برای کاشت قارچ مناسب خواهد بود.



 

اسپر آماده کاشت

اسپر قارچ را نمی‌توان مستقیما کاشت زیرا امکان دارد همراه با اسپر قارچ تعداد زیادی قارچهای سمی وجود داشته باشد. بنابراین بایستی از اسپر آماده کاشت به نام اسپون که در محیط کاملا استریل ، محفوظ و سلکته شده رشد کرده و به حالت خواب در آورده‌اند استفاده نمود. طرز عمل و تهیه آن بدین ترتیب است که اسپر قارچ خالص شده را در محیط کاملا استریل آزمایشگاه قبلا پرورش داده، بطوری که میسلیوم قارچ رشد خود را شروع نماید. سپس آنرا در حالت عقیم برده و مانع رشد بیشتر آن می‌شوند و در محیط کاملا استریل و محفوظ به نام اسپون قارچ به فروش می‌رسانند.

طرز کاشت اسپون

یک قطعه اسپون را که در محیط بسته و کاملا استریل محفوظ است باز کرده و به دوازده قطعه کوچک تقسیم نموده و قبلا سطح خاک بستر را به فاصله 25 سانتیمتر ، قطعه چوبهای در خاک بستر فرو برده و علامت گذاری کنید. در محل هر سوراخ قسمتی از خاک را تا عمق 5 سانتیمتر با وسیله‌ای خارج کرده و با دست چپ یک قطعه اسپون به جای آن گذاشته و روی آنرا می‌پوشانند. بطوری که عمق کاشت 5 - 3 سانتیمتر از سطح خاک باشد و به همین ترتیب پیش می‌روند تا کلیه بستر کاشت شود.

پوشاندن سطح بستر

ده تا چهارده روز بعد از تاریخ کاشت اسپون ، بایستی سطح کشت را بوسیله یک لایه دو سانتیمتری خاک استریل شده پوک و منفذدار پوشانده و کاملا آنرا مسطح و یکنواخت نمود. در این موقع درجه حرارت بستر بایستی 15.5 درجه باشد. باید توجه داشت که در موقع روکش کردن بستر ، اسپونها باید رشد خود را شروع کرده باشند و میسلیوم قارچ در اطراف محلی که اسپون کاشته شده رشد نموده و گسترش پیدا نموده باشند. در این موقع بوی مطبوع قارچ در محوطه و در محل بستر به مشام می‌رسد.

در این موقع باید کاملا دقت شود تا به هیچ وجه ، بستر کشت تکان نخورد و جابجا نشود و مخصوصا اگر تخته کف و طبقات شکم داده و یا قدرت نگهداری بستر خاک را نداشته باشد میسلیوم قارچها پاره شده و تمام محصول از بین می‌رود. پس از پوشش نمودن سطح بستر ، میسلیوم رشد سریع خود را شروع کرد و برای تسریع در رشد میسلیوم ، درجه حرارت محیط بایستی بین 16 - 14 درجه باشد. در صورتی که درجه حرارت محیط کشت خیلی بالا باشد، بکار بردن آهک در مخلوط خاک پوشش بستر صلاح نمی‌باشد.



 

شرایط برای پرورش و رشد قارچ

تهویه

تهویه در محیط اتاق کشت باید بطور یکنواخت انجام شود و نبایستی روی سطح کشت را بیش از حد نیاز هوا داد و تهویه در کلیه نقاط اطاق بطور یکنواخت باشد.

درجه حرارت

چنانچه درجه حرارت بستر کشت به کمتر از 14 درجه برسد و درجه حرارت محیط اطاق به حدود 7 درجه برسد بایستی اطراف بستر را با پارچه ضخیم پوشاند تا مانع تبادل حرارت به محیط شود. برای سرعت رشد قارچ می‌توان درجه حرارت محیط را به 14.5 درجه رساند و میزان تهویه را بالا برد ولی باید دقت شود که جهت حرکت هوا به طرف سطح قارچ نباشد.

رطوبت هوا و آبیاری

در موقع تشکیل قارچ ، محیط اطاق احتیاج به رطوبت دارد. بطور متوسط بهترین درجه رطوبت برای کشت بین 80 - 70 درصد می‌باشد. چنانچه درجه رطوبت هوا از این مقدار کمتر شود سطح کلاهکها ترک برداشته یا سطح کلاهک قارچ لک‌دار می‌شود. علاوه بر این سطح بستر خشک شده و احتیاج به آبیاری بیشتری دارد. برای تقلیل میزان رطوبت هوا لازم است در نقاط مختلف اطاق ، رطوبت سنجهای کار گذاشته شود و بطور مرتب مورد بازدید قرار گیرد. در صورتی به علت خشک شدن خاک سطح بستر ، احتیاج به آبیاری است. بایستی بوسیله غبار پاش روی سطح خاک آن هم به حدی که آب در سطح بستر جریان پیدا نکند و یا در یک جا جمع نشود آبپاشی کنید. آبیاری را با آب خالص و با درجه حرارت 32 درجه و بسیار بااحتیاط انجام دهید.

تقویت خاک بستر

پس از آنکه قارچها بزرگ شده و نزدیک به برداشت شوند می‌توان روی سطح بستر کود مایع پاشید ولی باید دقت نمود که روی کلاهک قارچ پاشیده نشود این عمل در بالا بردن میزان محصول بسیار موثر است.

برداشت محصول

به محض آنکه رشد قارچ به حد کافی رسید و تاج آن شکل کامل خود را پیدا نمود بایستی قارچهای رسیده را جمع آوری نمود و بطور مرتب در طول بستر کشت ، بررسی کرد و قارچهای رسیده را جمع آوری کرد. قارچهایی که ترک برداشته و چتر آن باز شده باشد ارزش بازاریابی ندارند. علاوه بر این وزن آن کم می‌شود و همچنین قارچهایی که زودتر از موقع چیده شوند وزن آنها سبک بوده و از قارچهای درجه دو محسوب شده و ارزش غذایی کمتری دارد.

در موقع جمع آوری نباید از سبدهای بزرگ برای این منظور استفاده نمود. زیرا فشار قارچهای روی سبد موجب می‌گردد که قارچهای زیرین خراش برداشته و سیاه شوند برای جمع‌آوری قارچ ، کافی است کلاهک را در دست گرفته و یک پیچ به آن داده تا پایه آن از زمین جدا شود و بلافاصله ساقه کثیف و آلوده را با چاقوی تیز قطع کرد. و قارچ تمیز را داخل سبد گذاشته و حتی‌المقدور جمع آوری با دستکش انجام گیرد. بهره برداری هر 15 روز یکبار انجام می‌گیرد و این برنامه مدت دو تا سه ماه به طول می‌انجامد.

بسته بندی

قارچهای چیده شده را به اطاق سرد و خنک انتقال داده و در اسرع وقت نسبت به درجه بندی آن اقدام نموده و قارچهای لک‌دار و ناقص و کج و ناجور را جدا کرده و برای مصارف تهیه پودر فرستاده و قارچهای سالم را در بسته‌های درجه یک و درجه دو به بازار عرضه کنید.

مباحث مرتبط با عنوان

 

منبع:http://daneshnameh.roshd.ir

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 15:16 |  لینک ثابت   • 

جمعه هجدهم اردیبهشت 1388

تاریخچه کشاورزی در ایران

گفته می شود که ایران یکی از اولین کشورهای دنیاست که در آن کشاورزی و تمدن شروع شده و انسان اولیه برای نخستین بار در فلات ایران به کشت و زرع و پرورش دام دست زده است.همچنین گفته می شود که مهاجرت آریایی هابر خلاف مهاجرت مشهور چوپانی و در جستجوی چراگاههای جدید نبوده بلکه مهاجرتی دهقانی و در جستجوی زمین بهتر برای کشاورزی بوده است. ] به نظر می رسد منظومه درخت آسکوریک که از زمان ساسانیان باقی مانده (ترجمه ماهیار نوابی- بنیاد فرهنگ ایران) ودر آن از رجز خوانی یک بز در برابر یک نخل سخن می رود_ نمایشگر اختلاف بین کشاورزان ودامداران اولیه است. اینکه منظومه به نفع بز که قادر به حرکت (کوچ) است پایان می پذیرد حاکی از قدمت ریشه های این منظومه است در آغاز ایجاد باغهای باستان[ .

حفاری هایی که در اطراف کاشان به عمل آمده نشان می دهد که در شش هزار سال پیش ایرانیان متمدن بوده و سیستم زراعی پیشرفته ای داشته اند. در حفاریهای نقاط مختلف ایران مشخص گردیده که در حدود 3300 سال پیش از میلاد مسیح درخت را در ری – کاشان و دامغان به طرز مشابهی نقاشی می کرده اند و بنابراین در آن زمان از لحاظ باغبانی میان نقاط مختلف ایران رابطه برقرار بوده است

دین زرتشت به کشاورزی اهمیت فراوان داده و در اوستا آمده است که سومین جایی که زمین شادمانترین است آنجاست که کی از خدا پرستان یشترین غله را کشت کند

و بیشترین گیاه و میوه را بکارد .

پطروشفسکی از استراسبون روایت می کند که در قرن اول پیش از میلاد مسیح ایرانیان کلیه ی درختان میوه ای که در یونان وجود داشته به استثنای زیتون کشت

می کرده  اند . گزنفون از قول سقراط نقل کرده است که در عصر هخامنشیان باغهایی در ایران وجود داشته که آنها را پارادیس یا پردیس (این کلمه در زبانهای رایج اروپایی به معنای بهشت است) می نامیدند و در آنها در ختان از حیث ارتفاع مساوی و روی خطوط منظم کشت شده و به وسیله چرخ چاههای بزرگی که توسط گاو گردانده می شدند آبیاری می گشت. از میوه های مهم این زمان ایران می توان انگور-

خرما و انجیر را نام برد.

با حمله اسکندر مقدونی کشاورزی ایران رو به افول گذاشت و بسیاری از کاریز ها و باغها و مزارع اطراف آنها از بین رفت و این وضع تا زمان به حکومت رسیدن اردشیر بابکان ادامه یافت. ساسانیان به احیای قنوات و تشویق و توسعه زراعت و باغبانی و دامپروری همت گماشتند و ایران مجددا " آباد شد . همچنانکه پتروشفسکی هم متذکر شده در کتاب پهاوی بوندهشن که مربوط به زمان ساسانیان است و امروزه آن را بن دهش می نامیم از کشت انواع میوه مانند پرتقال – سیب – انگور – خرما – به – لیمو – انار – هلو – فندق – سنجد – بادام –توت – گلابی –پسته – زرد آلو – گردو – شاه بلوط و نیز انواع سبزی و گل و مانند تره تیزک – تره – گشنیز – خیار – نرگس – یاسمن – نسترن – لاله – بنفشه همیشه بهار – گل سرخ و گل زعفران صحبت رفته است.

بعد از ساسانیان تا زمان حمله مغول کشاورزی ایران به تناوب دچار رکود (در زمان بنی امیه) و رونق (در زمان بنی عباس و حکومتهای محلی) گشت. در زمان دیلمیان باغبانی یران به حداکثر توسعه خود رسید و برای اولین بار کشت مرکبات در اطراف دریای خزر آغاز گشت.جالب اینجاست که در این عصر بعضی از انواع سبزی مثل مار چوبه وگل کلم به مقدار زیاد در ایران کشت و مصرف می شدند ولی بعد ها کشت آنها منسوخ شد و  با وجود آنکه هنوز بعضی از کشاورذان آنها را تولید می کنند هنوز مصرف آنها عمومیت نیافته و جزوگیاهان تفننی محسوب می گردند .

در اثر حمله مغول همراه با ویران شدن ایران باغبانی نیز از رونق افتاد و وضع بدین منوال بودتا آنکه غازان خان تیموری(اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری قمری)  همت به آبادی مملکت و توسعه کشاورزی گماشت . در قلمرو وی انواع درختان میوه و سبزی هادر تمام نقاط کشت می شدند و باغبانی آنقدر رونق داشت که از اصفهان انواع میوه به هندوستان وآسیای صغیر وازکرمان خرما به سایر ممالک صادر می گشت 

در این دوره اقلید و سورمق مرکز تولید برگه زردآلو وخراسان منطقه مهمی برای کشت انواع میوه به شمار می آمد . از زمان غازان خان (سال700 هجری قمری)کتابی به نام کتاب درعلم فلاحت و زراعت که نویسنده آن ناشناس است باقیمانده که درسال1323 

هجری قمری توسط عبد الغفارخان نجم الدوله با چاپ سنگی منتشر شده است.

بنا به گفته پتروشفسکی در کتاب مذکور که دارای فصول متعدد است در باره حفاظت بذر ها – غلات و اینکه کدام درخت وگیاه از بذر می روید و کدام را باید به صورت نهال کاشت .خواص انگور و دیگر درختان میوه دار و بی ثمر اقسام نباتات زینتی و شایط کود (ربل)دادن صحبت گردیده  و به هر گیاهی بخشی تخصیص یافته است .نویسنده در این کتاب به مشاهدات تجارب و امتحان خویش در تیلستن(قلمه زدن)پیوند زدن انواع درختان مثمر و غیر مثمر و نیز بذر افشانی  نهال کاری و غرس اشجار استفاده کرده و چنین بر می آیدکه شخصا آزمایشهای فنی زیادی در کشاورزی به عمل آورده است. دانشمندان این خطه در عین مطالعه درباره خواص دارویی گیاهان به امور کاملا فنی نیز می پرداختند و دستگاههایی برای بهره برداری از آب تهیه دیدند که از آن جمله می توان چرخ چاه خودکار (چرخ آب عین)را مثال آورد که محمد اصفهانی در قرن دهم هجری قمری جزو چهارده اختراع خود ذکر کرده می نویسد:

(... هشتم- چرخاب عین است که آب از چاه عمیق در غایت آسانی کشیده میشود  و دلو که بر لب چاه رسید خود خالی می گردد ) .

با این همه پس از غازان خان تا اوایل قرن دهم هجری یعنی شروع حکمرانی صفویان دوباره کشاورزی ایران سیری نزولی راطی نمود که دلیل اصلی آن عدم وجود یک حکومت مرکزی و ضعف قوای محلی و جنگهای مداوم بین آنها بود . با مستولی شدن صفویان بر سراسر ایران و تشکیل یک حکومت مرکزی با قدرت بار دیگر کشاورزی در ایران رونق گرفت . هر چند که با وجود تمام کوششها حتی در زمان شاه عباس نیز به رونق قبل از حمله مغول نرسید  .

در این زمان در تمام ایران درختان میوه بویژه زرد آلو – به – انار – بادام و انگور کشت می شدند . کشت  خرما در خوزستان – فارس- کرمان و سیستان مرسوم بود و خرمای ایران (به ویژه خرمای جهرم )بهترین خرمای جهان به شمار می آمد و مقدار زیادی از آن به هندوسستان صادر می شد.کشت مرکبات در مازندران  و زیتون در مازندران و خوزستان معمول بوده . در این دوره خرمای کرمان – پیاز خراسان – انار یزد و شیراز و نیز پرتقال مازندران به خارج صادر می گشت.

لوژن فالاندن که در آن عهد به ایران آمده در سفرنامه خود می نویسد :زراعت ایران مانند زراعت اروپا است .

از زمان صفویان نیز کتابهای کشاورزی مختلفی باقی مانده که مهمترین آنها ارشاد الزراعه تالیف فاضل هروی در سال921 هجری قمری است که در سال 1323 هجری قمری توسط عبد الغفارخان نجم الدوله با چاپ سنگی منتشر گشته است.بعد از صفویان حکمرانان هر کدام بر حسب قدرت و ضعف خود اثراتی بر روی کشاورزی ایران داشتند که روی هم رفته اثرات منفی بیشتر بود و ایران مانند بسیاری از کشورها از قافله تمدن عقب افتاد و کشاورزیش صفویان نیز عقب تر رفت.اولین جنبش به سوی کشاورزی نوین در زمان صدارت شادروان میرزا تقی خان امیرکبیر بوجود آمد.

این مرد کاردان ضمن سایر اقدامات اصولی خود سعی وافری نیز در پیشبرد کشاورزی نمود و علاوه بر وارد کردن انواع بذرهای اصلاح شده با متخصصین خارجی هم قرار دادهایی منعقد ساخت و کشاورزی ایران را به سوی پیشرفت سوق داد.

در اوایل قرن چهاردهم هجری قمری با تاسیس اولین مدرسه کشاورزی ایران به نام مدرسه فلاحت مظفری و وارد کردن سیب زمینی و انواع نهالهای میوه بخصوص سیب و گیلاس از خارج باغبانی ایران توسعه بیشتری یافت و سپس با ایجاد مدارس متوسطه و عالی و دانشکده های کشاورزی موسسه اصلاح و تهیه بذر ونهال و غیره به وضع کنونی در آمد .

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 12:50 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه یکم اردیبهشت 1388

باران های اسیدی

یکی از مشکلات جدی محیط زیست که امروزه بشر در اکثر نقاط جهان با آن درگیر است، باران اسیدی می‌باشد. باران اسیدی به پدیده‌هایی مانند مه اسیدی و برف اسیدی که با نزول مقادیر قابل توجهی اسید از آسمان همراه هستند، اطلاق می‌شود.
باران هنگامی اسیدی است که میزان PH آب آن کمتر از 5،6 باشد. این مقدار PH بیانگر تعادل شیمیایی بوجود آمده میان دی‌اکسید کربن و حالت محلول آن یعنی بی‌کربنات (HCO3 ) در آب خالص است.
باران اسیدی دارای نتایج زیانبار اکولوژیکی می‌باشد و وجود اسید در هوا نیز بر روی سلامتی انسان اثر مستقیم دارد. همچنین بر روی پوشش گیاهی تأثیرات نامطلوبی می‌گذارد.

دید کلی
در چند دهه اخیر میزان اسیدیته آب باران ، در بسیاری از نقاط کره زمین افزایش یافته و به همین خاطر اصطلاح باران اسیدی رایج شده است. برای شناخت این پدیده سوالات زیادی مطرح گردیده است که به عنوان مثال می‌توان به این موارد اشاره کرد: چه عناصری باعث تغییر طبیعی باران می‌شوند؟ منشا این عناصر چیست؟ این پدیده در کجا رخ می‌دهد؟
معمولا نزولات جوی به علت حل شدن دی‌اکسید کربن هوا در آن و تشکیل اسید کربنیک بطور ملایم اسیدی هستند و PH باران طبیعی آلوده نشده حدود 5.6 می‌باشد. پس نزولاتی که به مقدار ملاحظه‌ای قدرت اسیدی بیشتری داشته باشند و PH آنها کمتر از 5 باشد، باران اسیدی تلقی می‌شوند.

تاریخچه
پدیده باران اسیدی در سالهای پایانی دهه 1800 در انگلستان کشف شد، اما پس از آن تا دهه 1960 به دست فراموشی سپرده شد. « اسمیت » در سال 1873 واژه باران اسیدی را برای اولین بار مطرح کرد. او پی برد که ترکیب شیمیایی باران تحت تاثیر عواملی چون جهت وزش باد ، شدت بارندگی و توزیع آن ، تجزیه ترکیبات آبی و سوخت می‌باشد. این محقق متوجه اسید سولفوریک در باران شد و عنوان نمود که این امر ، برای گیاهان و اشیا واقع در سطح زمین خطرناک است.
« موتا » و « میلو » در سال 1987 عنوان داشتند که دی‌اکسید کربن با اسید سولفوریک و اسید نیتریک عوامل اصلی تعیین کننده میزان اسیدی بودن آب باران هستند، چرا که در یک فاز آبی به صورت یونهای نیترات و سولفات در می‌آیند و چنین یونهایی به آب باران خاصیت اسیدی می‌بخشند.
عوامل موثر در اسیدیته باران
آب باران هیچگاه ، کاملا خالص نبوده و با پیشرفت صنعت بر ناخالصیهای آن افزوده شده است. ناخالصی طبیعی باران بطور عمده ناشی از نمکهای دریایی است و گازها و دودهای ناشی از فعالیت انسان در فرآیند ابرها دخالت می‌کنند.
آتش سوزی جنگلها نیز ، از جمله عواملی است که در میزان اسیدیته آب باران نقش دارد. فرآیندهای بیولوژیکی ، آتشفشانی و فعالیتهای انسان ، مواد آلوده کننده جو را در مقیاس محلی ، منطقه‌ای و جهانی در فضا منتشر می‌کنند. به عنوان مثال ، در صورت وجود جریانات باد در نواحی صنعتی ، مواد خارج شده از دودکشهای کارخانه‌ها در سطح وسیعی در فضا پراکنده می‌شوند.

اسیدهای موجود در باران اسیدی
اسیدهای عمده در باران اسیدی ، اسید سولفوریک و اسید نیتریک می‌باشد. بطور کلی این اسیدها به هنگام حمل توده هوایی که آلاینده‌های نوع اول مثل و را دربر دارند، بوجود می‌آیند. از این رو معمولا محل نزول باران اسیدی دورتر از منبع آلاینده‌ها می‌باشد. باران اسیدی یک مشکل آلودگی است که به علت حمل دوربرد آلاینده‌های هوا توسط باد حد و مرز جغرافیایی نمی‌شناسد.

منابع تولید دی‌اکسید گوگرد
بطور کلی در مقیاس جهانی بیشتر بوسیله آتشفشانها و توسط اکسایش گازهای گوگرد حاصل از تجزیه گیاهان تولید می‌شود. این دی‌اکسید گوگرد طبیعی معمولا در قسمتهای بالای جو انتشار می‌یابد. بنابراین غلظت آن در هوای پاکیزه ناچیز می‌باشد. منبع عمده تولید ناشی از فعالیتهای انسانی احتراق زغالسنگ می‌باشد.
دی‌اکسید گوگرد بوسیله صنعت نفت به هنگام پالایش نفت یا تصفیه گاز طبیعی مستقیما یا به صورت در هوا انتشار می‌یابد. بیشتر کانیهای با ارزش در طبیعت به صورت سولفید یافت می‌شود. بنابراین هنگام استخراج و تبدیل آنها به فلز آزاد مقداری در هوا آزاد می‌شود و در اثر ترکیب با ذرات ریز بخار آب به تبدیل می‌گردد و در اثر کاهش دما در قسمتهای بالای جو به صورت باران اسیدی به زمین برمی‌گردد.

منابع تولید اکسیدهای نیتروژن
در هوای غیر آلوده به مقدار کم در اثر ترکیب اکسیژن و نیتروژن موجود در هوا هنگام رعد و برق ، وجود دارد و همچنین مقداری هم از رها شدن اکسیدهای نیتروژن از منابع زیستی حاصل می‌شود، اما که به عنوان آلاینده جوی محسوب می‌شود، از نیروگاهها و دود اگزوز خودروها ناشی می‌شود.

باران اسیدی در آمریکای جنوبی
پیرامون معضل باران اسیدی ، به ویژه در مورد مناطق صنعتی که میزان PH کمتر از 3 دارند، تاکنون مقالات زیادی منتشر شده است. با وجود این بعضی از محققین معتقدند که برخی از این مقالات مستند نیستند و PH طبیعی باران توسط فعالیتهای مختلف انسانی ، چنان تغییر می‌کند که تعیین یک استاندارد ، غیرممکن می‌باشد.
 در ارتباط با این مطلب می‌توان مثالهایی از آمریکای جنوبی زد. جایی که میزان PH آب باران ، هم در جنگلهای آمازون و هم در شهرهای سائوپائولو و ریدوژانیرو و باربر 4،7 است. در جنگل آمازون موارد زیر در اسیدی شدن تاثیر اساسی دارند:
اسیدسولفوریک که خود از اکسید شدن سولفید هیدروژن (از مواد فرار مناطق مردابی) تشکیل می‌شود.
اسید آلی که از سوختن مواد آلی بوجود می‌آید.
عملکرد و آثار بارانهای اسیدی که بطور طبیعی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است، ما را به سوی رخدادها زیستی فاجعه‌آمیز هدایت می‌کند. با وجود اینکه این پدیده منشا طبیعی دارد، محققان بر این باورند که عملکرد انسان در این رابطه بسیار تاثیر گذار است.

باران قلیائی
نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که در بعضی از مواقع ، PH آب باران حتی در جو بسیار آلوده هم در 5،6 ثابت باقی می‌ماند. دانشمندان این مسئله را به حضور ترکیبات قلیائی در کنار اسید نسبت می‌دهند.
چنانچه میزان ترکیبات قلیائی شدیدا افزایش یابد، PH باران به بیش از 7 نیز می‌رسد. در این صورت به جای باران اسیدی ، باران قلیائی خواهیم داشت. ضمنا گروهی از عناصر شیمیایی در جو وجود دارند که حالت اسیدی را طی واکنشهایی خنثی می‌کنند. خاک بیایانها ، منبع طبیعی و با ارزش این عناصر قلیایی است. از جمله منابع غیرطبیعی عناصر قلیایی آلوده کننده جو می‌توان به کارخانه‌های تولید کننده سیمان و فعالیتهای استخراج معادن اشاره نمود.

اثرات بوم شناختی باران اسیدی
آلاینده‌های نوع اول هوا مانند و آب باران را چندان اسیدی نمی‌کنند، اما این آلاینده‌ها می‌توانند طی چند ساعت یا چند روز به آلاینده‌های نوع دومی مثل و تبدیل شوند که هر دو در آب بسیار انحلال پذیر و جز اسیدهای قوی می‌باشند. در واقع تمام قدرت اسیدی در باران اسیدی ، به علت وجود این دو اسید است.
میزان تأثیر باران اسیدی بر روی حیات زیست شناختی در یک منطقه به ترکیب خاک و صخره سنگی که در زیر لایه سطحی زمین آن منطقه واقع است، بستگی دارد. مناطقی که در زیر لایه سطحی زمین گرانیت یا کوارتز دارند، بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند، زیرا خاک وابسته به آن ، ظرفیت کمی برای خنثی کردن اسید دارد. چنانچه صخره سنگی در زیر لایه سطحی زمین از نوع سنگ آهک یا گچ باشد، اسید بطور موثر خنثی می‌شود، زیرا کربنات کلسیم به صورت باز عمل کرده و با اسید وارد واکنش می‌شود.

تاثیر روی اکوسیستم آبی
دریاچه‌های اسیدی شده به علت شسته شدن سنگها بوسیله یون هیدروژن دارای غلظتهای بالای آلومینیوم هستند. قدرت اسیدی بالا و غلظتهای بالای آلومینیوم عامل اصلی کاهش جمعیت ماهیهاست. ترکیب زیست شناختی دریاچه‌های اسیدی شده به شدت دچار تغییر می‌شود و تکثیر ماهیها در آبهای دارای قدرت اسیدی بالا کاهش می‌یابد. وقتی PH خیلی پایین‌تر از 5 باشد، گونه‌های اندکی زنده مانده و تولید مثل می‌کنند. آب دریاچه‌های اسیدی شده اغلب زلال و شفاف می‌باشد و این به علت از بین رفتن زندگی گیاهی و جانوری این دریاچه‌ها می‌باشد.

تاثیر روی گیاهان و جنگلها
تاثیر باران اسیدی بر روی جنگلهای و محصولات کشاورزی را به دشواری می‌توان تعیین کرد. ولی با این وجود بررسیهای آزمایشگاهی حاکی از این هستند که گیاهان زراعی رشد یافته در شرایط بارانهای اسیدی رفتار متفاوتی نشان می‌دهند. محصولات برخی افزایش یافته و محصولات گروهی کاهش می‌یابد.
آلودگی هوا اثرات بدی روی درختان دارد. اسیدی شدن خاک ، مواد غذایی موجود در آن را شسته و از بین می‌برد. باران اسیدی که در جنگلها می‌ریزد، ازن و سایر اکسنده‌های هوا ، که درختان جنگلی در معرض آنها قرار دارند، تاثیر نامطلوبی روی درختان و پوشش گیاهی می‌گذارد و این تاثیرات نامطلوب وقتی با خشکسالی ، دمای بالا و بیماری و … همراه باشد، ممکن است باعث خشک شدن درختان شود.
جنگلهای ارتفاعات بالا بیش از همه تحت تاثیر ریزش باران اسیدی هستند. قدرت اسیدی در مه و شبنم بیش از باران است، زیرا در مه و شبنم آبی که موجب رقیق شدن اسید شود، کمتر است. درختان برگ ریز که با باران اسیدی آسیب می‌بینند، به تدریج برگهای خود را از بالا به پائین از دست می‌دهند و اکثر برگهای خشک شده در بهار بعدی تجدید نمی‌شوند.

اثرات بارشهای اسیدی بر انسان :
بارشهای اسیدی به هر دو صورت خشک و مرطوب بر انسان و محیط انسانی اثرات نامطلوبی دارد واکنشهایی که منجر به تولید ترکیبات اسیدی می شود می تواند بجای رطوبت هوا در اشک چشم یا ششها انجام شود. و باعث ایجاد مشکلاتی برای دستگاه تنفسی شده و بیماریهایی چون سرطان ریه و برنشیت ایجاد کند، ذرات معلق گوگرد سبب پیدایش و تشدید بیماری برونشیت می شود. در نواحی پر جمعیت و افراد سیگاری این بیماری بیشتر دیده شده است.
مطالعات انجام شده ثابت کرده است که از ۱۹۵۲ تا کنون تعداد سرطانهای ریوی و تنفسی در حال افزایش بوده است .بخصوص در فرانسه گزارشهای مرگ و میر ناشیاز این مسئله در چندین دوره افزایش نسبتأ زیادی را نشان می دهد.
به هر صورت شواهد قطعی در مورد اثرات شهر بر سرطان ریه وجود دارد و مرگ ومیر ناشی از این بیماری در بین سیگاریهای نواحی شهری ۲۶ تا ۱۲۳ در صد بیشتر از نواحی روستایی است .
● اثر باران اسیدی بر موجودات دریایی :
هر موجود زنده نسبت به تغییرات PH دارای مقاومت خاصی است با کاهش PH در آب و بالا رفتن خاصیت اسیدی آبها بر روی بعضی از موجودات دریایی اثر نامطلوب گذاشته و ممکن است باعث مرگ آنها شود . در سال ۱۹۰۰ میلادی حدود ۰۰۰/۳۰ کیلو گرم ماهی سالمون در هفت رودخانه نروژ صید شد در حالیکه در سال ۱۹۷۰ به دلیل افزایش اسیدیته آب هیچ اثری از این آبزی در رودخانه فوق پیدا نشده است .
بارانهای اسیدی که در خاک نفوذ می کنند باعث رها سازی فلزاتی چون نیکل ،سربو منگنز و... شده و به تدریج توسط جریان آب به دریا ها حمل می شود و در مرگ بعضی از موجودات دریایی موثر مواقع می شود.

اثر بارانهای اسیدی بر ساختمانها :
ساختمانهایی که از جنس سنگهای آهکی (مرمر، سنگ آهک ، ماسه سنگ آهکی) می باشند به بارانهای اسیدی حساسیت بیشتری دارند که این مسئله علاوه بر زیانهای اقتصادی می تواند باعث زیانهای فرهنگی هم شود. برآثار تاریخی شهرهایی چون پاریس ، لندن، ونیز و... در معرض خطر جدی قرار دارند در ایران نیز به علت گسترش شهرها و افزایش آلودگی هوا، آثار تاریخی با چنین خطری مواجه است .
باران اسیدی در هر دو حالت خشک ومرطوب باعث تخریب و تغییر سطح سنگهای آهکی می شود.
در حالت مرطوب ،بارش اسیدی که سطح سنگها ریزش می کند با عناصر موجود در سنگ واکنش انجام داده و باعث تخریب سنگ می شود زیرا کانی کلسیت CaCo۳ که کانی اصلی سنگهای آهکی است به وسیله آبهای اسیدی خیلی سریع حل می شود.
CaCo۳ + H۲Co ۳ Ca+۲ + ۲HCo۳- H۲So۴ + CaCo۳ Ca۲+ + So۴۲- + H۲o + Co۲
بارش اسیدی در حالت خشک بر روی سنگها رسوب کرده و باعث تیرگی نمای ساختمان می شود که علاوه براینکه چهره نامطلوبی به شهرمی دهد به تدریج باعث تخریب نمای ساختماتها می شود.
همچنین از طریق هوا داخل موزها شده و بر آثار هنری اثر مخرب می گذارد.
بعضی از اثرات مهم باران های اسیدی که « فومارو » در سال 1997 نیز به آنها اشاره کرده است، عبارتند از:
مضر برای انسان : ایجاد تنگی نفس ، برونشیت ، التهاب ریه ، آنفلوآنزا و سرماخوردگی

تخریب جنگلها : ریختن برگها ، تخریب ریشه توسط باکتریها، کاهش روند رشد ، تقلیل میزان محصول دهی ، کم شدن قدرت حیات.
خطرناک برای دریاچه‌ها : مرگ صدها گونه زیستی
تسریع در خوردگی مواد : خوردگی وسایل نقلیه و بناهای تاریخی
در اثر سوزاندن نفت و زغال سنگ، گازهای سمی و زیانبار تولید می شود که صدمات
 جدی بر محیط زیست و سلامتی انسان ها وارد می سازد.
مواد آلاینده ای که در اثر سوزاندن سوخت های فسیلی در نیروگاهها و وسایل نقلیه آزاد می شوند، عبارتند از:
 دی کسید گوگرد،
 اکسید ازت،
 دی اکسید کربن
 مونواکسید کربن
 این آلاینده ها موجب آسیب رساندن به شش ها و بروز بیماری تنفسی و باعث بارش
 باران های اسیدی و افزایش دمای کره زمین هم هستند.
 بارش باران های اسیدی موجب خشک شدن در ختان ، نابودی جنگل ها، تخریب
 ساختمانها و الودگی اب رودخانه و دریاچه ها می گردد.

اثر بارانهای اسیدی بر هواپیماها
همه ما مطالبی در مورد بارانهای اسیدی شنیده ایم. هنگامیکه پدیده تبخیر رخ می دهد آلودگی با جریان طبیعی هوا مخلوط می شود و مولوکولهای آب با ذرات آلوده کننده ترکیب می شوند و در نیتجه باران های اسیدی بوجود می آیند.
باران های اسیدی موجب تخریب مجسمه ها، از بین رفتن رنگ ماشینها، ایجاد آلودگی اسیدی در آبهای رودخانه ها ، دریاچه ها و حتی ذخایر آب آشامیدنی می شوند.
مساله ای که کمتر مورد توجه قرار گرفته تاثیر مخرب این باران ها بر روی بدنه هواپیماها و ایجاد فرسودگی در آنها می باشد و باعث افزایش احتمال سقوط می شود. بدیهی است نقصهای بدنه در زمان پرواز هواپیماها مساله ای نیست که بتوان از آن چشم پوشی کرد و هر ساله شاهد نمونه های زیادی از سقوط هواپیما ها به دلیل نقص های بدنه هستیم که توسط سازمان ایمنی حمل ونقل (NTSB) گزارش می شود.
باران های اسیدی در نوع خود یک مشکل بسیار جدی است که اغلب کمتر به آن توجه شده و باوجود اینکه آمارها نشان می دهد این پدیده از سال 1975 رو به بهبود بوده، عده ای معتقدند که تاثیرات مخرب این باران ها در حال افزایش است.
با اینکه کاملا نمی توان هواپیماها را از اثرات باران های اسیدی دور نگه داشت ولی شستن بدنه هواپیما بعد از ریزش باران های اسیدی، یکی از تمهیداتی است که مسئولین فرودگاه ها در این راستا می توانند انجام دهند.
باران اسیدی با گرمای زمین مبارزه می‏کند

بر اساس تحقیقات دانشگاه اپن انگلستان، گوگرد موجود در باران اسیدی که از سوختن زغال سنگ حاصل می‏شود، برای کاهش گرمای کره زمین موثر است. محققان معتقدند که این تاثیر به کمک فرآیند محدود کردن تولید گازمتان، توسط میکروب‏های زمین‏های باتلاقی عمل می‏کند.
گفتنی است، دانشمندان اعلام کرده‏اند؛ این نظریه دلیل بر خوب جلوه دادن باران اسیدی نیست، بلکه بر این نکته تاکید دارد که یکی از عوامل ایجاد آلودگی محیط زیست می‏تواند در بخشی دیگر، به محیط زیست کمک رساند.
نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 18:50 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387

بخش تحقيقات فني و مهندسي كشاورزي

پروژه هاي تحقيقاتي بخش

 1- مهندسي آبياري و زهكشي

 2- مهندسي ماشينهاي كشاورزي و مکانیزاسیون

 3-  مهندسی صنايع تبديل فرآورده هاي کشاورزی و ساختمانهاي توليد و نگهداري فرآورده هاي كشاورزي

-فعالیتها و خدمات پروژه آبیاری و زهکشی

 مشاوره شامل: طراحی، بکارگیری وتوسعه روشهای آبیاری تحت فشار استان.

 - طراحی آبیاری تحت فشار در گلخانه ها ، خزانه ها ونشاء کاریها.

 - تعیین و ییشنهاد بهترین روش آبیاری مطابق با اقلیم ، خصوصیات فیزیکی خاک وگیاه.

 آموزش شامل: تهیه مبانی و استانداردهای لازم در طراحی سیستم های آبیاری سطحی و تحت فشار و سیستم های زهکشی اراضی کشاورزی

-فعالیتها و خدمات پروژه مکانیک ماشینهای کشاورزی و مکانیزاسیون

 طراحی ، ساخت و بهینه سازی شامل : طراحی و نمونه سازی ادوات و ماشین های کشاورزی

- بهینه سازی ادوات و ماشینهای کشاورزی

- تست و ارزیابی شامل : تست وارزیابی ادوات و ماشینهای کشاورزی ساخت داخل و خارج از کشور

- مقایسه و بررسی سیستم های مختلف ماشینی ، مکانیزه و منابع قدرت

مشاوره شامل : مشاوره در زمینه بکارگیری و توسعه روشهای نوین ماشینی و مکانیزه.

 - مشاوره در زمینه تعیین و پیشنهاد مناسبترین شیوه مکانیزاسیون محصولات کشاورزی با توجه به اقلیم ، خصوصیات فیزیکی خاک وگیاه

 آموزش شامل : برگزاری کارگاه های آموزشی و تخصصی

 - آموزش و تدریس در زمینه دروس تخصصی و سیستم های نوین ماشینی

 -  تهیه کاتالوگ و برشورهای آموزشی و ترویجی

 

2-فعالیتها و خدمات مهندسی صنايع تبديل فرآورده هاي کشاورزی

 مطالعات شامل: روش های حفظ و نگهداری محصولات مختلف کشاورزی در انبارها سیلوها و سردخانه ها

 - روشهای مختلف انتقال و بسته بندی محصولات کشاورزی بصورت خام و عمل آوری شده

 - روش های تغلیظ و گاز زنی محصولات و فرآورده های کشاورزی

 - روش های مناسب استفاده از ضایعات و زایدات (مازاد) محصولات کشاورزی و تبدیل آنها به مواد قابل استفاده جهت مصرف انسان و خوراک

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 19:51 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387

آبیاری بارانی

مقدمه

آبیاری به معنی پخش آب روی زمین جهت نفوذ در خاک برای استفاده گیاه و تولید محصول می‌باشد. آبیاری و مدیریت آب در مزرعه در عین سادگی هنوز هم از پیچیده‌ترین و به عبارتی از مشکل‌ترین عملیات کشاورزی به شمار می‌رود. بسیاری از متخصصان کشاورزی آبیاری را یک هنر می‌دانند تا علم ، و برخی آن را یک فن قلمداد می‌کنند.

مزایای آبیاری بارانی

  • امکان استفاده در زمنیهای پر شیب.
  • توزیع یکنواخت آب آبیاری در تمام نقاط مزرعه.
  • کمک به رشد بهتر گیاهان با لطیف کردن محیط اطراف گیاهان.

معایب آبیاری بارانی

  • سموم آفت کش و قارچ کش را از روی برگها می‌شوید.
  • تاثیر نامطلوب باد در توزیع یکنواخت آب در این نوع از روشهای آبیاری.
  • هزینه سرمایه گذاری اولیه نسبتا زیاد.

انواع روشهای آبیاری بارانی

یکی از روشهای آبیاری است که آب را توسط آب پاشها به صورت قطرات ریز باران در آورده و در سطح زمین پخش می‌نمایند و رطوبت مورد نیاز گیاه تامین می‌شود. روشهای آبیاری بارانی بر اساس نوع حرکت بال آبیاری به چهار دسته تقسیم می‌شوند: سیستم‌های آبیاری بارانی ثابت ، سیتم‌های بارانی نیمه ثابت ، آبیاری بارانی با جابجایی متناوب ، آبیاری بارانی با جابجایی مداوم.

آبیاری بارانی ثابت

در این روش ، به تعداد کافی بال آبیاری و آبپاش وجود دارد بطوریکه احتیاجی به جابجایی بالهای آبیاری و آبپاشها در طول فصل زراعی نمی‌باشد. در سیستم‌های ثابت ممکن است بالهای آبیاری به صورت ثابت در زیر زمین کار گذاشته شود یا این بالها در ابتدای فصل رشد روی زمین چیده شود و در انتهای فصل رشد جمع شوند.

آبیاری بارانی نیمه ثابت

در این روش ، بالهای آبیاری زیرزمین قرار می‌گیرند و پس از هر آبیاری فقط آبپاشها برروی بال آبیاری جابجا می‌شوند. این کار توسط شیرهای خودکاری که روی بالهای آبیاری نصب شده صورت می‌گیرد.

آبیاری بارانی با جابجایی متناوب

در این روش ، بال آبیاری در حالیکه آب پاشها روی بال آبیاری ثابت می‌باشند، پس از انجام هر آبیاری جابجا شده و به محل اسقرار بعدی منتقل می‌شوند. پس از هر آبیاری ، بال آبیاری از لوله اصلی جدا شده و به محل بعدی منتقل می‌شود. براساس روش انتقال بال آبیاری سیستم‌های آبیاری بارانی با جابجایی متناوب به سه دسته تقسیم می‌شوند.

سیستم آبیاری بارانی جابجایی با دست

در این روش ، لوله‌های اصلی در طول فصل آبیاری ثابت بوده ولی بالهای آبیاری پس از هر آبیاری به همراه آب پاشهای نصب شده روی آنها توسط دست جابجا می‌شوند.

سیستم آبیاری بارانی قطره‌ای کوچک

در این روش ، بال آبیاری شامل لوله‌هایی است که به دور قرقره‌ای پیچیده شده و در فواصل معینی روی لوله اصلی نصب می‌شود. در انتهای هر یک از لوله‌ها ، آبپاشها توسط ارابه کوچک وصل شده‌اند، ‌این آبپاشها در ابتدای آبیاری به انتهای زمین کشیده می‌شوند بطوریکه در این زمان قرقره کاملا باز شده است.

آبیاری بارانی آبفشان غلتان

این نوع سیستم شبیه سیستم آبیاری بارانی جابجایی با دست است با این تفاوت که مجموعه یک بال آبیاری روی چرخهای فلزی سوار شده و کل این مجموعه دارای یک موتور بنزینی است.

سیستم آبیاری بارانی با جابجایی مداوم

در این روش بال آبیاری در موقع عمل آبیاری دارای یک حرکت مداوم و پیوسته است. این سیستم آبیاری شامل سه دسته سیستم آبیاری بارانی آبفشان دوار ، آبفشان خطی و آبفشان قرقره‌ای است.

سیستم آبیاری بارانی آبفشان دوار

در این روش ، بال آبیاری شامل یک سازه بزرگ فلزی است که توسط برجکهایی در ارتفاع بلندتر از گیاه قرار گرفته و حول نقطه مرکزی که در همان نقطه اتصال بال به لوله اصلی است دوران می‌کند. با توجه به نوع حرکت دورانی بال آبیاری ، آبیاری مزارع به صورت دایره‌ای شکل صورت می‌گیرد.

سیستم آبیاری بارانی آبفشان خطی

از لحاظ شکل ظاهری شبیه سیستم آبیاری بارانی آبفشان دوار است با این تفاوت که در این روش ، خط لوله اصلی در کنار زمین قرار گرفته و بال آبیاری در کنار آن حرکت رفت و برگشتی دارد.

سیستم آبیاری بارانی آبفشان قرقره‌ای

در این روش بال آبیاری شامل یک لوله است که از یک طرف به دور یک قرقره بزرگ پیچیده شده و از طرف دیگر به ارابه بزرگی که آبپاش روی آن قرار گرفته متصل می‌شود. برای شروع آبیاری ، معمولا قرقره و ارابه را به کنار زمین و جایی که شیر آب از لوله اصلی وجود دارد منتقل کرده و پس از اتصال قرقره به شیر آب ، ارابه را توسط تراکتور کشیده و به انتهای زمین انتقال می‌دهند.

در این حالت لوله از دور قرقره باز می‌شود. با برقرار شدن جریان لوله توسط موتور ، شیلنگ به دور قرقره جمع می‌شود و ارابه را به طرف قرقره می‌کشد با حرکت ارابه از انتهای زمین به طرف قرقره ، آبیاری یک نوار کامل از عرض زمین انجام می‌گیرد.
نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 19:46 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387

روشهای آبیاری

انواع روشهای آبیاری
 

آبیاری سطحی

آب از نهر آبیاری یا لوله دریچه‌دار در سطح خاک جریان یافته و با نفوذ تدریجی در خاک در اختیار ریشه گیاه قرار می‌گیرد. آبیاری سطحی به سه روش آبیاری کرتی - آبیاری نواری و آبیاری شیاری انجام می‌شود.

 آبیاری تحت فشار

بطور کلی سیستم‌های آبیاری تحت‌فشار به روشهایی گفته می‌شود که آب را توسط لوله و تحت فشاری بیش از فشار اتمسفر در سطح مزرعه توزیع می‌کنند. آبیاری تحت‌فشار به دو روش آبیاری بارانی و آبیاری موضعی انجام می‌شود. روش آبیاری موضعی به دو دسته آبیاری قطره‌ای و خطی انجام می‌گیرد. که این دو روش به مقدار زیادی صرفه جویی در مصرف آب خواهد داشت.

 آبیاری زیرزمینی

در این روش، آبیاری، رطوبت لازم برای محیط ریشه گیاه توسط کنترل سطح ایستابی است. برای این منظور لازم است که یک لایه غیر قابل نفوذ در عمق مناسب از سطح خاک وجود داشته باشد تا بتوان سطح ایستایی را کنترل نمود. از مهم‌ترین مشخصه‌های این روش مرطوب نشدن سطح خاک است بطوریکه معمولاً برای تأمین آب در محیط ریشه سطح ایستابی به حدی بالا آورده می‌شود که رطوبت بتواند با استفاده از خاصیت موئینگی به محیط ریشه برسد

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 19:42 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387

مشخصات گاو آهن ها

نام:                                  گاوآهن برگردان‌دار

نام اتصال:                          سوارشونده (هيدروليكي)

قابليت اتصال:                     جزء گروه اول و دوم

نوع از نظر كار:          گاوآهني است چندمنظوره براي انجام كارهاي عمومي

ساير مشخصات:

مدل گاوآهن

شرح

باغي

يك‌طرفه

دوطرفه

2خيش

3خيش

4خيش

3خيش

4خيش

   

طول برحسب سانتيمتر

100

132

200

270

300

400

عرض برحسب سانتيمتر

80

99

115

145

160

190

ارتفاع برحسب سانتيمتر

92

110

110

115

135

145

وزن طرح برزيلي كيلوگرم

93

204

260

383

ــ

ــ

وزن طرح حجم كيلوگرم

ــ

245

325

425

800

960

عرض كار هر خيش بر حسب سانتيمتر

25

30

30

30

30

35

حداقل عرض كار بر حسب سانتيمتر

50

60

90

120

90

140

حداكثر عرض كار بر حسب سانتيمتر

60

70

115

140

115

160

قدرت مورد نياز جهت كشش برحسب قوه اسب‌بخار

20

45

65

90

90

120

 توجه: سازنده مجاز به تغيير مشخصات فني اعلام شده بدون اعلام قبلي خواهد بود.

گاوآهن دوطرفه جم

ويژگيهاي گاوآهن دوطرفه:

      تيغه‌هاي گاوآهن دوطرفه در دو سمت شاسي قرار گرفتنه‌اند و از لحاظ وزن و اندازه با هم مساوي هستند، اما برگردان آنها مخالف يكديگر عمل مي‌كند، يعني اگر تنه‌هاي يك سمت ، خاك را به سمت راست برگردانند تنه‌هاي سمت مخالف خاك را به چپ برمي‌گردانند.

          گاوآهن‌هاي دوطرفه سوارشونده ساخته مي‌شوند.

     عمل چرخانيدن تنه‌ها حول محور اصلي بوسيله جك دوطرفه صورت مي‌گيرد. اين جك هربار تنه‌ها را به اندازه 180 درجه جابجا مي‌كند و براي جلوگيري از گرد و خاك در جاي خود استتار مي‌باشد.

 نحوه كار با گاوآهن دوطرفه:

شروع كار  گاوآهن از يك سمت زمين مي‌باشد. يعني تراكتور در كنار و امتداد يك ضلع مزرعه حركت مي‌كند و خاك را به سمت بيرون برمي‌گرداند. در انتهاي خط پس از دورزدن تراكتور را به‌صورت درجا بايد تنه‌ها را 180 درجه برگردانده و چرخ سمت شخم تراكتور را در داخل شيار ايجاد شده توسط آخرين تنه قرار دهيد و عمل شخم تا ضلع مقابل به همين نحو ادامه پيدا مي‌كند.

لازم به يادآوري است در شخم با اين‌گونه چون خاك به اندازه عرض يك خيش به يك سمت منتقل  مي‌شود در هرسال بايد شخم را از ضلع مقابل شخم سال قبل شروع كرد.

 

مزاياي گاوآهن دو طرفه :

      عدم نياز به عمليات تسطيح

در گاوآهنهاي يك‌طرفه ، مزرعه به قطعات فرضي كوچكتر تقسيم شده و در محل شروع و اتمام شخم جوي و پشته ايجاد مي‌شود. با تكرار شخم طي چند سال بعلت جابجايي زياد خاك ناهمواري ايجاد مي‌شود. در حاليكه با گاوآهنهاي دوطرفه ( بدون تقسيم‌ مزرعه به قطعات كوچك) چون شخم از يك ضلع مزرعه شروع مي‌شود هميشه خاك به يك طرف ريخته شده و هيچگونه جوي و پشته در وسط زمين ايجاد نمي‌شود و زمين ناهمواري پيدا نمي‌كند.

      جلوگيري از اتلاف وقت:

   چون در قطعات كوچك براي ادامه شخم با گاوآهن يك‌طرفه راننده مجبور مي‌باشد با دنده عقب يا دور زدن و حركت بدون شخم تا محل شروع بيايد وقت زيادي تلف خواهد شد ولي در شخم با گاوآهن دوطرفه چنان كه قبلاً ذكر شده اين مشكل برطرف گرديده است.

نماي ظاهري شخم با گاوآهن يك‌طرفه:

الف) يك پشته در وسط و دو شيار در كناره‌هاي زمين ايجاد مي شود.

ب) يك شيار در وسط و دو پشته در كناره‌هاي زمين ايجاد مي‌شود. در هر دو حالت الف و ب پشته و شيارهاي ايجاد شده و زمين را بايد توسط عمليات تسطيح ترميم نمود.

 

نماي ظاهري شخم با گاوآهن‌هاي دوطرفه:

 

در اين شخم خاك هميشه به يك سمت جابجا مي‌شود و نياز به عمليات تسطيح ندارد و در شخم بعدي از جهت مقابل خاك به جاي اوليه بازمي‌گردد.

نحوه كار چرخ عقب:

چون چرخ عقب گاوآهن به دومنظور يكي تثبيت عمق شخم و ديگر حمل‌و‌نقل طراحي گرديده در هنگام شخم بين چرخ را طوري قرار دهيد كه چرخ در سمت زمين ساده قرار گيرد و بوسيله پيچهاي مخصوص عمق شخم را تنظيم نمائيد و در هنگام حمل‌و‌نقل پين چرخ را جابجا نموده و گاو‌آهن را بصورت افقي درآورده و با پيچ مخصوص در جاي خود ببنديد تا گاوآهن بصورت يكپارچه قرار گيرد.

      صرفه‌جويي در زمان كار

در استفاده از اين گاوآهن ، تراكتور پس از پايان يك خط برخلاف گاوآهن يك‌طرفه ، درجا دور زده و همان خط را از برگشت ادامه مي‌دهد كه درضمن سرعت بخشيدن در كار شخم، همزمان نيز مي‌توان تراكتور ديگري را براي عمليات كلوخ‌شكني (ديسك‌زني) وارد زمين نمود بدون‌اينكه نيازي به قطعه‌بندي باشد.

عمليات تهيه و آماده‌سازي زمين را در مدت بسيار كوتاهي ميسر مي‌نمايد.

زمينهاي تهيه و آماده‌سازي زمين را در مدت بسيار كوتاهي ميسر مي‌نمايد.

زمينهاي بزرگ كه بواسطه توالي كشت محصولات مختلف در طول سال و پس از برداشت محصول بلافاصله بايد زمين را براي كشت بعدي آماده نموده، بكارگيري اين وسيله خاك‌ورزي علاوه بر مزاياي فوق امكان مهيا نمودن خاك را در فرصتي كمتر به سادگي عرضه مي‌دارد

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 19:39 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387

ابزارهای جدید خاک ورزی

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 19:35 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387

گاو اهن بشقابی

 

گاو آهن بشقابي براي انجام خاك ورزي اوليه مورد استفاده قرار مي گيرند و كار آنها تا حدودي شبيه به كار گاواهن هاي برگردان دار مي باشد اين گاوآهنها از يك سري بشقاب هاي مقعر گردنده كه به صورت انفرادي و جدا از هم بر روي يكشاسي قرار گرفته اند تشكيل مي گردند عمق كار بشقاب ها به وسيله يك يا چند چرخ ويا توسط سيستم هاي هيدروليك تراكتور كنترل مي شوند

اصول كار با گاو آهن بشقابي در هنگام كار با گاو آهن بشقابي خاك و خاشاك توسط عمل چرخش بشقاب ها قطع و جا به جا مي شود چنانچه بشقاب ها بدون صفحه تمييز كن كار كنند بيشتر عمل مخلوط كردن خاك بريده شده را انجام مي دهند تا برگرداندن خاك در صورت استفاده از صفحه تمييز كن برگردان دار خاك شبيه انچه كه در گاوآهن هاي برگردان دار انجام مي شوئد برگردانده مي شود البته عمل برگرداندن خاك به خوبي گاوآهن هاي برگردان دار صورت نمي گيرد گاواهن هاي بشقابي بايد با سرعتي نسبتا كم و يكنواخت كار كنند تا عمل برش و عرض برش را كنترل كنند اين گاو آهن ها در سرعتهاي زياد خوب كار نمي كنندو ضمنا سرعت زياد باعث تقليل در عمق شخم مي شود

انواع گاوآهن هاي بشقابي گاو آهن هاي بشقابي معمولا داراي 1 تا7 بشقاب مقعر مي باشند كه عرض برش هر بشقاب ممكن است بين حدود 30.5تا18.5 سانتي مترباشد .بشقابها معمولا در اندازه هاي مختلف به قطر 96.5تا61 سانتي متر دردسترس هستند. تقعر بشقاب ها معمولا بين16.5تا9 سانتي متر وضخامت آنها بين 6.5تا5 سانتي متر است . حداكثر عمق كار بشقاب ها،حدود 3/1قطر آنهاست.

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 19:33 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و نهم تیر 1387

نمونه برداری خاک

نمونه برداری خاک:

هدف:تجزيه وشناخت خاک و در نتيجه مورد استفاده قرار دادن آن است

1.تقسيم بندی زمين:بر اساس نوع زمين ونوع گياه وشيب يا مسطح بودن

2.نمونه برداری:

روشهای نمونه برداری:

الف: روش محور مختصات      ب: روش شبکه بندی     

ج: روش چند ضلعی:چند ضلعی نا مشخص را در نظر گرفته ومحل تلاقی را علامت می زنيم 

د: روش زيگزاگی:

براس گياهان زراعی وصيفی(گل وگياه) از عمقcm 30-0  نمونه برداری می کنيم ولی برای درختان از عمق   cm120-0  نمونه برداری می کنيم.

تعداد نمونه ها در 3-1 هکتار برابر با 25-20  نمونه بايد باشد (هر نمونه kg 5/1-1 )

انواع نمونه: ساده ,مرکب ,دست نخورده ,دست خورده

25-20 نمونه را با هم مخلوط کرده وسپس به ميزان   kg  5/1 -1  نمونه برداشته

نمونه ساده:اگر هر يک از نمونه های  برداشت شده جداگانه  مورد تجزيه قرار دهیم به آن نمونه ساده گویند

نمونه مرکب:اگر تعدادی  نمونه ساده را مخلوط کرده ویک نمونه برداريم به آن نمونه مرکب گويند

نمونه دست نخورده: اگر نمونه حالت وساختارطبيعی خاک را برای ما حفظ کند

نمونه دست خورده: اگر نمونه حالت وساختارطبيعی خاک را برای ما حفظ نکند

زمان نمونه برداری: موقعی که خاک ما رطوبت گاورو را داشته باشد يا رطوبت ظرفيت زراعی مزرعه باشد معمولاًنمونه ها را در پاييز بعد ازبرداشت محصول ودر بهار قبل از کاشت انجام می دهند.

وسايل نمونه برداری: بيل و بيلچه(برای نمونه دست خورده)استوانه های نمونه برداری، سوند يا       ا وگر Augerيا آ لر(نمونه دست نخورده،عمق نمونه برداری بيشتر)

روش کار:       

ابتدا استوانه را بر روی خاک قرار مي دهيم وبا پتک پلاستيکی به آن ضربه وارد مي کنيم وبه درون زمين می رود سپس در پوش را قرار مي دهيم وکناره های ظرف را خالی مي کنيم بيلچه را در زير استوانه قرار می دهيم ودست خود را روی در پوش قرار می دهيم وظرف را بر می گردانيم هر نمونه ای که از سر زمين بر مي داريم داخل کيسه های پلاستيکی ريخته ومشخصات کامل محل، زمان جمع آوری،عمق نمونه برداری ونام شخص نمونه بردار را در يک کارت تشريح می نويسيم ودر داخل نايلون قرار می دهيم وسپس در آزمايشگاه در سينی های پلاستيکی ريخته ودر جای خشک بدور از نور خورشيد خشک قرارمی دهيم (به دليل اينکه نور ميکرارگانيسم را از بين می برد وبعضی فعاليتهای فيزيکی وشيميايی روی خاک انجام می گيرد)

بعد از خشک شدن با خودکار پلاستيکی پودر کرده واز الک mm2 عبور می دهيم. در خاکشناسی ما به ذرات کوچکتر از mm 2، خاک می گوييم وآزمايشها را در ظرفهای mm 2 انجام می دهيم.

بعد نمونه ها را درون ظروف چوبی يا پلاستيکی قرار می دهيم ودرش را می بنديم ودر جای خشک وتاريک وبدور از آفتاب نگهداری می کنيم.اگراين نمونه ها برای تجزيه های شيميايي وفيزيکی باشد حداکثر برای يک تا دو سال می توانيم نگه داريم اما برای تجزيه های بيولوژيکی باشد ما بایستی داخل يخچال در دمای c4حداکثر به مدت 6 ماه نگه داری کنيم  نتايج حاصل در مورد جمعيت درست نخواهد بود.

تعيين بافت خاک بروش لمسی: بافت خاک يکی از خصوصيات فيزيکی خاک می باشد همچنين از خصوصيات ثابت است و کم تغييرپذير است.

عواملی که تحت تاثير بافت خاک می باشند: نفوذ پذيری ، زه کشی ، تهويه، سله بندی خاک و.....

بافت خاک: فراوانی نسبی ذرات رس، شن، سيلت است.   شن mm 05/0» x> 2                سيلت mm 002/0>x » 05/0         رس mm 002/0 x <        کلوئيد  mm 0002/0

 

 

x

هر چه ميزان شن بيشتر ، نفوذپذيری بيشتر، زه کشی بيشتر، تهویه بيشتر، مواد غذايي کمتر خواهد بود

هر چه ميزان رس بيشتر ، نفوذپذيری کمتر، زه کشی کمتر، تهويه کمتر، مواد غذايي بيشتر خواهد بود   

مخلوطی از رس وشن برای خاک مناسب است.

بعضی از قلمه ها در خاکهای شنی وسيب زمينی بيشتردر زمين های شنی حاصل می دهد(به دليل سبک بودن شن غده سيب زمينی خوب رشد کرده وبزرگ می شود)

انواع خاک بر اساس نوع  رسی ، شنی و سيلتی:

1-sand     2-loamy sand     3- sandy loam    4-loam           5-silty loam                6-silt    7-sandy clay loam                   8-clay loam                 9-silty clay loam      10-sandy clay              11-silty  clay             12-clay          روش کار: بعد از اينکه خاک مورد نظرمان را از محوطه دانشگاه به وسيله استوانه فلزی (نمونه دست نخورده)يا به وسيله سوند يا اوگر يا آ لر(نمونه دست خورده) تهيه کرديم  بايد کمی آب برداشته و باgr 50 خاک ( دست خورده) مخلوط کرده تا گِلی که در حد فيلت کپسيته باشد درست کنيم بعد از اينکه به حالت خميری در آمد طبق جزوه عمل می کنيم ونوع خاک را تشخيص می دهيم.

در استوانه فلزی بايد وزن استوانه وخاک وقطروارتفاع  استوانه را به وسيله ترازو وکوليس محاسبه کنيم.

وزن استوانه بدون در: gr186

وزن در استوانه: gr 4/8

وزن کل استوانه حاوی خاک دست نخورده: gr 7/164

قطر ظرف استوانه:cm 5/5

ارتفاع ظرف استوانه:cm 3/3

تعيين بافت خاک به روش هيدرومتری:

هيدرومتر:چگالی سنجی است که از سه بخش تشکيل شده است                                                                          اولين بخش شاخک که از 60-0 درجه بندی شده است.

دومين بخش:حبابی شکل     سومين بخش:جسم سنگينی که از سرب پر شده است

هيدرومتر در دمای c20کاليبره شده است وغلظت را بر حسب gr/lنشان می دهد.

تعيين در صد شن، رس، سيلت:( به روش فيزيکی يا شيميايي) خاکدانه ها را از بين می بريم وذرات کوچک باقی می ماند. روش فيزيکی مثل: الک کردن وکوبيدن ياهم زدن، روش شيميايي مثل:استفاده از نمک سديم که در آن از نمک هگزا متا فسفات سديم استفاده میشود.    ph=8/5بدست آمده در آزمايش.

  روش کار:ابتدا سوسپانسيون خاک را تهيه می کنيمgr50 خاک برداشته وداخل ارلن يا بشری می ريزيم سپس حدودcc250 آب به آن اضافه می کنيم و  مخلوط می کنيم علاوه بر مخلوط کردن وهمزدن به وسيله دست به صورت دورانی نيز هم می زنيم سپس حدود cc100 نمک هگزا متا فسفات سديم  ( ده در صد ) می ريزيم ودو باره هم می زنيم حداقل بايد12ساعت نمونه را به همان حال قرار داده تا آماده برای استفاده باشد بعد از مدت تعيين شده نمونه را در يک استوانه يک ليتری می ريزيم وبا آب مقطر به حجم يک ليترمی رسانيم.

برای حذف اثر نمک يک استوانه شاهد نيز تهيه مي کنيم بدین صورت که اين استوانه شاهد حاوی cc 100 نمک هگزا متا فسفات سديم است که به حجم يک ليتر رسانديم که غلطت نمک را به ما نشان می دهد.سپس با استفاده از همزن ميله ای شيشه ای کاملاً سوسپانسيون را به هم زده وبه محض بيرون آمدن همزن کرومتر را می زنيم سر چهل ثانيه بايد غلظت داخل سوسپانسيون خوانده شود همزمان با قرائت هيدرومتر با دماسنج دما را نيز اندازه می گيريم اگر دما بيشتر يا کمتر از       c 20باشد بايد تصحيح دمايي صورت گيرد.

بعد از دوساعت نيز دمای سوسپانسيون را اندازه گيری کرده و با هيدرومترغلظت را اندازه می گيريم.

در مدت s40(اندازه گيری اول)فقط ذرات شن رسوب می کنند پس ازدو ساعت (اندازه گيری دوم)رس وسيلت رسوب می کندو با استفاده از مثلث بافت خاک ودراختيارداشتن در صد رس وشن وسيلت می توان نوع خاک را تعيين کرد.                                         

تعيين رطوبت خاک :

آب نگهداری شده در داخل منافذ خاک را آب خاک يا رطوبت خاک می گويند.

يکی از مهمترين نقشی که آب در خاک ايفا می کند تامين رطوبت برای گياه است. اگرخاک را در آون به مدت24 ساعت در دمای c 105 قرار دهيم آن خاک را خاک خشک آون می گويند.

روش کار:برای انجام اين آزمايش وبدست آوردن در صد رطوبت جرمی خاک، ابتدا حدود           gr50-40خاک را بر می داريم داخل بوته چينی که قبلاً وزن آنرا بدست آورده ايم می ريزيم،سپس بتدريج آب را با پيست اضافه می کنيم ورطوبت ظرفيت زراعی واشباع را تهيه می نماييم، رطوبت ظرفيت زراعی حالتی است که خاک حالت خميری به خود می گيرد ولی وقتی بين دو انگشت قرار می دهيم به انگشتانمان نمی چسبد.

خاک اشباع: خاکی است که وقتی، سطح آن را نگاه می کنيم حالت براق وصيقلی دارد.همچنين وقتی با کاردک بر می داريم با کمی کج کردن کاردک گل به آرامی مي ريزد وسوم اينکه اگر شياری درگل اشباع ايجاد بکنيم اين شيار به تدريج بسته شود.

سپس نمونه ها را درداخل آون قرار می دهيم بعد از بيرون آوردن  صبر می کنيم خاکمان خنک شود و دوباره خاک را وزن می کنيم اختلاف وزن اوليه وثانويه، وزن آب را نشان خواهد داد وزن خشک آون را با کم کردن وزن بوته چينی از وزن ثانويه بدست می آوريم نتيجه می گيريم که حجم آب با جرم آب برابر است     .

برای بدست آوردن حجم کل خاک با استفاده از استوانه های نمونه برداری که قبلاً قطر وارتفاع آنها را با کوليس اندازه گرفتيم محاسبه می کنيم شايان ذکراست که وزن استوانه ودر پوش آن نيز قبل ازنمونه برداری بايد اندازه گيری شود حجم استوانه را بدست می آوريم نمونه های برداشت شده با استوانه را بلافاصله با ترازو وزن کرده وسپس در داخل آون قرار داده می شوند پس از خشک شدن دوباره وزن ثانويه اندازه گيری مي گردد ازاختلاف وزن اوليه و ثانويه جرم آب و در نتيجه حجم آب بدست مي آيد. بنابراين                             

تعيين  B.dجرم مخصوص ظاهري خاک :

براي انجام اين آزمايش با استفاده از استوانه های نمونه برداری که نياز به نمونه دست نخورده  است بدين صورت که، ابتدا قطر داخلی و ارتفاع استوانه های نمونه برداری را اندازه مي گيريم سپس سر  زمين رفته پس از صاف نمودن و حذف پوشش گياهي از سطح خاک با استفاده از استوانه ها،نمونه دست نخورده را بدست می آوريم ( بايد استوانه روی سطح زمين قرار داده وبوسيله پتک ضربه وارد کنيم وقتي هم سطح زمين شد ضربه زدن را متوقف می کنيم چون ممکن است خاک داخل ظرف متراکم  شود) سپس به مدت 24 ساعت در دمای c 105 داخل آون قرارمي دهيم تا کاملا خشک شود .   

دستگاه آون يا اتووoven   : دستگاهي است که دماي آن از صفر  تا200 درجه قابل تنظيم است معمولاً برخي از انها به سيستم تهويه اي يادستگاه خشک کننده متصل هستند که اين سيستم  به خشک شدن سريع نمونه خاک کمک مي کند خشک کردن خاک به مدت 24 ساعت و دماي c105 صورت مي گيرد و اگر سيستم تهويه اي داشته باشد حدود 10 تا 12 ساعت براي خشک کردن کافی می باشد نقطه  مورد نظراين است که بعد از خشک شدن نمونه ها بعد از 24 ساعت نبايد نمونه ها را بلافاصله خارج کرد(بعلت دارا بودن پتانسيل ماتريک bar 10000- زيرا رطوبت راسريعاً جذب می کند) برای همین نمونه ها را بايد داخل دسيکاتور قرار دهيم                 و معمولاً داخل آن يک جاذب رطوبت مثل سيليکاژن(که در دوربين عکاسی کاربرد دارد)يا سولفات مس قرار می دهيم  بعد از اينکه نمونه ها خنک شدند آنها را وزن می کنيم  و چون قبلا وزن استوانه ها را داشتيم  بنابراين می توان وزن خاک خشک را بدست بياوريم.                             

نمونه برداری با استوانه های نمونه برداری در خاکهای گلی و شنی  امکان پذير نمی باشد و معمولا در خاکهای سطحی که رطوبتشان کم می باشد هنگام نمونه برداری مقداری رطوبت اضافه می کنيم اما اگر از عمق های پايينتر نمونه ها را بدست بياوريم زمین را بصورت پله پله در آورده و نمونه ها رااستخراج می کنيم.

روش های تعيين جرم مخصوص حقيقی خاک:(Bd)

1-  اختلاف حجم در داخل استوانه: در اين روش بااستوانه حجم مشخصی آب برداشته سپس بر روی آن جرم مشخصی خاک خشک آون ريخته اختلاف حجم در داخل استوانه به ماحجم خاک خشک را نشان خواهد داد.(این روش، روش دقيقی به شمار نمی آيد)

زيراممکن است حبابهای هوا بين ذرات باقی بماند.

2-پيکنومتر: یک بالون شیشه ای کوچک که درپوش آن در قسمت وسط دارای یک سوراخ می باشد این مجرا یا سوراخ برای خروج آب اضافی است تا حجم آب داخل شیشه همیشه ثابت بماند.در این روش ابتدا پیکومتر و درپوش بدقت وزن می کنیم سپس حدود   gr10  خاک خشک آون را برداشته و داخل پیکومتر می ریزیم و دوباره پیکنومتر و درپوش را وزن می کنیم سپس قطره قطره با آب مقطر به خاک آب اضافه کرده تا چند لایه آب روی خاک قرار بگیرد سپس پیکنومتر را روی شعله قرار داده تا حباب های موجود داخل آن خارج شود نمونه نبایستی بجوشد .سپس پس از چند دقیقه پیکنومتر را گذاشته تا سرد بشود و پس از خنک شدن به حجم می رسانیم بعد از آن پیکنومتر را به همراه آب و خاک وزن می کنیم.سپس کلیه محتویات داخل پیکنومتر را خالی کرده و پیکنومتر را کاملا شسته و نهایتا با آب مقطر پر می کنیم سپس سطح بيرونی پیکنومتررا خشک کرده و دوباره وزن می کنیم

تعیین رنگ خاک:                                                                           

روش کار: ابتداcm 10  کاغذسفید رنگ انتخاب کرده و حدود gr 10 خاک روی ان می ریزیم و سپس بالای دفترچه مانسل قرار داده یکی یکی صفحه ها را برگردانده خاک ما رنگش نزدیک به هر صفحه باشد آن صفحه را انتخاب کرده سپس chip که نزدیک رنگ خاک ما است انتخاب کرده و هیو و کروما را یادداشت کرده و سپس مقداری رطوبت به این خاک  اضافه کرده پس از اضافه کردن رساندن به ظرفیت زراعی دوباره رنگ خاک را اندازه گرفته که در این حالت ولیو کاهش ، کروما کاهش یا افزایش می یابد و دوباره فرمول رنگ را ثبت می کنیم و همچنین نام علمی آن را یادداشت می کنیم بیشتر خاکهای کشور ما و آذربایجان فهوه ای رنگ است.

اندازه گیری PH خاک:

یکی از مهمترین خصوصیات شیمیایی خاک است که اهمیت آن مربوط به اسیدی یا قلیایی بودن محیط است محدودهPH بين 14- 0  متغیر است .7 حالت خنثی است و بالاتر از 7 قلیایی و پایین تر از 7 اسیدی به حساب می آید  PH بیانگر میزان يا شدت بازی یا اسیدی بودن محیط های آبی می باشد. PHخاک نشان دهنده نوع کاتیون های جذب شده در سطح کلوئید ها نیز می باشد.برای اندازه گیریPH دو روش موجود است یکی مقایسه رنگ توسط برخی از معرف ها یا کاغذ تورنسل و دومی دستگاه PH متر است.

PH متر : وسیله ای است که دارای یک الکترود شیشه ای است که این الکترود به غلظت   حساس است اساس دستگاهPH متر الکتروشیمیایی است این دستگاه در نوک الکترود که جنس آن از سیلیکات سدیم می باشد اگر غلظت هیدروزن در داخل و خارج الکترود یکسان نباشد این اختلاف را به صورت اختلاف پتانسیل به دستگاه  گزارش می دهد و همچنین بر حسب PH نشان می دهدکه قبل از کار با دستگاه باید کالیبره (تنظیم) شود، در خاکهای اسیدی با تامپون های شماره 7-4 کالیبره می کنیم در صورتی که در خاکهای قلیایی با تامپون های 9-7 کالیبره مي کنیم.

روش کار: ابتدا  حدود gr100 خاک برداشته وگل اشباع تهيه می کنيم پس از تهيه گل اشباع  آن را حدود 10-5 دقيقه به حال خود رها کرده ،پس از آن ابتدا به وسيله کاغذهای تورنسل ياPH متر،PHخاک را  به صورت تقريبی بدست می آوريم سپس با قرار دادن الکترود PH متر ، در گل اشباع PHرا تعيين می کنيم.       

اندازه گيری کربن آلی:(مواد آلی خاک)

برای اندازه گيری مواد آلی، از دو طريق استفاده می کنيم:احتراق به روش تر ، احتراق به روش خشک.

در احتراق به روش خشک، نمونه را در کوره قرار می دهيم ومی سوزانيم اختلاف کاهش وزن نشانگر سوختن کربن آلی است که به صورت CO2خارج می شود اما روش معمول سوزاندن به روش تر است در اين روش ميزان ماده آلی خاک را با بی کرومات پتاسيم در مجاورت اسيد سولفوريک اکسيد می شود باقيمانده بي کرومات و دی کرومات با فروآمونیوم سولفات از طريق نيتراسيون در مجاورت معرف ارتو فنان ترولين اندازه گيری و با محاسبه مقدار دی کرومات مصرف شده برای اکسيداسيون کربن آلی مقدار آن را در خاک محاسبه می کنيم در اين آزمايش کربن آلی به CO2 يا گاز کربنيک تبديل می شود                                  .

روش کار:  ابتدا مقداری از خاکمان را بر می داريم ودر آون چينی می کوبيم سپس حدود يک گرم از نمونه خاکمان را بر می داريم و در ارلن ماير cc250 می ريزيم وبه آرامیcc 10 دی کرومات پتاسيم به آن اضافه می کنيم سپس cc10 اسيد سولفوريک غليظ به آن اضافه می کنيم اين مرحله را زير هود انجام میدهيم (بخاطر وجود بخارات اسيد وCO2) سپس ارلن را از زير هيتر يا چراغ الکلی به مدتmin 20حرارت می دهيم پس از حرارت بايد دقت کرد دما ازc165 تجاوز نکند ،سپس نمونه  را از روی هيتر برداشته واجازه می دهيم خنک شود پس از خنک شدن حدود cc100تاcc150آب مقطر به آن اضافه می کنيم و نمونه را با فرو آمونيوم سولفات تيتر می کنيم به محض  اينکه  به رنگ سبز لجنی در آمد تيتر را قطع کرده وحجم مصرفی فرو آمونيوم سولفات را بدست می آوريم هميشه در اندازه گيری کربن آلی از نمونه شاهد يا blankاستفاده می کنيم به اين صورت که همه محلولها يا عصاره هايي را که گفتيم می ريزيم.

به محض رويت رنگ سبز لجنی در آمد تيتر را قطع کرده وحجم مصرفی را يادداشت می کنيم نهايتاً درصد ماده آلی را از کربن آلی بدست می آوريم.

وزن خشک خاک به مقدار يک گرم

عدد88/0 ضريب تبديل درجه اکسيداسيون مواد آلی است .

اندازه گيری هدايت الکتريکیEC خاک:     Soil electrical  conductivity               هدايت الکتريکی در محيط های آبی ،مثل آب آبياری يا آب خاک  بيانگر مقدار املاح معدنی محلول مي باشدو معيار دقيقی از ميزان املاح وشوری در خاک وآب است به طوری که کيفيت و طبقه بندی آب وخاک از نظر شوری از روی EC مشخص می شود ECبوسيله دستگاهی بنام EC سنج اندازه گيری می شود کار دستگاه  بر مبنای قانون اهم است وشکل زير اساس دستگاه ECسنج می باشد که حاوی يک مقاومت سنج ، يک منبع جريان يا نيروی محرکه،يک الکترود شيشه اي مي باشد.

الکترود شيشه اي ساحتمان  ساده ای دارد که ته آن باز مي باشد.

در انتهای الکترود شيشه ای دو صفخه پلاتينی روبروی هم قرار گرفته اند به فاصله يک سانتيمتری که يکی به قطب مثبت وديگری به قطب منفی متصل می باشد اين الکترود را تا حدی داخل محلول قرار می دهيم که سطح پلاتين ها کاملاً پوشانده شود.همچنين سطح پلاتين يک سانتيمتر مربع می باشد.

برای شروع کار با ECسنج ، آن را کاليبره کرده برای اين کار از محلولهای استاندارد KCLبا غلظت های زير دمای c25 استفاده کرد. بايستی توجه کرد که اين دستگاه در دمای 25cکاليبره شده است واگر دما بيشتر يا کمتر از آن باشد تصحيح را بايد انجام دهيم.

روش کار : ابتدا مقدارgr50 خاک را وزن کرده وداخل بوته چينی ريخته وسپس گل اشباع  را تهيه می کنيم سپس بعد از 24 ساعت  توسط دستگاه سانتريفوژ يا قيف بوخنر عصاره خاک را جدا مي کنيم سپس زير الکترود دستگاه ECسنج که قبلاً کاليبره شده است قرار داده وميزان ECرا     می خوانيم.

تهیه های محلول های مولار ، مولال ، نرمال:

  10% ، به ميزان 10گرم وزن کرده درون بالون ریخته و 100cc آب اضافه می کنيم.

مولاریته یک مولار : برای بدست آوردن محلول یک مولار هر ماده ای کافی است جرم مولکولی ماده را بدست آورده به همان مقدار نمک وزن کرده و در بالون یک لیتری ریخته و حجم آن را به یک لیتر می رسانیم . ( برای 0/1مولال جرم مولکولی تقسيم بر ده  )

مولالیته : يک مولال: اگر حجم مولکولی نمک یا ماده را بدست بیاوریم و داخل آن به حجم 1000ccآب بریزیم به آن مولالیته یا يک مولال می گوییم .

يک نرمال : برای بدست آوردن محلول يک نرمال کافی است اکی والان گرم هر ماده ای را بدست آورده همان مقداراز ماده را وزن کرده و به حجم یک لیتر برسانیم .

 

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 12:18 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و نهم تیر 1387

خاک

 
خاک چیست؟
خاک مخلوط پیچیده ای از مواد معدنی، آلی و موجودات زنده است. خاک یکی از محصولات محیط است که دائماً در معرض تغییر و نمو قرار دارد. خاک همیشه و در همه حال توسعه می یابد حال یا به آهستگی در مناطق خشک و یا سریع در مناطق مرطوب.
در سالهای دور خاک بعنوان بخش بی ارزش پوسته زمین به شمار می رفت. تا اینکه در سال ۱۸۸۰ میلادی توسط دانشمندی روسی به نام "داکوچائف" بعنوان بخشی زنده و دارای ارزش مورد مطالعه قرار گرفت.
خاک مخلوط پیچیده ای از مواد معدنی، آلی و موجودات زنده است. خاک یکی از محصولات محیط است که دائماً در معرض تغییر و نمو قرار دارد. خاک همیشه و در همه حال توسعه می یابد حال یا به آهستگی در مناطق خشک و یا سریع در مناطق مرطوب.
خاک با یک تکه سنگ خرد شده و یا یک لایه جرم کثیف متفاوت است، خاصه مهم خاک این است که زنده است و موجودات زنده را می پروراند که مثال بارز آن گیاهان هستند. به دیگر بیان میتوان خاک را پوسته ای از زمین نامید که بدون آن زمین خواهد مرد.
پوسته زمین ( در اینجا خاک) بوسیله باد، آب یا فعالیتهای انسان فرسوده می شود و از دیگر سو توسط فرآیند هوا زدگی سنگها یا بعبارت درست تر مواد مادری مجدّداً احیا یا نو می شود. خاک با دیمانسیون سه بعدی تعریف می شود یعنی ارتفاع به علاوه مساحت.
هنگامی که در جاده ای شما در حال حرکت هستید به مقطع بریده تپه کنار جاده ( مقطع طبیعی ) نگاه کنید. می بینید که خاک روی آن، از لایه های مختلفی با رنگهای متفاوت تشکیل شده است. دقت کنید که به چه ترتیبی ضخامت لایه های منفرد از بالا به پائین تغییر می کند. چرا لایه های پائینی خاک تپه معمولاً ضخیم تر هستند؟ چرا لایه بالائی خاک تیره تر است؟ پاسخ همه این سئوالها به چگونگی تشکیل خاک بر می گردد.
به دیگر بیان میتوان خاک را پوسته ای از زمین نامید که بدون آن زمین خواهد مرد
تصویر از رایزو باکتریای خاک تهیه شده است.
تصور هر شخص از خاک بر اساس استفاده ای است که از آن می کند.
یک مهندس عمران، از خاک بعنوان زیر بنا و مهد ساختمان، جاده و بزرگراه نگاه می کند.
یک مهندس معدن، خاک را پوششی می بیند که باید آنرا بردارد تا به معادن و کانی های گرانبها دست پیدا کند.
یک طراح فضای سبز به خاک بعنوان منبعی برای ساخت یک پارک یا باغ زیبا می نگرد.
و بالاخره، مهندسین کشاورزی و منابع طبیعی به خاک بعنوان منبعی برای تولید محصولات کشاورزی و جنگل نگاه می کنند.
ما می توانیم و باید علوم متداول مثل شیمی، فیزیک و بیولوژی را در مطالعات خاک بکار ببریم. همانطوری که بسیاری از دانشمندان در طول سالیان متمادی اینکار را انجام داده اند. ولی تحقیقات اخیر نشان دهنده این است که باید تحقیقات خود را تنوع ببخشیم و تغییراتی در آن بوجود آوریم. چالش پیش روی ما نگاه به کل سیستم طبیعی همراه با پیشرفت علوم در سایر زمینه ها و روابط متقابل بین آنهاست.
آیا میتوان روی موجودات زنده خاک بدون توجه به محیط زیست مطالعه نمود؟ آیا میتوان یک ذره از خاک را بدون در نظر گرفتن ذرات کنار آن در یک خاکدانه مطالعه نمود؟ مشخصاً، دانش بیشتری را باید بدست آوریم. اگر چشمان خود را بیشتر باز کنیم تا از ماورای حصاری که علوم متداول یاد شده برای ما ترسیم نموده اند و با زاویه ای دیگر به مسائل بنگریم. دانشمندان خاک (خاکشناسی) در زمینه های شیمی، فیزیک و بیولوژی در اندیشه چنین کاری خواهند بود، به شرطی‌که وقتی به خصوصیات فیزیکی، شیمیائی و بیولوژیکی خاک فکر می کنند، پویایی و روابط متقابل آنرا از یاد نبرند...
●● خصوصیات فیزیکی، شیمیائی و بیولوژیکی
● خصوصیات فیزیکی
خاک‌ها مرکب از سه فاز یا حالت جامد، مایع و گاز هستند. مطالعه فیزیکی این سه فاز، فیزیک خاک نام دارد و مشتمل بر موارد زیر میباشد:
- دانسیته و تخلخل
- بافت
- ساختمان
- رنگ
- نگهداری و حرکت آب در خاک
هر چند بیشتر این خصوصیات خاک از مواد مادری آن به ارث می رسند ولی بعضی تلاشهای انسانی می توانند برخی از این خصوصیات را تغییر دهند بطوریکه حاصلخیزی خاک تامین شود. ساختمان مدوری که در شکل دیده می شود یک نمونه از خاکی است که نمک های سدیمی زیادی دارد. محصولاتی که در چنین خاکهائی رشد می کنند مشکلات فراوان نفوذپذیری ریشه های گیاهی را خواهند داشت.
● خصوصیات شیمیائی
مطالعات مربوط به خواص شیمیائی خاک به خصوصیات شیمیائی خاک که بستگی به ترکیب معدنی، مواد آلی و محیط دارد، می پردازد.
همانطور که می دانیم، واکنش‌های شیمیائی هنگامی رخ می دهند که مواد یا ترکیب و یا تجزیه شوند بطوریکه با مواد اولیه از نظر ماهوی تفاوت دارند. واکنش ها در حین انجام یا انرژی از دست می دهند یا انرژی خواه هستند. مواد جدید وقتی بوجود می آیند که پیوندهای بین اتمها یا یونها تشکیل می شود، پیوندهائی شکسته می شوند و یا وقتی اتمها آرایش جدیدی به خود می گیرند. یونها اتمهائی هستند که بواسطه از دست دادن یا گرفتن الکترون ها باردار شده اند، مثبت یا منفی. یونهای با بار مخالف همدیگر را جذب می کنند،در حالیکه یونهای با بار یکسان همدیگر را دفع می کنند. یک مثال ساده ترکیب اکسیژن و هیدروژن و تشکیل آب است.
فهم شیمی خاک در فهم تشکیل خاک و حاصلخیزی نقش مهمی دارد. چگونگی شکسته شدن سنگها و کانی ها و تبدیل آنها به ترکیبات جدید برای درک چگونگی هوا دیدگی و فرسایش خاک ضروری است. نیزچگونگی تبدیل و تشکیل مواد معدنی خاکها منجر به حاصلخیزی بهتر و روشهای برتر آزمایشهای خاک منجر می شود. تصویر، یک مقطع نازک از مواد مادری خاک را زیر یک میکروسکوپ پلاریزان نشان می دهد.
در این تصویر، به ترتیب پیچیده و اندازه کانی ها و ساختمانهای متخلخل توجه کنید . هر کانی دارای قابلیت حلالیت و همچنین مقاومت به هوادیدگی منحصر بفرد می باشد . در کانی های مشابه ، ذرات کوچکتر سریعتر حل می شوند به علت اینکه دارای سطح تماس ( در واحد جرم ) بیشتری هستند و این سطح در معرض فرایند هوا دیدگی می باشند.
● خصوصیات بیولوژیکی
بیولوژی خاک مطالعه موجودات زنده در خاک است . تعداد زیادی باکتری ، قارچ ، اکتینو مایست ، کرمها ، حشرات ، پستانداران و جوندگان کوچک در خاک زندگی می کنند . بسیاری از این موجودات زنده به تامین حاصلخیزی خاک بواسطه تجزیه باقیمانده های گیاهی و جانوری که منجر به گردش مجدد عناصر غذایی می شود کمک می کنند . تاثیر متقابل بین موجودات مختلف یک موضوع بسیار جالب در علم خاک است . یک مثال از این تاثیر متقابل همیاری باکتری با ریشه گیاهان است که در تصویر نشان داده شده است .اغلب این همیاری به فواید دو طرفه منجر میشود.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 11:54 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و یکم تیر 1387

فازسی چند دروگر

دروگر بشقابی با بازوی جمع شونده retractable disk mower

دروگر تراکتور دوچرخ front cutter bar for walking tractor

دروگر چکشی flail mower

دروگر دوار rotary mower

دروگر دو اره ای double knife cutter bar

دروگر دو تیغه ای double knife mower

دروگر ردیف کن harvester windrower

دروگر ساقه کوب mower conditioner

دروگر شانه ای cutter mower

دروگر علوفه hay mower

دروگر علوفه mower

دروگر کنار ریز side delivery reaper

دروگر گام بلند coarse figer spacing cutter bar

دروگر گام بلند cutter bar for high cut

دروگر گام کوتاه cutter bar for low cut

دروگر گام کوتاه fine finger spacing cutter bar

دروگر موتوری motormower

دروگر میان گام cutter bar for middle cut

دروگر هیدرولیکی hydraulic mower

دماغه header

دماغه بلال کن corn head

دماغه ذرت چین corn header

دماغه بردارنده نوار windrow pickup

دماغه بلال چین ear corn snapper

دماغه چکشی flail head

دماغه خوشه چین header

دماغه ساقه های باقیمانده stover head

دماغه شانه برش cutter bar head

دماغه محصول ردیفی row crop head

ذرت چین corn picker

ذرت دانه کن corn sheller

ذرت کار corn planter

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 18:43 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و یکم تیر 1387

علل متداول تلفات دماغه ذرت وعلل متداولي که باعث اتلاف در سکوي برش:

علل متداولي که باعث اتلاف در سکوي برش مي شوند عبارتند از:

1ـ خوشه هايي که از دسترس شانه برش خارج مي شوند.

2ـ دانه هايي که بر اثر عمل چاقو روي زمين مي ريزند.

3ـ دانه هايي که بر اثر سرعت نامناسب چرخ فلک از دست مي روند.

4ـ دانه هايي که بر اثر سرعت بيش از حد چرخ فلک ريزش مي کنند.

5 ـ دانه هايي که بر اثر ارتفاع خيلي کم چرخ فلک به جلو چرخ فلک پرتاب مي شوند.

6 ـ دانه هايي که بر اثر سرعت پيشروي خيلي زياد ريزش مي کنند.

7ـ دانه هايي که به دليل وجود چاقو يا انگشتي صدمه ديده درو نمي شوند.

علل متداول تلفات دماغه ذرت عبارتند از:

1ـ بلال هايي که از دسترس زنجيرهاي جمع آوري کننده خارج مي شوند و از دست مي روند.

2ـ دانه هايي که بر اثر ضربه دماغه, از بلال جدا مي شوند و روي زمين مي ريزند.

3ـ بلال هايي که به علت سرعت ناصحيح زنجيرهاي جمع آوري کننده از دست مي روند.

4ـ بلال هايي که به علت سرعت پيشروي خيلي زياد روي زمين پرتاب مي شوند.

علل متداول تلفات بردارنده نوار عبارتند از:

1ـ دانه هايي که بر اثر سرعت خيلي زياد بردارنده ريزش مي کنند.

2ـ دانه هايي که بر اثر ارتفاع ناصحيح بردارنده از دست مي روند.

3ـ دانه هايي که بر اثر سرعت پيشروي خيلي زياد ريزش مي کنند.

4ـ دانه هايي که بر اثر سرعت خيلي کم بردارنده ريزش مي کنند.

 

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 18:36 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیستم تیر 1387

مکانیزاسیون چیست؟

123b.gif

مکانیزاسیون چیست؟

مکانیزاسیون واژه ایست مشتق شده از مکانیک که به معنای مکانیکی کردن است.پس  مکانیزاسیون به مفهوم مکانیکی کردن است و منظور از آن ، استفاده از وسایل و ادوات مکانیکی برای تولیدات و انجام کارهای کشاورزی است.

تاریخچه ی مکانیک به قرن هفدهم برمی گردد که با قوانین سه گانه ی نیوتن آغاز شد و با فعالیت دانشمندان مختلف علم مکانیک، ادامه پیدا نمود.سپس ماشین آلات کشاورزی اختراع شدند و مکانیک کشاورزی به وجود آمد.

واژه ی مکانیزاسیون کشاورزی از زمانی متداول گشت که تراکتورهای بخاری وارد مزرعه شدند ، ولی ورود این وسایل یا مکانیزه شدن کشاورزی صرفا به منظور انجام کار بهتر ، بیشتر و با هدف افزایش درآمد انجام گرفت و امروز نیز چنین است.

با توجه به مطالب گفته شد می توان اینگونه تعریف کرد:

مکانیزاسیون کشاورزی یعنی استفاده از وسایل مکانیکی به منظور افزایش کمی و کیفی تولیدات کشاورزی و با هدف افزایش درآمد مالی کشاورز.

بنابراین اگر مکانیزاسیون به افزایش درآمد کشاورز نینجامد ، مکانیزاسیون نیست.اگر استفاده از وسایل دامی به افزایش بیشتر درآمد بینجامد، کاربرد ماشین را نمی توان مکانیزاسیون نامید و توصیه نمی شود.

افزایش درآمد روستایی با سه عمل صورت می گیرد:

1-افزایش کمیت محصول  2-افزایش کیفیت محصول  3-کاهش هزینه ی تولید محصول

افزایش کمی محصول به دو صورت انجام می شود:

الف)افزایش سطح زیر کشت: این کار با وسایل مکانیکی به سهولت قابل انجام است که به دلیل محدودیت کارگر و شاق بودن این عملیات از ادوات مکانیکی کشاورزی استفاده می شود.

ب)افزایش عملکرد: ممکن است سطح زیر کشت را افزایش نداد ولی با شخم یکنواخت ، تهیه ی بستر مناسب ، کاشت در عمق ثابت و فاصله ی مناسب  بین بوته ها، وجین مؤثرتر، سمپاشی ، کودپاشی و بالاخره برداشت بهتر عملکرد بیشتری تحصیل نمود که این عملیات جز با کاربرد ماشین امکان پذیر نمی شود.

افزایش کیفی محصول از مهمترین عوامل افزایش درآمد روستایی است.اگر عمق کاشت ، زمان برداشت ، نحوه ی برداشت به صورت مناسب توسط ادوات کشاورزی در مورد محصول صورت گیرد بازدهی به مقدار بسیار زیاد افزایش می یابد. به عنوان مثال برگ توتون درجه ی یک با دو روز تاخیر در خشک کردن به درجه ی سه تقلیل می یابد. یونجه اگر به موقع برداشت نشود از نظر کیفی ، محصول بسیار افت می کند.

کاهش هزینه ی تولید و اثرات آن را در کشورهایی چون ایران که تعداد کارگر کم است با مکانیزه کردن درست ، به وضوح می توان رؤیت کرد. اگر کارشناس مکانیزاسیون از نحوه ی کار ماشین اطلاع کافی نداشته باشد و از طرفی هزینه ی نگهداری و تعمیر وسایل زیاد باشد هزینه ی تولید محصول کاهش نمی یابد که این امر با مفهوم مکانیزاسیون کشاورزی مغایر است.


مکانیزاسیون کشاورزی در ایران موضوعی است که طی سالهای گذشته یا بهتر بگوئیم از سال 1345 ، یعنی سالی که قرارداد بین ایران و جمهوری رومانی به منظور خرید تراکتور و بعضی ادوات کشاورزی منعقد شد و تعداد تراکتور از آن سال در کشور رو به فزونی گذاشت مورد بحث متخصصین فن بوده است.
وقتی از مکانیزاسیون کشاورزی صحبت به میان می آید ، اکثرا به فکر کاربرد و استفاده از موتورهای احتراق داخلی و ماشین های مختلف کشاورزی در مزارع می افتند ، در حالی که مکانیزاسیون به معنی اعم، این نیست که حتما از موتور احتراق داخلی و یا از آخرین مدل های ماشین های کشاورزی استفاده شود. قبل از اینکه مکانیزاسیون کشاورزی را تعریف کنیم ، ابتدا لازم است موتور و ماشینرا از یکدیگر تشخیص داده و جدا کنیم. "ماشین " وسیله ای است که اگر به آن توان دهیم ، برایمان کار انجام می دهد ولی خود به تنهایی قادر به انجام کار نیست . " موتور" وسیله ای است که تولید توان می کند ولی به تنهایی نمی تواند کاری انجام دهد مگر اینکه این توان را به ماشینی بدهد تا آن ماشین بتواند کار تولید کند. به طور مثال یک گاوآهن را می توان به وسیله ی یک یا چند حیوان کار به حرکت درآورد و زمینی را شخم زد ، گاوآهن در اینجا ماشین را تشکیل می دهد و حیوان یا حیواناتی که آن را می کشند در حکم موتور می باشند. یک موتور ممکن است در یک زمان، دو ماشین را به حرکت درآورد و گاهی حرکت هر دو ماشین ، برای انجام کار ، ضروری است.
اکنون با روشن شدن فرق بین ماشین و موتور می توان مکانیزاسیون کشاورزی را تعریف نمود. کلمه ی مکانیزاسیون در کشاورزی مترادف با کلمه ی اتوماسیون در صنعت است که خود به معنی اتوماتیک کردن می باشد و اتوماتیک کردن یعنی کم کردن کار کارگری. بنابراین مکانیزاسیون یعنی استفاده از ماشین و موتور در کشاورزی جهت کاهش نیاز به نیروی کارگری. البته این نیاز هنگامی به وجود می آید که درآمد حاصل از کار کارگری کمتر از درآمد به دست آمده از جایگزین نمودن ماشین و موتور باشد که خود به عوامل متعددی از جمله عوامل زیر بستگی دارد:
1- دستمز کارگر بالا باشد.
2- مشکلات کارگری موجب وقفه در کار، در زمان معین شود.
3- زیان های حاصل از طولانی بودن کار کارگری بیش از هزینه های استفاده از ماشین و موتور شود.
4- کیفیت کار ماشین آنقدر بالا باشد که هزینه های آ را مستهلک نماید.
معنی اعم مکانیزاسیون کشاورزی اتخاذ هر روشی است که موجب ازدیاد درآمد شود. با این تعریف جایگزین کردن کارگر با ماشین و موتور یکی از روش ها محسوب می شود و استفاده از بذر اصلاح شده برای بدست آوردن عملکرد محصول بیشتر روشی دیگر، که هر دو بخشی از موضوع مکانیزاسیون هستند.

آشنایی با وضعیت کشاورزی سنتی ایران


ایران از قدیم الایام مهد تمدن های باستانی و یکی از مراکز تولید مواد کشاورزی دنیای باستان بوده است.به طوری که بسیاری از پیشرفتهای کشاورزی و دامپروری مانند پرورش اسب و ترویج نباتات سودمند را باید مرهون زحمات و ابتکارات اهالی این مرزوبوم دانست. حفاری هایی که در تپه ی سیالک کاشان انجام یافته ، نشان می دهد که حدود شش هزار سال پیش ، کشاورزی در میان مردم آن منطقه معمول بوده و ایرانیان متمدن قرن ها پیش از این در این راه کار کرده اند. از نقش روی استوانه ای که در شهر شوش کشف شده ، معلوم گردیده که در سه هزار سال قبل از میلاد مسیح مردم ایران گندم را در مخزن هایی که امروزه هم در بعضی از نواحی دیده می شود ،ریخته و انبار می کرده اند. یونجه ، این علوفه ی پر ارزش برای دام ها ، توسط ایرانیان به یونان و سپس به روم و سایر نقاط جهان برده شد.
ابزارهای کشاورزی که در ایران باستان به کار می رفت شامل انواع ابزارهای دستی ساده مانند بیلها، کج بیلها ، داسهای دسته کوتاه ، کلنگ و وسائل دامی چوبی از قبیل گاوآهن ، هرسهای دندانه ای ، خرمن کوبها و غیره بوده اند.
منبع توان و ابزارهای کشاورزی معمول امروزی در نقاط مختلف کشور بخصوص در نقاط دورافتاده به مرور زمان تغییر زیادی پیدا نکرده و با ابزارهای قدیمی فرق چندانی ندارند. هنوز در اکثر نقاط دور افتاده ی کشور از یک یا دو جفت گاو به عنوان توان کششی منحصر به فرد و از گاوآهن های دامی چوبی و هرسهای دندانه ای ، خرمن کوبها و سایر وسائل که اکثرا از چوب ساخته شده اند به عنوان ابزار مورد نیاز استفاده می گردد.

شرایط و امکانات توسعه ماشین های کشاورزی در ایران


در کشور ما استفاده از تراکتور و ماشبن های کشاورزی خیلی دیرتر از کشورهای اروپایی و امریکا شروع شد و اصولا در قرن هیجدهم که در اروپا گاوآهن های فلزی برگردان دار معمول شد، و در قرن نوزدهم که خرمن کوبهای جدید در امریکا اختراع گردید ، در وسائل و ادوات کشاورزی کشور ما هیچگونه تغییری حاصل نگردید. عملا در طول 50 تا 60 سال اخیر بوده است که به تدریج کشاورز ایرانی با انواع ماشین های کشاورزی آشنا شده است، اما هنوز هم آن طوری که شرایط امروز ایجاب می کند کشاورزی مملکت ما ماشینی نگشته است و در مواردی هم که این امر به صورتی انجام گرفته است ، به علل بنیادی مواجه با مشکلات عدیده ای می باشد که همه ی دست اندرکاران و منخصصین کشاورزی ماشینی با آن آشنا هستند.
اولین گاوآهن فلزی برگردان دار دامی در زمان ناصرالدین شاه قاجار به ایران وارد شد و در ارومیه مورد استفاده قرار گرفت . اولین نمایشگاه ماشین های کشاورزی در سال 1300 خورشیدی در تهران برگزار گردید . اولین تراکتور نفتی ساده به دستور رضاخان در سال 1308 بری مدرسهی فلاحت خریداری گردید و این مدرسه بعدها به دانشکده کشاورزی تبدیل شد. با وقوع جنگ جهانی دوم و مشکلات داد و ستد با کشورهای فروشنده و همچنین اثرات این جنگ در امور داخلی کشور، عملا این طرح متوقف و بهره برداری از آن نیز مسکوت ماند. پس از جنگ کمکم سرمایه داران و بعضی از شرکت ها شروع به وارد کردن تراکتور در ایران نمودند. ابتدا روستاییان از پذیرفتن تراکتور و ماشین های کشاورزی در مزارع خود خودداری می کردند و اعتقاد داشتند که برکت کشاورزی در سم گاوها می باشد، ولی به تدریج که با نتایج کار آشنا شدند تا حدودی آنها را پذیرفتند.
آغاز فعالیت بنگاه توسعه ماشین های کشاورزی از سال 1331ر حقیقت سرآغاز ماشینی کردن کشاورزی ایرا ن به شمار می رود. این مؤسسه از سال 1331 تا سال 1336 خود اقدام به وارد کردن تراکتور و ماشین های کشاورزی می نمود و آنها را به اقساط به فروش می رساند ، اما از سال 1336 تا سال 1345 بنگاه به متقاضیان خرید تراکتور وام میداد تا آنها مطابق سلیقه و امکانات خود اقدام به خرید تراکتور و کمباین و سایر ادوات کشاورزی بنمایند.این طرز کار سبب شد که به تدریج مارک های مختلف تراکتور و کمباین م به تعداد کمی وارد کشور شود و چون برای فروشندگان تامین لوازم یدکی و تعمیرگاه های لازم مقرون به صرفه نبود، اغلب این وسائل در مدت کوتاهی از کار افتاده و بی استفده می ماند.
در سال 1345 قراردادی با کشور جمهوری رومانی منعقد شد که طی آن تعدادی تراکتور و سایر ادوات کشاورزی از جمله گاوآهن و ... از طریق بنگاه توسعه ماشین های کشاورزی در اختیار کشاورزان گذاشته شود. طبق این قرار داد در مراکز عمده فروش اقدامات لازم برای تاسیس نمایندگیهای لوازم یدکی تعمیرگاه های ثابت و سیار به عمل آمد. به موازات این قرارداد از سال 1346 شروع به ساخت کارخانه ی تراکتور سازی تبریز شد که از سال 1349 بهره برداری از آن آغاز شد، قطعات تراکتور از رومانی وارد و در آن کارخانه مونتاژ گردید .در حال حاضر مونتاژ تراکتورهای مسی فرگوسن نیز در این کارخانه انجام می گیرد، همچنین کارخانه ی جاندیر اراک به مونتاژ تراکتور ، کمباین و سایر ادوات کشاورزی جاندیر پرداخت.
در حال حاضر کارخانه جات تراکتورسازی ایران ، تراکتورهای یونیورسال مدل 650M با توان 65 اسب بخار، تراکتور مسی فرگوسن مدل 399 با توان 110 اسب بخار و مدل285 با توان 75 اسب بخار و مدل 240 با توان 47 اسب بخار و تراکتورهای مدل 750ITM با توان 75 اسب بخار را تولید می کند.

نیروی کار انسانی و لزوم استفاده ی ماشین در کشاورزی ایران


با توجه به ارقام و آمار موجود و تقلیل جمعیت روستایی، به طور طبیعی نیاز به تراکتور و ماشین های کشاورزی جهت جبران توان انسانی بیشتر خواهد شد . اما در تامین توان مکانیکی مورد نیاز، بررسی انواع تراکتور و ماشین های مورد نیاز کشاورزی ایران با توجه به سطح پایین تکنولوژی در کشور و به خصوص روستاها که متناسب با سطح محدود زیر کبرای هر کشاورز و دامدار می باشد باید مورد توجه قرار گیردو سعی در بالا بردن دانش کشاورزی کشاورزان و آموزش آنها در استفاده ی صحیح از ماشین، شود. به خصوص تلاش در محدود کردن انواع تراکتورها و ماشین های وارده به چند نوع متناسب با شرایط خاص مناطق مختلف کشور ، و سعی در ساختن بعضی ما شین ها وابزار در داخل کشور که امکان ساخت آنها وجود دارد ، تامین و ساخت لوازم یدکی ، تربیت کارگران ماهر و متخصصین برای به کار بردن تراکتور و ماشین های مورد نیاز و ایجاد تعمیرگاه ها به تعداد کافی در نقاط مختلف کشور، از جمله برنامه هایی است که در آینده باید به طور وسیع و کاملتر انجام گیرد.

اهمیت مکانیزاسیون

افزایش و رشد روز افزون جمعیت در جهان اهمیت کشاورزی را بیش از گذشته برای تمام جوامع بشری مشخص می کند. اولین و مهمترین نیاز هر انسان٬ نیازهای غذایی اوست. حال این نیاز به صورت مستقیم و غیر مستقیم با کشاورزی در ارتباط است. یکی از رشته های موجود در کشاورزی مکانیزاسیون است. مکانیزاسیون در ایران از اهمیت فوق العاده ای بدلیل سطح وسیع زیر کشت ارقام مختلف برخوردار است.

با نگاهی به سرفصل درس ها و با توجه به کیفیت و کمیت آن ها مشخص می شود که داوطلب باید از توان و دانش بالا در زمینه های ریاضی و فیزیک و مدیریت و قدرت جسمانی مناسب برخوردار باشد و نیز باید توان تجزیه و تحلیل٬ قدرت تجسم و دقت کافی در مسائل آماری را دارا باشد. شایان ذکر است که بسیاری از کارهای صحرایی و کارگاهی و طرح های عملی در خارج از محیط های شهری است و فعالیت نسبتا زیادی را می طلبد.

مراکز مختلفی به صورت مستقیم و غیر مستقیم در فعالیت های کشاورزی نقش دارند که هر یک به تناسب نوع فعالیت خود٬ برای رفع نیازهای مربوطه٬ به جذب فارغ التحصیلان این رشته اقدام می نمایند. وزارتخانه های کشاورزی٬ جهادسازندگی٬ آموزش و پرورش و فرهنگ و آموزش عالی به صورت گشترده تر و سایر وزارتخانه ها٬ اداره ها و سازمان ها و مدراکز دولتی و خصوصی نظیر بانک های کشاورزی٬ مجتمع های کشت و صنعت٬ تعاونی های تولید٬ شرکت های سهامی زراعی یا مهندس زراعی و ... به صورت غیر مستقیم برای انجام کارهای فنی و مکانیزه ی خود اعم از طرح و محاسبه٬ اجرا و نظارت بر اجرای طرح های ماشینی کردن کشاورزی نیاز به استخدام تعداد کثیری از فارغ التحصیلان در رشته ی مهندسی مکانیزاسیون کشاورزی دارند.

تعداد واحدهای درسی که دانشجو باید در دوره ی کارشناسی مهندسی مکانیزاسیون کشاورزی بگذراند ۱۳۶ واحد است که تعداد ۲۱ واحد آن دروس عمومی٬ ۱۸ واحد دروس علوم پایه و ۸۷ واحد دروس اصلی کشاورزی است و تعداد ۱۰ واحد از ۱۳۶ واحد به عنوان دروس اختیاری در نظر گرفته می شود که توسط خود دانشجو انتخاب می گردد

سه اصطلاح متداول در مکانیزاسیون کشاورزی

در زمینه ی مکانیزاسیون کشاورزی و در جهت شناخت بهتر این رشته و توانایی های آن لازم است سه اصطلاح متداول در مکانیزاسیون کشاورزی را مطرح کنیم:

اولین شاخص، ضریب مکانیزاسیون است. این ضریب به مفهوم نیروی محرکه ی موجود به ازای هر هکتار می باشد.

دومین شاخص درجه ی مکانیزاسیون است که در واقع نسبت میزان عملیات مکانیزه به عملیات غیر مکانیزه است.

سومین شاخص ظرفیت مکانیزاسیون است که بیانگر انرژی مکانیزه مصرفی در واحد سطح می باشد و به واقع سرانه انرژی مکانیکی در بخش کشاورزی را بیان می کند.

لازم به توضیح است که این شاخص ها از مهمترین عواملی می باشد که میزان مکانیزاسیون را در بخش کشاورزی بیان می کند. اما باید توجه شود که هر کدام از کمیت های ذکر شده به تنهایی مفهوم درستی از مکانیزاسیون القا نمی کند بلکه با توجه به تمامی موارد بالا می توان برداشت بهتری از عددهای بدست آمده در اختیار داشت.

به عنوان مثال در برنامه چهارم توسعه هدف، دستیابی به ضریب مکانیزاسیون 1.18 اسب بخار است حال این عدد در ظاهر به مفهوم این است که به ازای هر هکتار، نیروی محرکه ی موجود، حدود 1.18 اسب بخار خواهد شد اما این چنین نیست. اگر به ضرایب دیگر توجهی نشود برداشتی مانند این مورد حاصل می شود. مثال ساده اینکه، تمامی تراکتورهای موجود در سطح کشور جهت کشت و کار و فعالیت های کشاورزی استفاده نمی شوند، برخی جهت حمل و نقل نیروی کار و برخی جهت انتقال کود و خوراک دام استفاده می گردند که بدون توجه به این مسئله تنها با اتکا به عدد و رقم نتیجه، سیاست گذاری های غلط در بخش کشاورزی خواهد بود.

علاوه بر مورد بالا ضریب مکانیزاسیون به شرایط و موقعیت منطقه ای بستگی زیادی دارد. به عنوان مثال مقایسه ی ضریب مکانیزاسیونی 24 برای ژاپن با ضریب مکانیزاسیون 2 تا 3 برای کشورهایی همچون آمریکا و استرالیا بدون در نظر گرفتن شرایط و موقعیت کشورها مقایسه ای بی ارزش و بی نتیجه است.

لازم به توضیح است جهت دستیابی به هدف مکانیزه نمودن کشاورزی در ایران مستلزم توجه موارد بالا می باشد اما در کنار این مسائل امید است سیاست های بهتری در زمینه ی واردات و یارانه های ماشین آلات کشاورزی اتخاذ گردد. یک ماشین کشاورزی بر خلاف اتومبیل های لوکس خارجی جهت تولید مواد غذایی مورد استفاده دارد و حال آنکه کشاورز برای خرید یک تراکتور 15 میلیون تومانی باید یکسال تا دو سال منتظر بماند و در نهایت پس از تلاش های طاقت فرسا و صرف هزینه های فراوان یک عدد تراکتور دریافت کند حال آنکه بسیاری از ادوات بهینه نیاز به توان بالای تراکتوری دارد که حال تنها شرکت های کشت و صنعت توان پرداخت هزینه های 100 تا 150 میلیونی این تراکتورها یا ماشین های کشاورزی را دارا می باشند.

یکی از مسائلی که در کنار این موارد باید بدان توجه شود این است که در حال حاضر تنها دغدغه در بین دولت مردان یکپارچه سازی اراضی کوچک است و بسیاری بر این باورند که استفاده از ادوات تنها در زمین هایی با وسعت زیاد بهینه می باشد اما مثال بارز برای رد این ادعا کشور آلمان است که با وجود کوچک بودن قطعات کشاورزی با مدیریتی مناسب و استفاده از ادوات مناسب تولید به صورتی بهینه افزایش یافته است.

حال این سوال مطرح می شود که آیا بهتر نیست با اختصاص حمایت های بیشتر دولت در بخش کشاورزی همانند بخش صنعت پیشرفت همگونی را کشور شاهد باشیم؟

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 20:37 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387

عوامل موثر در انتخاب ماشين كشاورزي مناسب از ميان ماشين هاي مشابه

يكي از مهمترين مسايل براي كشاورز و يا يك سازمان كشاورزي، انتخاب ماشين مناسب براي امور مربوطه مي باشد تا در مراحل بعدي براي استفاده و نگهداري از آن مشكلات كمتري داشته باشد.
    در شرايطي كه خريدار امكان انتخاب ماشيني كه انواع آن در بازار وجود دارد را داشته باشد توجه به نكات كلي زير مي توانند بسيار مفيد باشد:
    در نظر گرفتن مارك تجاري ماشين ها
    مارك يا علامت تجارتي عبارت است از علامت انحصاري، طرح يا علامت ثابت و مشخص به كار رفته توسط يك كارخانه يا تاجر و يا بازاري كه براي مشخص كردن كالاهايش از كالاها و محصولات مشابه ساير سازندگان يا فروشندگان، مورد استفاده قرار مي گيرد. اكثر كشورها موقعيت خاص چنين علامتي را پس از به ثبت رسيدن آن بر طبق قانون، محفوظ نگاه مي دارند.
    اهميت مارك تجاري در انتخاب ماشين هاي كشاورزي از اين جهت است كه مي تواند نشان دهنده ي موقعيت يك نوع ماشين در بازار باشد.
    در صورتي كه ماشين از علامت تجارتي و سابقه ي خوبي برخوردار باشد، بهتر مي توان اطمينان حاصل كرد كه سازنده ي اين ماشين ها براي مدتي تمام ماشين يا بعضي از قطعات آن را تضمين مي نمايد. تضمين نمودن به اين معني است كه در صورتي كه در طول زمان مشخص پس از خريد، عيبي در ماشين پيدا شود، سازنده موظف به بر طرف نمودن آن عيب خواهد بود كه اين حالت ممكن است در بين تمام سازندگان عموميت نداشته باشد. بنابراين در هنگام انتخاب و خريد يا قضاوت در مورد ماشين، سازنده ي آن را نيز در نظر داشت، لذا علامت تجاري با توجه به سابقه، مي تواند تا حدودي راهنماي مناسبي باشد.
    توجه به نام تجاري
    نام تجاري به طور كلي از مارك تجارتي متفاوت است و عبارت است از نام يا عنواني كه به وسيله ي كارخانه دار براي يك نوع محصول توليدي اش انتخاب مي شود تا اينكه آن ماشين يا محصول توليدي را از ساير ماشين هاي مشابه جدا و مشخص نمايد. يك نام تجارتي مشهور و شناخته شده براي يك ماشين از نظر ميزان فروش بسيار پر اهميت است و استفاده از نام هاي تجارتي در صنايع ماشين هاي كشاورزي به طور قابل ملاحظه اي در جهت انتخاب مدل هاي مختلف ماشين استفاده مي شود و مناسب نيز مي باشد.
    در نظر داشتن مدل هاي مختلف از يك مارك يا نام تجاري
    مدل در ماشين هاي كشاورزي مي تواند نشان دهنده ي يك نوع ماشين، يك اندازه، يك طرح اصلاحي يا جديد از يك ماشين قديمي يا يك ماشين جديدي براي هدفي بخصوص يا تركيبي از چند فرم مخصوص ماشين باشد. مشخصه هاي مدل مي تواند به وسيله ي يك سري اعداد يا حروف يا تركيبي از هر كدام تعيين گردد. به عنوان مثال يك كمباين با مدل SP-12 مي تواند نشان دهنده ي اين باشد كه اين ماشين self propelled يا خودگردان و عرض برش آن 12 فوت است. بنابراين در هنگام انتخاب ماشين هاي كشاورزي، معروفيت مدل هاي موجود نيز مي تواند كمكي جهت انتخاب بهتر باشد.
    توجه به مساله تعميرات و خدمات پس از فروش
    قبل از خريد هر ماشين بايد به در دسترس بودن مراكز تعميراتي آن و نحوه ي خدمات پس از فروش توسط فروشنده توجه ويژه اي داشت. در غير اين صورت ممكن است در انجام كار وقفه هاي طولاني ايجاد شود، بخصوص در امر كشاورزي كه فاكتور زمان براي انجام عمليات بسيار محدود و مهم مي باشد. بنابراين يكي از موارد بسيار ضروري در هنگام خريد ماشين، در نظر داشتن اين مساله است كه آيا قطعات يدكي مختلف ماشين براي انجام تعميرات وجود دارد و به طور كلي خدمات پس از فروش ماشين مورد نظر مناسب است يا خير؟ و با در نظر گرفتن اين مسايل بايد اقدام به خريد ماشين كرد.
    طرح ماشين
    سازندگان و كارخانه داران مختلف، سري مشابه از ادوات و ماشين هاي كشاورزي را روانه ي بازار مي نمايند ولي اين ماشين ها كاملا مشابه همديگر نيستند و اين همان اختلافي است از ترتيب قطعات متشكله كه طرح هر ماشين را مي سازد.
    در بررسي ساختمان كلي ماشين بايد به شماره ي دنده ها، نقاط در معرض شكستگي يا پارگي، ياتاقان ها، سهولت روغن كاري، تنظيمات ماشين، وسايل و محافظت هاي ايمني، سهولت عملكرد و... توجه ويژه نمود و به طور كلي بايد دقت كرد آيا فرم و وضع ظاهري يك ماشين بدون اينكه راندمان و درجه مقاومتش كاسته شده باشد، جالب توجه است يا خير؟
    راحتي كار و استفاده از ماشين و آساني انجام تنظيمات
    سهولت كار با ماشين هاي كشاورزي يكي از موارد بسيار مهمي است كه در هنگام خريد ماشين بايد مد نظر باشد. ماشين هاي كشاورزي زيادي وجود دارد كه ظاهرا مطلوب به نظر مي رسند ولي يك مقدار قدرت و نيروي انساني غير ضروري براي اين كار و استفاده موفقيت آميز از آنها مورد نياز است كه در هنگام انجام كار در چندين ساعت مداوم باعث خستگي بيشتر راننده يا اپراتور مي شود و ممكن است در هنگامي كه ماشين در حال كار است به راحتي قابل تشخيص نباشد. گاهي نيز برخي از ماشين هاي كشاورزي تنظيمات پيچيده و زيادي دارند كه اين مساله هم ممكن است براي كشاورز مشكلاتي را به وجود بياورد. يك ماشين كشاورزي خوب بايد علاوه بر راندمان، استحكام و توان اجرايي بالا، داراي سادگي در تنظيمات و سهولت عملكرد براي كاربر باشد.
    از آنجا كه برخي از اپراتورهاي ماشين هاي كشاورزي وقت كافي صرف تنظيمات ضروري ماشين نمي كنند، اين مساله باعث معيوب شدن و فرسودگي زودهنگام ماشين مي شود. يكي از مهمترين مسايل براي رفع چنين مشكلاتي، آموزش اصولي و راه اندازي ماشين توسط فروشنده به خريدار مي باشد كه بسيار مهم و ضروري است.
    ايمني كار
    تحقيقات انجام شده و آمارهاي موجود در خصوص تعدادي از حوادث مهلك در هر 100 هزار كارگر نشان داده است كه زراعت معمولا از بسياري از شغل هاي موجود در كارخانه ها خطرناك تر است، بنابراين لزوم توجه بيشتر به رعايت موارد ايمني چه در طراحي و ساخت ماشين هاي كشاورزي و چه در هنگام استفاده از آنها بسيار مهم و حايز اهميت است.
    ايمني مي تواند توسط طراحي يا مهندسي تجهيزاتي كه از ايمني كاري بيشتري برخوردارند، افزايش داده شود. از طرف ديگر وقتي كارگران و كاربران ماشين ها نسبت به كاربرد صحيح تجهيزات آموزش يافته اند، احتمال صدمه ديدنشان كمتر است و سرانجام ايمني مي تواند با اعمال مقررات حفاظتي افزايش داده شود.
    قسمت هاي محرك، شافت هاي انتقال نيرو، تيغه هاي برش و امثالهم بايد داراي حفاظ هاي ايمني براي جلوگيري از ايجاد سوانح باشند. در هنگام خريد، وجود و رعايت همه و يا بيشتر موارد فوق در ماشين هاي موجود را بايد مورد توجه قرار داد و بايد ماشيني خريداري شود كه از نظر ايمني در حد قابل قبولي باشد.
    ارگونوميك
    پيشرفت هاي ماشيني در كشاورزي، بسياري از مشكلات و سختي هاي كارهاي زراعي را بر طرف و يا كاهش داده، ولي در معدودي از امور مكانيزه از طرفي ايجاد فشارهايي بر روي كاربران ماشين هاي كشاورزي نموده است. به عنوان مثال مي توان كار در شرايط گرد و خاك، محيط هاي آلوده و دودي، سوار شدن بر تراكتور به مدت زياد و مداوم و نشستن بر روي صندلي هاي نامناسب و يا كار با دستگاه هاي نامناسب شيردوشي را نام برد.
    ارگونوميك واژه اي است كه در مطالعه و بررسي عواملي كه بر روي كاربر ماشين تاثير دارد به كار مي رود. يافتن اشكالات در اين مورد ممكن است احتياج به آزمايشات و بررسي هاي پزشكي داشته باشد. ولي آنچه مسلم است حل اين نوع اشكالات بستگي كامل به مهندسي طراحي بهتر و مناسبت تر خواهد داشت.
    اين بخش به علت بالا رفتن مدام سطح زندگي بايد بيشتر مورد نظر قرار گيرد و وظيفه ي هر مسوول كشاورزي است كه اين مساله را قبل از اقدام به خريد و يا به كار بردن وسايل مكانيكي كشاورزي مورد مطالعه و بررسي قرار دهد. به طور كلي ارگونوميك مسايلي را كه در رابطه انسان مشغول به كار مكانيكي و در تماس با محيط و وسيله كارش موثر هستند، مطرح مي سازد (رابطه انسان، ماشين و محيط).
    اين روابط و اثراتي كه آنها بر روي كاربر خواهند داشت، مسلما در بالا بردن يا كاهش بازده كار او موثر هستند.
    با توجه به موارد مذكور و انتخاب ماشين از لحاظ اندازه ي مناسب جهت ميزان فعاليت سالانه مي توان يك انتخاب و خريد بهينه انجام داد و باعث پيشرفت امور و سهولت انجام عمليات شد. 
    
نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 19:54 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387

عجیب‌ترین پروژه مهندسی کشاورزی جهان

عجیب‌ترین پروژه مهندسی کشاورزی جهان

حدود 3 هزار سال پیش مردمان مناطق کوهستانی فیلیپین، یکی از شگفت‌انگیزترین پروژه‌های کشاورزی را پیاده کردند: آنها برای اینکه بتوانند در کوه‌ها کشاورزی کنند، شروع به تسطیح و پلکانی کردن کوه‌ها کردند.

ارزش کار آنها وقتی نمایان می‌شود که بدانیم، مردم فیلیپین در ان زمان هیچ وسیله و ماشین مدرنی در اختیار نداشتند.

البته ایده کشت پلکانی چیز تازه‌ای نیست که مختص به مردم فیلیپین باشد، ولی عظمت کشت پلکانی در فیلیپین وقتی نمایان می‌شود که بدانیم اگر زمین‌های کشاورزی موجود در کوه‌های فیلیپین در کنار هم قرار داده شوند، طولی به اندازه نصف دور زمین خواهند داشت و مساحت آنها 10360 کیلومتر مربع برآورد می‌شوند.

 Tinypic

اما برای کشاورزی در ارتفاعات فقط  پلکانی کردن زمین کافی نیست و فیلیپینی‌ها باید کار مهم‌تری هم انجام می‌دادند: انتقال آب! برای این کار آنها شبکه پیچیده‌ای از کانال‌ها و دریچه‌های آب ایجاد کردند، طوری که آب با استفاده از لوله‌های چوبی به مزارعی در ارتفاع بالا می‌رسید. وقتی زمین‌های واقع در ارتفاع از آب سیراب می‌شدند، آب به سمت زمین‌های با ارتفاع پایین‌تر حرکت می‌کرد.

 Tinypic

شالیزارهای پلکانی فیلیپین اکنون یکی از جاذبه‌های توریستی این کشور هستند. البته همین توریست‌ها، ناخواسته تدریجا صدماتی به این کشتزارهای عجیب و غریب وارد می‌آورند، چرا که درآمد ناشی از توریسم تمرکز مردمان این نواحی را حرفه کشاورزی منحرف کرده است و درآمد جایگزینی برای آنها ایجاد کرده است. مشکل دیگر کمبود آب است که متعاقب زلزله سال 1990 شروع شده است و آب مصرفی در صنعت توریسم این میزان کمبود را تشدید کرده است.

یونسکو این زمین‌های کشاورزی را در لیست اماکن میراث جهانی قرار داده است.

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 21:20 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387

کاربرد بیو تکنولوژی در باغبانی

:: کاربرد بيوتکنولوژی در باغبانی

کاربرد بیوتکنولوژی در باغبانی

با افزایش جمعیت در دنیا، نیاز به افزایش تولید میوه و سبزى نیز به همان نسبت وجود دارد. چگونه مى توان این نسبت را متوازن نمود و تولیدات باغبانى را با افزایش جمعیت، افزایش داد؟ تکنیک هاى سنتى به نژادى گیاهان، پیشرفت هاى قابل توجهى را در اصلاح ارقام با پتانسیل بالا به وجود آورده اند ولى این تکنیک ها قادر نیستند میزان تولید میوه ها و سبزى ها را نسبت به افزایش تقاضا براى این محصولات در کشورهاى در حال توسعه بالا ببرند. لذا یک نیاز فورى به استفاده از بیوتکنولوژى براى سرعت دادن به توسعه برنامه هاى اجرایى احساس مى شود. ابزارهاى بیوتکنولوژى در تمام برنامه هاى به نژادى محصولات باغبانى با اصلاح ارقام جدید گیاهى، مهیا نمودن مواد مناسب کشت، حشره کش هاى انتخابى موثرتر و کودهایى با کارایى بالاتر، مورد استفاده و نیاز هستند. اکثر میوه ها و سبزى هاى موجود در بازار کشورهاى توسعه یافته، به صورت ژنتیکى دستکارى شده اند. بیوتکنولوژى مدرن، طیف وسیعى از موجودات زنده یا مواد حاصل از میکروارگانیسم ها را در ساختن یا تغییر یک فرآورده جهت اصلاح گیاهان یا حیوانات و یا اصلاح میکروارگانیسم هایى براى کاربردهاى خاص در بر گرفته و مورد استفاده قرار مى دهد. بیوتکنولوژى یک جنبه جدیدى از بیولوژى و علوم کشاورزى است که ابزار و راهکارهاى جدیدى را بر حل مشکلات متفرقه تولید غذا در دنیا مهیا مى سازد. عمده ترین کاربردهاى بیوتکنولوژى جهت اصلاح و بهبود محصولات باغبانى عبارتند از:۱- کشت بافت. ۲- مهندسى ژنتیک. ۳- شناساگرهاى مولکولى. ۴- مارکرهاى مولکولى. ۵- تولید و توسعه میکروب هاى مفید

 • کشت بافت یکى از کاربردهاى وسیع بیوتکنولوژى در زمینه کشت بافت، به ویژه ریز ازدیادى است. این تکنیک یکى از مهمترین تکنیک هاى مورد استفاده براى ازدیاد غیرجنسى سریع گیاهان در درون شیشه (In vitro) به حساب مى آید. تکنیک کشت بافت از نظر زمان و فضاى مورد استفاده براى تولید انبوهى از گیاهان عارى از بیمارى بسیار مقرون به صرفه است. همچنین انتقال منابع با ارزش گیاهى (ژرم پلاسم) از نواحى بومى گیاهان به اقصى نقاط دنیا با کشت بافت میسر و تسهیل شده است. این در حالى است که روش سنتى قادر به پاسخگویى و تامین مواد گیاهى مورد نیاز جهت تقاضاهاى موجود نیست. تولید گیاهان عارى از ویروس با تکنیک کشت مریستم (نقاط رشدى در نوک ساقه و ریشه گیاهان) در اکثر محصولات باغبانى امکان پذیر شده است. تکنیک نجات جنین (رویان) یکى دیگر از کاربردهاى کشت بافت است که به نژادگران گیاهى را ساخته است تا از سقط جنین هاى گیاهى در اثر عوامل مختلف پیشگیرى نمایند. کشت جنین هاى نجات یافته در مراحل مناسب نمو، مى تواند مشکل ناسازگارى پس از تشکیل تخم را حل نماید. این تکنیک در گونه هاى باغبانى مشکل دار بسیار موثر بوده است. اکثر گونه هاى بقولات مناطق خشک به طور موفقیت آمیزى از طریق کشت لپه ها، محور زیرلپه اى (هیپوکوتیل)، برگ، تخمدان، پروتوپلاست، دمبرگ، ریشه، بساک و... باززایى مى شوند. تولید گیاهان هاپلوئید (n _ کروموزومى) از طریق کشت گرده یا بساک یکى از کاربردهاى مهم کشت بافت در به نژادى گیاهان است. این تکنیک بسیار سریع بوده و از نظر اقتصادى غیرمقرون به صرفه است. هموزیگوتى کامل نتایج به گزینش فنوتیپ ها براساس خصوصیات کمى و کیفى توارث یافته کمک مى کند و باعث تسهیل در به نژادى، ایزولاسیون موفق، کشت و ترکیب پروتوپلاست هاى گیاهى مى شود و در انتقال نر عقیمى سیتوپلاسمى جهت دستیابى به گیاهان هیبریدقوى، از طریق ترکیب میتوکندریایى بسیار مفید و موثر است و کارایى زیادى در انتقال ژنتیکى در گیاهان دارد. حفاظت درون شیشه اى ژرم پلاسم ها در محیط هاى کشت آماده و روش هاى جایگزین جهت غلبه بر مشکلات مدیریتى منابع ژنتیکى در محصولاتى که به طور غیرجنسى تکثیر مى شوند و گیاهانى که هتروزیگوتى بالایى دارند و ذخیره بذر مناسبى ندارند، از اهمیت زیادى برخوردار شده است. در برخى از محصولات خاص، حفاظت درون شیشه اى، راحت و بسیار موثر است. این تکنیک ها به طور موفقیت آمیزى در مورد محصولات باغبانى به کار گرفته شده و در مراکز مختلف جمع آورى ژرم پلاسم، شناخته شده هستند. ژرم پلاسم درون شیشه اى همچنین تبادل مواد گیاهى عارى از آفت و بیمارى را تضمین نموده و به قرنطینه بهتر آنها کمک مى کند.به نژادگران گیاهى به طور ممتد در حال تحقیق بر روى تغییرات ژنتیکى جدیدى هستند که کارآیى بالایى در اصلاح ارقام جدید دارند. برخى از گیاهان باززایى شدند. از طریق کشت بافت، اغلب تنوع فنوتیپى غیرمعمول و جدیدى را نسبت به فنوتیپ گیاه اصلى و مادرى از خود نشان مى دهند. چنین تنوعى را، تغییرات سوماکلونال (Somaclonal) مى نامند که مى تواند قابل توارث و تثبیت باشد و در نسل بعدى دیده شود. همچنین، تغییرات ممکن است اپى ژنتیکى باشند و در تولید مثل جنسى (ازدیاد جنسى) دیده نشوند. تغییرات قابل توارث براى به نژادگرهاى گیاهى بسیار مفید هستند.

 • مهندسى ژنتیک در گیاهان مهندسى ژنتیک در سه مرحله اصلى زیر دخالت دارد: ۱- شناسایى و جدا کردن ژن هاى مطلوب براى انتقال. ۲- سیستم رهاسازى جهت وارد کردن ژن مطلوب به داخل سلول هاى پذیرنده. ۳- بیان اطلاعات ژنتیکى جدید در سلول هاى پذیرنده. با استفاده از تکنیک هاى مهندسى ژنتیک، ژن هاى مفید زیادى به داخل گیاهان وارد شده و باعث توسعه گیاهان تغییر یافته ژنتیکى (گیاهان تراریخته) گردیده است. در این گیاهان DNA خارجى به طور ثابت الحاق یافته و فرآورده ژنى مناسبى را باعث مى شود. گیاهان تراریخته وسعتى در حدود ۶/۵۲ میلیون هکتار را در کشورهاى صنعتى و در حال توسعه تا سال ۲۰۰۱ به خود اختصاص داده اند. ژن ها براى دستیابى به خصوصیات مفید زیر به داخل محصولات گیاهى وارد مى شوند. مقاومت به علف کش ها: گیاهان تراریخته مقاوم به علف کش ها این امکان را براى کشاورزان به وجود آورده اند که بدون صدمه به گیاه اصلى، جهت از بین بردن علف هاى هرز از علف کش هاى مختلف استفاده کنند. اکثر گیاهان مقاوم به علف کش ها در گیاهانى نظیر گوجه فرنگى، توتون، سیب زمینى، سویا، کتان، ذرت، خردل روغنى، اطلسى و امثال آن به وجود آمده اند. گلیفوسات (Glyphosate) یکى از قوى ترین علف کش هایى است که براى طیف وسیعى از گیاهان با نام تجارى رانداپ (Round up) در حال استفاده است. گلیفوسات با بلوکه کردن یک آنزیم ۵-انول پروویل شیکیمات -۳-فسفات سنتاز (EPSPS) که در بیوسنتز اسیدهاى آمینه حلقوى نظیر تیروزین، فنیل آلانین و تریپتوفان نقش دارد، منجر به از بین رفتن علف هاى هرز مى شود. اسیدهاى آمینه مواد سازنده پروتئین ها هستند. گیاهان تراریخته مقاوم به گلیفوسات که حاوى ژن EPSPS هستند به مقادیر زیادى آنزیم مورد نظر را تولید کرده و در برابر اثرات گلیفوسات از خود مقاومت نشان مى دهند. قابل ذکر است که این علف کش یک علف کش عمومى است و تمام گیاهان را از بین مى برد. تعدادى از آنزیم هاى سم زدا در گیاهان و میکروب ها شناسایى شده اند از جمله آنزیم گلوتاتیون _ اس _ ترانسفور (GST) در ذرت و گیاهان دیگر، اثرات سمى علف کش بروموکسینیل (Bromoxynil) را خنثى مى کند و همچنین آنزیم فسفینوتریسین استیل ترانفسفراز (pat) که اثرات سمى علف کش PPT (ال _ فسفینوتریسین) را خنثى مى کند. با گرفتن ژن ban از klebsiella و ژن bar از قارچ هاى استرپتومیست (Strepotomyces) و انتقال آنها به سیب زمینى، چغندر قند، سویا، کتان و ذرت، گیاهان تراریخته اى حاصل شده اند که به علف کش ها مقاوم اند. گیاهان تراریخته، زحمت و هزینه مبارزه با علف هاى هرز را براى کشاورز کاهش داده و باعث افزایش عملکرد محصول مى گردند. مهندسى مقاومت به پاتوژن ها (عوامل بیمارى زا): ویروس ها مهم ترین و خطرناک ترین عوامل بیمارى زاى گیاهى بوده که به طور قابل توجهى عملکرد محصولات باغبانى را کاهش مى دهند. راهکارهایى با استفاده از پوشش پروتئینى ویروس ها و RNA ماهواره اى جهت کنترل آلودگى هاى ویروسى به کار گرفته شده است. ویروس ها موجودات ذره بینى متشکل از اسیدهاى نوکلئوئیک (RNA DNA) هستند که در یک پوشش پروتئینى محصور بوده و قادر به تکثیر زیاد در داخل سلول میزبان هستند. استفاده از پوشش پروتئینى ویروس به عنوان یک عامل قابل تغییر جهت تولید گیاهان مقاوم به ویروس یکى از دستاوردهاى مهم بیوتکنولوژى گیاهى است. ژن مسئول ساخت پوشش پروتئینى از ویروس موزائیک توتون (TMV) به عنوان یک ویروس با RNA رشته اى مثبت به گیاه توتون انتقال داده شده و آن را مقاوم به ویروس TMV کرده است. استفاده از ژن مقاوم به پروتئین nucelocapsid در گیاهانى نظیر گوجه فرنگى، توتون، کاهو، بادام زمینى، فلفل و گل هاى زینتى مانند حنا، گل ابرى و داوودى جهت مقاومت به ویروس لکه پژمردگى گوجه فرنگى معرفى شده است. استفاده از RNA ماهواره اى (SATRNA) برخى گیاهان تراریخته را به ویروس موزائیک خیار (CMV) مقاوم کرده است. گیاهان تراریخته مقاومى نیز در برابر ویروس موزائیک یونجه، ویروس x سیب زمینى، ویروس تانگروى برنج، ویروس جغ جغى توتون و ویروس لکه حلقوى خربزه درختى (پاپایا) به وجود آمده اند. در دهه اخیر، ژن هاى مقاومى در شناسایى پاتوژن هاى بیمارى زا معرفى و کلون شده اند. همچنین برخى از مسیرهاى مشخصى که آلودگى پاتوژنى را دنبال مى کنند، مورد شناسایى قرار گرفته اند. برخى ترکیبات ضدقارچ در گیاهان مقاوم به آلودگى هاى قارچى شناسایى و ساخته شده است. راهکارهاى مناسبى جهت توسعه مقاومت به قارچ ها با تولید گیاهان تراریخته حاوى مولکول هاى ضدقارچ نظیر پروتئین ها و سموم توسعه یافته است. ژن کیتیناز (Chitinase) گرفته شده از لوبیا، مقاومت زیادى به بیمارى قارچى Rhizoctonia solani در توتون و شلغم به وجود آورده است. همچنین این ژن که از باکترى خاکزى Serratia marcescens گرفته شده است در گیاه توتون، مقاومت به بیمارى قارچى Altenaria longipes که باعث بیمارى لکه قهوه اى مى شود را ایجاد کرده است. ژن استیل ترانسفراز در توتون، مقاومت به بیمارى باکتریایى Pseudomonas Syringea را باعث شده است. مقاومت به تنش ها: برخى از ژن ها مسئول ایجاد مقاومت در برابر تنش هایى همچون گرما، سرما، شورى، عناصر سنگین و هورمون هایى گیاهى هستند. مطالعاتى نیز در مورد متابولیت هاى نظیر پروتئین ها و بتائین ها انجام گرفته است که نشان داده اند در مقاومت به تنش ها دخالت دارند. مقاومت به سرمازدگى در توتون با داخل کردن ژن مسئول سنتز آنزیم گلیسرول، فسفات، آسیل، ترانسفراز ایجاد شده است که این ژن از Arabidopsis گرفته شده است. برخى گیاهان با سنتز گروهى از مشتقات قندى مشهور به پلى ال ها (مانیتول، سوربیتول و سیون) به تنش هاى خشکى واکنش نشان مى دهند. گیاهانى که داراى پلى ال هاى بیشترى هستند، مقاومت بیشترى به تنش ها دارند. با استفاده از ژنى در باکترى ها که قادر به ساختن مانیتول ها است، این امکان وجود دارد که سطح مانیتول را در گیاهان مقاوم به خشکى بالا برد. کیفیت میوه: میوه هاى گوجه فرنگى که به کندى مى رسند از اهمیت ویژه اى در حمل ونقل برخوردارند. گوجه فرنگى تراریخته با فعالیت کم آنزیم پکتین میتل استواز و مقادیر بالاى مواد جامد محلول و PH بالا، کیفیت فرآورى را افزایش مى دهد. گوجه فرنگى هاى دیررس با استفاده از RNA آنتى سنس تولید شده اند که در آنها از سنتز آنزیم هاى دخیل در تولید اتیلن ممانعت مى شود مثل آنزیم EgAccl سنتتاز. همچنین با استفاده از ژن دآمیناز که مقدار اسید ۱- آمینو سیکلوپروپان ۲-کربوکسیلیک (ACC) (پیش ماده سنتز اتیلن) را در میوه کاهش مى دهد، امکان تولید گوجه فرنگى هاى دیررس وجود دارد. این گوجه فرنگى ها از عمر ماندگارى بیشترى برخوردار هستند و همچنین مى توانند مدت طولانى بر روى گیاه باقى بمانند تا تجمع قندها و اسیدها در میوه جهت بهبود طعم آن بالا رود. این گوجه فرنگى ها در کشورهاى اروپایى و آمریکایى در سطوح تجارى گسترده اى در حال تولید هستند. با استفاده از ژن ساکارز فسفات سنتتاز مى توان گوجه فرنگى با ساکارز و نشاسته کم تولید نمود، همچنین با ژن باکتریایى ADP گلوکز پیروفسفوریلاز مى توان محتواى نشاسته سیب زمینى ها را به میزان ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش داد. مقاومت به آفات: با وارد کردن ژن بتا اندوتکسین (ژن bt) گرفته شده از باکترى Bacillus thuringiensis به گیاهانى نظیر کتان، توتون، گوجه فرنگى، سویا، سیب زمینى و... مقاومت به حشرات مضر در این گیاهان ایجاد شده است. این ژن ها، پروتئین هاى کریستاله ضد حشرات را تولید مى کنند که بر روى دامنه وسیعى از سخت بالپوشان، بى بالپوشان و دو بالپوشان اثر دارد. این کریستال ها در داخل بدن لارو حشرات به صورت ذرات قلیایى در داخل پروتوکسین هاى انفرادى با وزن مولکولى ۱۳۳ تا ۱۳۶ کیلووالتون تشکیل مى شوند. این پروتئین هاى کریستالى ضدحشرات در طول دوره رشد رویشى سلول ها تولید مى شوند و اثرات زیادى بر کنترل حشرات دارند. نر عقیمى و تجدید بارورى: این تکنیک در تولید بذر هیبرید بسیار مفید مى باشد. گیاهان تراریخته با ژن هاى نر عقیم و تجدید کننده بارورى در شلغم ایجاد شده اند. این تکنیک تولید بذر هیبرید، بدون اخته کردن دستى گل هاى نر را تسهیل مى نماید و گرده افشانى را در ذرت کنترل مى کند. در سال ،۱۹۹۰ ماریانى (Mariani) و همکاران در بلژیک با موفقیت یک ساختار ژنى را که داراى محرک خاص دیگرى بود از ژن TA29 توتون گرفتند و ژن ریبونوکئاز را در باکترى باسیلوس (ژن بارناز) توالى یابى کرده و در تولید گیاهان تراریخته شلغم به کار گرفتند. با این عمل و با بیان ژن انتقال یافته از تولید گرده نرمال جلوگیرى شده و منجر به نر عقیمى مى شود.

• شناساگرهاى مولکولى کاوشگر هاى اسید نولکئیک: امروزه با استفاده از کاوشگر هاى CDNA مى توان بیمارى هاى گیاهى را قبل از بروز علائم شناسایى کرد. کاوشگر، توالى هاى اسیدنوکلئیک پاتوژن هستند که ارگانیسم هاى با مارکرهاى ویژه را تولید مى کنند. کاوشگرهاى CDNA به نواحى خاصى از پاتوژن ها فرستاده شده و با استفاده از تکنیک هاى استاندارد DNA نوترکیب مى توان آنها را تولید کرد. پادزهرهاى تک کلونى McAb) تکنیک هاى ایمونوشیمیایى، براى شناسایى سریع و دقیق پاتوژن هاى گیاهى بسیار مفید هستند. همچنین از این تکنیک در شناسایى بیمارى هاى گیاهى استفاده مى شود. تکنیک هیبریداسیون (تلاقى)، روش هاى مناسبى را براى تولید هومولوگ ها به وجود آورده است که از لحاظ بیوشیمى اینها به عنوان مواد ایمنولوژیکى تعریف مى شوند که توسط یک لاین سلولى ساده و علیه اپى توپ هاى پادتن ایمن ساز ساخته مى شوند. پتانسیل بالاى McAbs در شناساگرهاى پاتولوژى گیاهى ضرورى هستند چون منجر به تولید پادزهرهاى هموژن با فعالیت مشخص به مقادیر زیاد گردید که در مدت زمان طولانى ساخته مى شوند. با این حال تکنولوژى هیبریداسیون یک عمل آزمایشگاهى و پرهزینه است در مقایسه با روش هاى ایمنى سازى استاندارد که به طور گسترده براى شناساگرهاى مولکولى در مقیاس وسیع استفاده مى شوند.

• مارکرهاى مولکولى استفاده از مارکرهاى مولکولى جهت گزینش صفات زراعى، کار را براى به نژادگرایان گیاهى آسان ساخته است. این امکان به وجود آمده است که گیاهان را براساس صفات مختلف یا مقاومت به بیمارى ها در مراحل مختلف رشد و نمو، گروه بندى کنیم. استفاده از RFLP چند شکلى طولى قطعات برشى)، RAPD (DNA) چند شکلى تکثیر شده تصادفى)، AFLP (چند شکلى طولى قطعات تکثیر شده) و مارکرهاى ایزوآنزیم در به نژادى گیاهان، فراوان به چشم مى خورد. مارکرهاى RFLP براى مارکرهاى مورفولوژیکى و ایزوآنزیم ها مفید بوده، چون تعداد آنها فقط توسط اندازه ژنوم محدود مى شود و آنها تحت تاثیر شرایط محیطى قرار نمى گیرند. نقشه هاى مولکولى در حال حاضر براى برخى از گیاهان زراعى نظیر ذرت، گوجه فرنگى، سیب زمینى، برنج، کاهو، گندم و گونه هایى از کلم ها وجود دارد. مارکرهاى RFLP کاربردهاى زیادى دارند که مى توان به شناسایى ارقام، شناسایى مکان هاى ژنى، صفات کمى، آنالیز ساختار ژنوم، داخل کردن ژرم پلاسم و کلون سازى براساس نقشه، اشاره کرد. RFLP به عنوان ابزارى براى شناسایى مورد استفاده قرار مى گیرد چون در مقایسه با APD قدرت ترمیم و بازسازى دارد. ریزماهواره ها یا مارکرهاى تکرارشونده توالى ساده (SSRS) نیز استفاده گسترده اى در ژنوتیت سازى، نقشه ژنى و آنالیزه ژنى دارند.

 • تولید مایه زن هاى میکروبى استفاده بى رویه و بدون احتیاط از کودها و سموم شیمیایى براى تولید محصول و کنترل حشرات و آفات، منجر به آلودگى محیطى و از بین بردن حاصلخیزى و سلامت خاک و توسعه مقاومت در برخى حشرات و مشکلات بقایاى سموم شده است. لذا یک توجه جهانى به استفاده از کودها و آفت کش هاى زیستى مطمئن در مدیریت تلفیقى تغذیه و سیستم هاى مدیریت آفات وجود دارد. کودهاى زیستى، میکروارگانیسم هایى هستند که نیتروژن اتمسفر را تثبیت کرده و یا فسفر تثبیت شده را در خاک به صورت محلول درآورده و عناصر غذایى را بیشتر در اختیار گیاه قرار مى دهند. استفاده از میکروارگانیسم ها به عنوان کود، مزایاى زیادى دارد از جمله کم هزینه بودن آنها، غیرسمى بودن براى گیاهان، آلوده نکردن آب هاى زیرزمینى و اسیدى نکردن خاک و مناسب براى رشد گیاه. ریزوبیوم ها، میکروارگانیسم هایى هستند که بر روى ریشه گیاهان بقولات (حبوبات) گره هایى را ایجاد مى کنند و توسط آنها نیتروژن اتمسفر را تثبیت کرده که این نیتروژن سپس به آمونیوم و بعد به اسیدهاى آمینه در سلول گیاهى تبدیل مى شود. مایه زنى خاک با این باکترى ها به کاهش مصرف کودهاى نیتروژنه اضافى به خاک کمک مى نماید. باکترى هاى حل کننده فسفر نیز گروه دیگرى از میکروارگانیسم ها هستند که فسفر غیرمحلول خاک را به صورت محلول درآورده و آن را به راحتى در اختیار گیاه قرار مى دهند. میکوریزا به همزیستى بین قارچ هاى غیر بیمارى زا و ریشه گیاهان گفته مى شود. میکوریزا عناصر غذایى را از لایه هاى عمیق تر خاک در اختیار گیاهان قرار مى دهد و با مایه زنى آنها به استقرار و رشد بهتر گیاهان مى توان کمک کرد. اکثر میوه ها نظیر خربزه درختى، انبه، موز، مرکبات و انار که وابسته به این رابطه هستند، با مایه زنى این قارچ ها، فسفات و عناصر غذایى بیشترى در اختیار این میوه ها قرار مى گیرد. این اجتماع میکوریزاها، همچنین به مقاومت گیاهان در برابر حمله بیمارى ها کمک کرده و از طرفى خصوصیات خاک را نیز بهبود مى بخشد. تغییر ژنتیکى میکروب ها: با استفاده از تکنیک نوترکیبى DNA این امکان فراهم شده است که به طور ژنتیکى، مى توان نژادهاى مختلف این باکترى ها را دستکارى نمود و میکروب هایى سازگار با شرایط محیطى مختلف و نژادهایى با خصوصیات و ظرفیت رقابت و گره زایى بهتر تولید نمود. آفت کش هاى زیستى، ارگانیسم هاى بیولوژیکى هستند که مى توانند همانند آفت کش هاى شیمیایى براى کنترل آفات مورد استفاده قرار گیرند. این آفت کش ها جایگاه خود را در کشاورزى، باغبانى و برنامه هاى سلامت عمومى جهت کنترل آفات، پیدا نموده اند. آفت کش هاى زیستى مزایاى زیادى دارند. آنها در کنترل آفات به صورت اختصاصى عمل نموده و براى ارگانیسم هاى غیرهدف نظیر زنبورها و پروانه ها مضر نیستند. این آفت کش ها براى انسان و احشام ضررى نداشته و در داخل زنجیره غذایى توزیع نشده و از خود بقایایى باقى نمى گذارند. برخى از آفت کش هاى میکروبى مورد استفاده براى کنترل حشرات، گونه هایى از Bacillus thuringiensis هستند که براى کنترل حشرات گوناگون مورد استفاده قرار مى گیرند. خصوصیت حشره کشى این باکترى ها به علت تولید کریستال هاى پروتئینى در دوره تخم ریزى است. این پروتئین ها سموم معده هستند که خاصیت ضدحشره دارند. سموم Bt همچنین قادر به از بین بردن نماتودهاى گیاهى مى باشد. گسترش و استفاده تجارى بیوتکنولوژى گیاهى، یک نشانه مهم براى اندازه گیرى بقاى این تکنولوژى جدید مى باشد. کشاورزان کوچک و کم درآمد مى توانند از تکنولوژى کم هزینه تر مانند استفاده از کودهاى زیستى و آفت کش هاى زیستى استفاده نمایند برعکس کشاورزان مایه دار که از تکنولوژى مدرن و پرهزینه بهره مى برند.
نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 21:3 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386

مهندسی کشاورزی

   با توجه به نياز انسان به محصولات كشاورزي و به كارگيري روشهاي تازه در توليد اين محصولات از اهميت خاصي برخوردار است.اين رشته  داراي واحدهاي عملي زيادي است كه در مناطق مختلف آب و هوايي نياز به كار دارد.

اين رشته در زير گروه علوم تجربي داراي هفت گرايش است:

مهندسى کشاورزى - زراعت و اصلاح نباتات

هدف تربيت کارشناسانى است که بتوانند به‌ عنوان مربى و محقق در مراکز آموزشى و مؤسسات تحقيقاتى يا به ‌عنوان کارشناس در واحدهاى مختلف وزارت جهاد کشاورزى يا به‌ صورت مدير يا مجرى واحدهاى توليدى دولتى و خصوصى بخش کشاورزى منشاء خدمات ارزنده باشند. دانشجويان پس از گذراندن دروس عمومي، دروس علوم پايه، دروس اصلى کشاورزى و دروس تخصصى مانند ژنتيک، آمار، فيزيولوژي، زراعت و اصلاح نباتات به کسب درجهٔ مهندسى کشاورزى در رشتهٔ زراعت و اصلاح نباتات نائل مى‌شوند. طول اين دوره ۴ سال است و دروس آن شامل مواد نظري، عملى و عمليات صحرائى است. امکان ادامهٔ تحصيل تا سطح کارشناسى ارشد در داخل و تا بالاترين سطوح در داخل و خارج از کشور وجود دارد. مراکز عمدهٔ جذب فارغ‌التحصيلان اين رشته مؤسسات تحقيقاتى از قبيل مؤسسه اصلاح و تهيه نهال و بذر، مؤسسه خاک‌شناسى و مراکز آموزش کشاورزى و مؤسسات اجرائى مانند سازمان ترويج، شرکت‌هاى تعاونى روستائي، شرکت‌هاى کشت و صنعت، مرکز خدمات کشاورزى وزارت جهاد کشاورزي، بنياد جانبازان، و بخش خصوصى است

مهندسى کشاورزى - باغبانى

هدف تربيت کارشناس باغبانى است که کارش تلفيقى از علوم، تکنولوژى و هنر است. دانشجويان اين رشته ضمن کسب دانش و کارآئى در زمينه‌هاى توليد ميوه، سبزي، گياهان داروئى و معطر در مورد طراحى فضاى سبز و اصلاح و تهيهٔ نهال و بذر محصولات باغبانى آموزش مى‌بينند و با زمينه‌هاى علمى و فنى و تکنيک‌هاى جديد کاشت، نگهدارى و بهره‌بردارى از درختان ميوه، سبزيجات، گل‌ها و درختان زينتى و گياهان داروئى و معطر (دروس تخصصي) آشنا مى‌شوند. طول دوره ۴ سال است و فارغ‌التحصيلان عنوان مهندسى کشاورزى در رشتهٔ باغبانى خواهند داشت و مى‌توانند علاوه بر فعاليت در زمينه‌هاى توليدي، در بخش‌هاى خصوصي، تعاونى و دولتى و نيز تحقيقات، آموزش و برنامه‌ريزى باغبانى در وزارتخانهٔ جهاد کشاورزي، دانشکده‌هاى کشاورزي، بنياد جانبازان، شهردارى‌ها و کشت و صنعت‌ها همکارى کنند. امکان ادامهٔ تحصيل تا سطح کارشناسى ارشد در داخل کشور و تا سطوح بالاتر در خارج از کشور وجود دارد

مهندسى کشاورزى - خاک‌شناسى

هدف تربيت کارشناسانى است که بتوانند علاوه بر عهده‌دار شدن مسئوليت‌هاى محوله در رشته‌هاى مختلف و علوم خاک در توسعهٔ بخش کشاورزى در زمينهٔ شناسائي، بهره‌ورى و حفاظت منابع خاک منشاء خدمات ارزنده‌اى باشند. داوطلب بايد از توان عصبى و روحيهٔ قوى و کاربرد در قطب‌هاى توليد کشاورزى بهره‌مند باشد. طول دوره ۴ سال است و دروس آن شامل دروس عمومي، دروس علوم پايه، دروس اصلى کشاورزى و دروس تخصصى است که به‌صورت نظري، عملى و عمليات صحرائى ارائه مى‌شود.   فارغ‌التحصيلان که عنوان مهندس کشاورزى در رشتهٔ خاک‌شناسى را خواهند داشت مى‌توانند در وزارتخانهٔ جهاد کشاورزي، ساير وزارتخانه‌ها و بخش خصوصى استخدام شوند و با مهندسان مشاور رشتهٔ آب و خاک همکارى کنند. امکان ادامهٔ تحصيل تا سطح کارشناسى ارشد و دکترىٰ در داخل و يا در خارج از کشور فراهم است

مهندسى کشاورزى - گياه پزشکى

هدف تربيت کارشناسانى است که معلومات علمى و فنى و کشاورزى عمومي، علوم پايه گياه پزشکى و علوم مربوط به شناخت آفات و بيمارى‌هاى گياهى را در حد اين دوره به‌ صورت نظرى و عملى را فرا گرفته، علاوه بر آن با فنون و روش‌هاى مختلف مبارزه با آفات و عوامل بيمارى‌زاى گياهان به‌ صورت عملى آشنائى جامع پيدا کنند. داوطلب بايد با دروس زيست‌شناسي، گياه‌شناسي، جانورشناسى و شيمى آشنائى کافى داشته باشد. دانشجويان اين رشته در طى دورهٔ ۴ سالهٔ دروس عمومي، دروس علوم پايه، دروس اصلى کشاورزى و دروس تخصصى را مى‌گذارنند. فارغ‌التحصيلان به‌ دليل داشتن اطلاعات عمومى در کشاورزى و احاطه لازم به، فنون مبارزه با آفات و عوامل بيمارى‌زاى گياهان به دريافت درجهٔ مهندسى کشاورزى در رشتهٔ گياه پزشکى نائل مى‌شوند و در خط مقدم عليه عوامل نابود کننده محصولات کشاورزى و دسترنج زارعين حضور فعال خواهند داشت و حلقه‌هاى زنجيرى خواهند بود که بين کشتکاران، زارعان و روستاها از يک طرف و مراکز تحقيقات آفات و بيمارى‌هاى گياهى از طرف ديگر ارتباط لازم را برقرار و نتايج تحقيقات را عملاً در مزارع و روستاها پياده مى‌کنند. از مراکز عمدهٔ جذب فارغ‌التحصيلان مى‌توان مؤسسات و ارگان‌هاى مختلف از قبيل مؤسسه تحقيقات آفات و بيمارى‌هاى گياهي، سازمان حفظ نباتات، شرکت پخش کود و توليد سم، وزارت جهاد کشاورزي، بنياد جانبازان و بخش خصوصى را نام برد. امکان ادامهٔ تحصيل در دوره‌هاى کارشناسى ارشد و دکترىٰ در داخل کشور وجود دارد.

مهندسى کشاورزى - علوم و صنايع غذائى

هدف تربيت کارشناسانى است که بتوانند با تکيه بر آموخته‌هاى خود در زمينه‌هائى چون مديريت نظارت و اجراء عمليات تبديل و نگهدارى محصولات مختلف کشاورزى اعم از گياهى و دامى و همچنين کمک در طراحى خطوط توليد در کارخانجات مربوطه همکارى کرده عمليات کارخانجات توليد فرآورده‌هاى لبنى و زراعي، باغى و توليدات جنبى دامى را نيز هدايت کنند. دانشجويان پس از گذراندن دروس عمومي، دروس پايه و دروس اصلى کشاورزى در زمينه‌هاى مربوط به صنايع کمپوت‌سازي، کنسروسازي، لبني، گوشت و روش‌هاى تبديل و نگهدارى فرآورده‌هاى گياهى و دامى و همچنين علوم مربوط به شيمى و ميکروبيولوژى مواد غذائى به ‌صورت نظرى و عملى با گذارندن دروس تخصص آموزش مى‌بينند. طول دوره ۴ سال است و فارغ‌التحصيلان به دريافت درجهٔ مهندسى کشاورزى در رشتهٔ علوم و صنايع غذائى نائل مى‌شوند. عمده‌ترين مراکز جذب فارغ‌التحصيلان اين رشته عبارت است از: کارخانجات توليد فرآورده‌هاى غذائي، کارخانجات توليد کنندهٔ فرآورده‌هاى وابسته به کشاورزي، سازمان‌هاى دولتي، وزارتخانه‌هاى مرتبط با نگهدارى و تبديل فرآورده‌هاى کشاورزى و نيز دانشکده‌ها و مؤسساتى که در زمينهٔ تبديل فرآورده‌هاى کشاورزى تحقيق مى‌کنند. فارغ‌التحصيلان اين رشته مى‌توانند تا سطح کارشناسى ارشد و دکترىٰ در داخل و يا در خارج از کشور ادامهٔ تحصيل دهند. توجه خاص دولت به صنايع غذائى در ارتباط با جلوگيرى اتلاف محصولات کشاورزي، به‌وجود آوردن کارخانجات جديد صنايع غذائى و اهميت اين رشته در ارتباط با سلامت مردم باعث خواهد شد اين رشته رونق بيشترى در آينده داشته باشد

مهندسى کشاورزى - علوم دامى

هدف تربيت کارشناسانى است که علاوه بر عهده‌دار شدن مسئوليت‌هاى محوله در ادارهٔ امور واحدهاى دامداري، تدوين برنامهٔ خوراک دام و طيور، روش استفاده از مراتع و علوفه‌‌کارى و اجراء برنامه‌هاى بهداشتى دام و طيور، بتوانند در سطح وسيع‌ترى نسبت به کاردانان اين رشته در امور تحقيقاتي، برنامه‌ريزى و آموزش علوم دامى منشاء خدمات ارزنده باشند. داوطلب بايد از روحيهٔ کار در محيط‌هاى کشاورزى و روستائي، برخورد با حيوانات و گياهان و قدرت جسمى لازم برخوردار بوده و در دروس علوم پايه مخصوصاً زيست‌شناسى قوى باشد. در اين رشته علاوه بر دروس عمومي، دروس علوم پايه و دروس اصلى کشاورزي، دانشجويان اصول و تکنيک‌هاى لازم در پرورش انواع دام‌هاى اهلي، چگونگى تغذيهٔ آنها و روش‌هاى اصلاح نژادى دام‌ها را فرا مى‌گيرند. طول دوره حدود ۴ سال و دروس شامل مواد نظري، عملى و عمليات صحرائى است. فارغ‌التحصيلان با عنوان مهندسى کشاورزى در رشتهٔ دامپرورى مى‌توانند در مراکز تحقيقاتي، آموزش و برنامه‌ريزى وزارت جهاد کشاورزي، سازمان گسترش خدمات توليدى (وزارت کشور)، مراکز خدمات کشاورزى روستائى عشايري، شرکت‌هاى کشت و صنعت و واحدهاى توليدى و بخش خصوصى مشغول کار شوند. امکان ادامهٔ تحصيل تا سطح کارشناسى ارشد و بالاتر فراهم است.

مهندسى کشاورزى - ترويج و آموزش کشاورزى

هدف از اين دوره تعليم و تربيت کارشناسانى است که بتوانند با تکيه بر معلومات و تجربيان نظرى و علمى خود در مقام مجرى و برنامه‌ريز نسبت به نشر و توسعهٔ علوم کشاورزى در سطوح مختلف اقدام نمايند. داوطلب بايد نسبت به کار کردن در مزارع و محيط‌هاى روستائي، و انجام فعاليت‌هاى آموزشى و ارشادى و مشورتى در زمينهٔ کشاورزى علاقه‌مند بوده و از زيربناى معلومات عمومى و علوم اجتماعى به‌ويژه اجتماع روستائى بهره‌مند باشد. طول دوره ۴ سال است و دروس دوره شامل مواد نظري، عملى و کارگاهى و عمليات صحرائى است. دانشجويان پس از گذراندن دروس عمومي، دروس علوم پايه و دروس اصلى کشاورزى خصوصاً اصول مربوط به تعليم و تربيت، جامعه‌شناسي، روانشناسى تربيتي، مديريت، سرپرستى و رهبرى محل برنامه‌ريزى و ارزشيابي، برنامه‌هاى آموزش کشاورزى و ترويج کشاورزى را فرا مى‌گيرند. فارغ‌التحصيلان که عنوان مهندس کشاورزى در رشتهٔ ترويج و آموزش کشاورزى را دارند مى‌توانند در دبيرستان‌ها و هنرستان‌ها، مراکز آموزش کشاورزى (براى مربى آموزشي)، حوزه‌هاى ترويج کشاورزي، مراکز خدمات کشاورزى (براى کارشناس ترويج و آموزش)، شبکه‌هاى تعاوني، شرکت‌هاى کشت و صنعت، بنياد جانبازان و جهاد کشاورزى مشغول خدمت شوند. امکان ادامهٔ تحصيل تا سطح کارشناسى ارشد و دکترىٰ در داخل يا خارج از کشور وجود دارد

و در زير گروه رياضي داراي سه گرايش است:

مهندسى کشاورزى - آبيارى

هدف دوره تربيت کارشناسان کارآموزى است که بتوانند علاوه بر عهده‌دار شدن مسئوليت در رشته‌هاى آبيارى و امور آب کشور در برنامه‌ريزى و آموزش علوم آبيارى و زهکشى منشاء خدمات شايسته باشند.  طول اين دوره ۴ سال است که طى آن دانشجويان مهارت‌هاى لازم براى انجام دادن امور فوق را کسب مى‌کنند. 

داوطلبان بايد در علوم پايهٔ رياضى و تجربى قوي، در رابطه با آب، خاک و مصرف بهينهٔ آب علاقه‌مند و براى اشتغال در کارهاى صحرائى داراى توان جسمى کافى و روحيهٔ لازم باشند. فارغ‌التحصيلان مى‌توانند تا سطح کارشناسى ارشد و بالاتر ادامهٔ تحصيل دهند و يا در وزارت کشاورزى و امور آب سازمان‌هاى آب منطقه‌اى وزارت نيرو، واحد آب وزارت جهاد سازندگى و مهندسان مشاور رشتهٔ آب کشور به کار اشتغال ورزند

مهندسى کشاورزى - اقتصاد کشاورزى

هدف تربيت کارشناسانى است که با تکيه بر معلومات و تجاربى که مى‌اندوزند بتوانند سمت‌هائى چون مجري، برنامه‌ريز، تحليل‌گر برنامه‌هاى کشاورزى و اقتصاد کشاورزى را عهده‌‌دار شوند. داوطلب بايد از روحيهٔ کار کردن در محيط‌هاى روستائى و قطب‌هاى توليد کشاورزى و دانش قوى رياضى دبيرستان برخوردار و به فعاليت‌هاى پژوهشي، ارشادى و مشورتى در زمينه‌هاى علوم اقتصادى و اجتماعى روستائى و کشاورزى علاقه‌مند باشد. طول دوره ۴ سال است و دروس شامل دروس عمومي، دروس علوم پايه و دروس اصلى کشاورزى است که پس از آنها اختصاصاً اصول مربوط به اقتصاد خُرد و کلان دانشجويان، نظام‌ها و انديشه‌هاى اقتصادى اسلامي، اصول اقتصادى و کاربرد آن در کشاورزى و منابع طبيعى رياضيات و آمار کاربردى در اقتصاد، مديريت، بازاريابي، حسابدارى و تعاون، مبانى علوم اجتماعى و تحليل سيستم‌ها تعليم داده مى‌شود. فارغ‌التحصيلان عنوان مهندس کشاورزى در رشتهٔ اقتصاد را دارا مى‌شوند. بعضى مراکز جذب فارغ‌التحصيلان عبارت است از: واحدهاى اجرائي، تحقيقاتي، آموزشى و خدماتى کشاورزى در بخش‌هاى دولتى تعاونى و خصوصي. امکان ادامهٔ تحصيل تا سطح کارشناسى ارشد و دکترىٰ در داخل کشور و تا سطوح بالاتر در خارج از کشور وجود دارد

مهندسى کشاورزى - ماشين‌هاى کشاورزى

هدف تربيت کارشناسانى است که بتوانند در زمينه‌هاى مربوط به کاربرد، نگهداري، تعمير و ترويج ماشين‌هاى کشاورزي، برنامه‌ريزى منطقه‌اي، مکانيزاسيون کشاورزي، مجرى و ارزياب پروژه‌هاى عملياتى و برنامه‌هاى آموزش و تحقيقاتى عمل کنند و همچنين با زمينه‌هاى طراحى ادوات آشنا باشند. دروس تخصصى شامل دروس پايه، دروس مهندسي، مکانيزيم‌هاى مربوط به ادوات و ماشين‌هاى کشاورزي، کاربرد، نگهدارى و تعمير و زمينه‌هاى طراحى آنها است. طول دوره حدود ۴ سال است. دروس دوره به‌ صورت‌هاى نظري، عملى و کارهاى صحرائى است. فارغ‌التحصيلان داراى عنوان مهندسى کشاورزى در رشتهٔ ماشين‌هاى کشاورزى خواهند شد و در صورت دارا بودن شرايط مى‌توانند در سطح کارشناسى ارشد (در داخل کشور) و دکتريٰ ادامهٔ تحصيل دهند. از مراکز عمدهٔ جذب فارغ‌التحصيلان اين رشته: سازمان‌هاى آموزشي، تحقيقاتي، برنامه‌ريزى و اجرائى مانند وزارت جهاد سازندگي، شرکت‌هاى کشت و صنعت، واحدهاى توليدى بخش خصوصى و ... است. آمادگى جسمى و روحى براى کارهاى عملى و برخوردارى از دقت کافى براى محاسبات فنى از ويژگى‌هاى مطلوب داوطلبان اين دوره است و بايد در دروس رياضي، فيزيک و آمار قوى باشند

 


 
 
نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 19:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سیزدهم اسفند 1386

نقش فناوري نانو در توسعه صنعت كشاورزي

يكي از بخش هاي مهم در توسعه اقتصادي يك كشور بخش كشاورزي است. در كشور پهناوري چون ايران توجه ويژه به اين بخش ثمرات ارزنده اي را به دنبال خواهد داشت. با توجه به تنوع آب و هوايي موجود در كشور و گونه هاي گياهي و دامي موجود مي توان ايران را كشوري ثروتمند در زمينه پتانسيل بالقوه كشاورزي دانست . اما به هرحال امروزه داشتن پتانسيل به تنهايي پاسخگوي نيازهاي جوامع مختلف نيست، بلكه نبض اقتصادي جهان در دست كشورهايي است كه از لحاظ علم و تكنولوژي پيشرفته ترند، كشورهايي كه مي توانند از منابع موجود حداكثر بهره وري را داشته باشند.
نانوتكنولوژي دركنار بيوتكنولوژي ، فناوري هسته اي و فناوري اطلاعات به عنوان تكنولوژي قرن 21 محسوب مي شود و توانسته است ساير علوم را تحت تاثير خود قرار دهد.
نانوتكنولوژي در بخش كشاورزي آمريكا در سال 2004 نسبت به سال 2003 از رشدي 900 درصدي برخوردار بوده و از 30 مارس 2006 تاكنون ازز 160 پروژه ارائه شده به بانك اطلاعات آمريكا، 14 مورد آن در ارتباط با فناوري نانو دركشاورزي بوده است. با توجه به اين اهميت ، فناوري نانو توانايي به فعل رساندن پتانسيل هاي بالقوه كشاورزي در بسياري از كشورهاي درحال توسعه ازجمله ايران را داراست. با اين وجود ممكن است درنگاه اول چگونگي به كارگيري اين فناوري دركليه شاخه هاي كشاورزي تا حدودي مبهم به نظر رسد.
يكي از راههاي اصلي مبارزه با آفات گياهي استفاده از آفت كش ها و سموم است. اما امروزه استفاده از اين مواد به دليل معايب بسيار آنها همچون تاثير بر حشرات گرده افشان، آثار سوء بر سلامت انسان، آسيب رسانيدن به نظام هاي زيستي و غيره دربسياري از نقاط دنيامحدود شده است.
يكي از راههاي رفع اين مشكل استفاده از سموم هوشمند در ابعاد نانو است. اين سموم داراي يك كد مولكولي هستند كه اين اجازه را به آنها مي دهد تا در گياه حركت كرده و به قسمتي كه مورد حمله آفت يا گياه قرارگرفته است، بروند. سپس آنجا آزاد شده و آفت را از بين مي برند. از طرفي اين سموم قادر به خود تنظيمي هستند.
گفتني است، استفاده ازسموم عمدتا در زماني صورت مي گيرد كه علائم آفت همچون تغيير رنگ برگ ها و اندام گياهي قابل مشاهده باشند، در نتيجه با سريعترين اقدامات هم مقداري از محصول از بين مي رود. نانو حسگرهاي زيستي ابزارهايي هستند كه به كمك آنها مي توان در همان مراحل ابتدايي ورود بيماري آنها را شناسايي و در نتيجه براي كنترل آنها اقدام نمود. نانو حسگرها شامل تركيبات زيستي همچون يك سلول، آنزيم و يا آنتي بادي متصل به يك مبدل انرژي هستندو قادرند تغييرات ايجاد شده در محيط اطراف خود را گزارش كنند. اين
گزارش توسط سيگنال هايي كه مبدل انرژي متناسب با مقدار آلودگي توليد ميكند، توسط گيرنده ها دريافت مي شوند. بنابراين در صورت تجمع زيادي عامل بيماري در اطراف
اين حسگرها سيگنال هايي قوي فرستاده شده و حضور آلاينده ها درمحيط در ظرف چند دقيقه قابل تشخيص است. اين در حالي است كه تشخيص بيماري با استفاده از روش هاي رايج به حداقل 48 ساعت زمان نياز دارد.
يكي از عوامل اصلي فساد مواد غذايي اكسيژن است، زيرا با نفوذ چربي مواد غذايي باعث تغيير رنگ و در نتيجه فاسد شدن آنها مي شود. يكي از كاربردهاي فناوري نانو در صنايع غذايي ايجاد پلاستيك هاي جديد براي بسته بندي است. در اين پلاستيك ها ذرات سيليكاتي به صورت زيگزاگي دركنارهم قرار گرفته و در نتيجه اكسيژن براي ورود به اين پلاستيك ها
بايد به صورت زيگزاگي دور اين نانو ذرات حركت نمايد. به اين ترتيب زمان لازم جهت نفوذ كامل اين مولكولها به داخل بسته بندي افزايش مي يابد ومواد غذايي براي مدت طولاني تري سالم باقي مي مانند.
علاوه بر نگهداري غذا، سلامت آن نيز يك مسئله مهم است، زيرا بيشتر محصولات غذايي محيطي مناسب بريا رشد باكتريها و ويروسها هستند. اين عوامل مي توانند مسبب
بيماري و گاهي اوقات مرگ شوند. حسگرهاي زيستي با نانو حسگرها كه كاربرد آنها در شناسايي آفات گياهي بيان شد، جهت شناسايي پاتوژن هاي مواد غذايي نيز به كار برده مي شوند.
يكي از اهداف صنايع مرتبط با كشاورزي استفاده هر چه بيشتر از مواد باقيمانده محصولات است. همچنين طراحي و توسعه نانو كاتاليزورها جهت تبديل روغن هاي نباتي به سوخت هاي زيستي و هضم حلال هاي صنعتي يكي ديگر از كاربردهاي فناوري نانو در كشاورزي است كه براي عملي شدن نياز به تحقيقات بيشتري دارد.
استفاده از بذرهايي با عملكرد بيشتر وهزينه توليد كمتر همواره يكي از خواسته هاي زارعين بوده است و محققين اين رشته تلاش كرده اند با در نظر گرفتن ساير جنبه ها در دستيابي به اين هدف گام بردارند. يكي از راههاي دستيابي به اين هدف انتقال ژن هاي خارجي مطلوب به گياهان است.
در ايران براي اولين بار درسال 83 نوعي برنج تراريخته حاصل فناوري نانو زير كشت قرار گرفت. در اين واريته برنج از ذرات نانومتري طلا براي انتقال ژن هاي مورد نظر استفاده شده است. ميزان محصولات اين واريته 20-10 درصد بيشتر از واريته هاي معمولي بوده و هزينه توليد آن نيز كمتر است. از نظر كيفيت نيز اين واريته در سطح بهترين واريته هاي جهان بوده و در طي كشت نياز به هيچگونه سم حشره كشي ندارد. بنابراين بهبود عملكرد ، محيط زيست سالمتري را نيز به ارمغان مي آورد. استفاده از فناوري نانو براي بهبود كشت ساير محصولات كشاورزي نيز مورد توجه قرار گرفته است.
جلوگيري از فرسايش، تصفيه خاك از آلاينده ها و همچنين غني سازي خاك نمونه هايي از كاربرد فناوري نانو در خاكشناسي است.
شناسايي و درمان بيماري ها و همچنين توليد مثل از مهمترين فاكتورهاي تاثيرگذار در بازدهي اقتصادي مزارع دامپروري است. بروز هر بيماري با علائمي مانند تب، كاهش توليد و غيره همراه است و اين علائم زماني درحيوانات قابل مشاهده است كه بيماري تا حدي پيشرفت كرده باشد. در اين هنگام سريعترين درمانها نيز دامدار را با زيان هاي اقتصادي فراواني روبرو مي كند. اما امروزه نانوتكنولوژي اين امكان را فراهم كرده تا با استفاده از سيستم هاي درماني هوشمند از امكان برزو بيماري خيلي زودتر از ظاهر شدن علائم آن آگاه شويم.
آگاهي از زمان مناسب براي جفت گيري دامها نيز يكي از فاكتورهاي مهم اقتصادي در پرورش حيوانات است. از راهكارهايي كه اخيرا در اين زمينه مورد استفاده قرار گرفته مي توان به استفاده از نانوتيوپ هاي خاص در زير پوست اشاره كرد. اين نانوتيوپ ها قادرند تا زمان واقعي پيك استروژن و وقوع فحلي را شناسايي و با كمك يكسري حسگر به دستگاه مانيتور گزارش دهند. بدين ترتيب دامدار از زمان تلقيح آگاه مي شود.
در پايان گفتني است، امروزه كشورهايي كه فقط به منابع خدادادي خود افتخار مي كنند، جز اينكه در رده كشورهاي جهان سوم طبقه بندي شوند، چيزي عايد آنها نخواهد شد. يكي از راههاي فاصله گرفتن از اين مرحله و گام برداشتن به سوي پيشرفت و توسعه يافتگي استفاده از علوم و تكنولوژي هاي جديد است.
با توجه به كاربردهاي فراوان نانوتكنولوژي ، اين فناوري هم اكنون انقلابي را در ساير علوم از جمله صنعت كشاورزي ايجاد نموده و در آينده اي نزديك نقش آن در برنامه هاي اقتصادي دنيا بسيار تاثير گذار خواهد شد. با توجه به نوپا بودن اين علم فاصله ايران از ساير كشورهاي توسعه يافته بسيار كمتر از علوم ديگر است. بنابراين با در نظر گرفتن پتانسيل هاي فراوان صنعت كشاورزي در ايران، ترديدي نيست كه با سرمايه گذاري و برنامه ريزي در جهت كاربرد اين فناوري مي توان درمسير توسعه و پيشرفت كشور گام برداشت.

 

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 21:22 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سیزدهم اسفند 1386

کاربرد های انرژی هسته ای

 

 

 

                              

 

دید کلی




استفاده از نیروی هسته‌ای از 40 سال پیش آغاز شد و اینک این نیرو همان اندازه از برق جهان را تأمین می‌کند که 40 سال پیش بوسیله تمام منابع انرژی تأمین می‌شد. حدود دو سوم از جمعیت جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که نیروگاههای هسته‌ای آنها در زمینه تولید برق و زیر ساختهای صنعتی نقش مکمل را ایفا می‌کنند. نیمی از مردم جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که نیروگاههای هسته‌ای در آنها در حال برنامه‌ریزی و یا در دست ساخت هستند.

به این ترتیب ، توسعه سریع نیروی هسته‌ای جهان مستلزم بروز هیچ تغییر بنیادینی نیست و تنها نیازمند تسریع راهبردهای موجود است. امروزه حدود 440 نیروگاه هسته‌ای در 31 کشور جهان برق تولید می‌کنند. بیش از 15 کشور از مجموع این تعداد در زمینه تأمین برق خود تا 25 درصد یا بیشتر ، متکی به نیروی هسته‌ای هستند. در اروپا و ژاپن سهم نیروی هسته‌ای در تأمین برق بیش از 30 درصد است، در آمریکا نیروی هسته‌ای 20 درصد از برق را تأمین می‌کند. در سرتاسر جهان ، دانشمندان بیش از 50 کشور از حدود 300 راکتور تحقیقاتی استفاده می‌کنند تا: درباره فناوریهای هسته‌ای تحقیق کرده و برای تشخیص بیماری و درمان سرطان ، رادیوایزوتوپ تولید کنند.

همچنین در اقیانوسهای جهان راکتورهای هسته‌ای نیروی محرکه بیش از 400 کشتی را بدون اینکه به خدمه آن و یا محیط زیست آسیبی برسانند، تأمین می‌کنند. دوره پس از جنگ سرد ، فعالیت جدیدی برای حذف مواد هسته‌ای از تسلیحات و تبدیل آن به سوخت هسته‌ای غیر نظامی آغاز شد. انرژی هسته‌ای کاربردهای زیاد در پزشکی در علوم و صنعت و کشاورزی و ... دارد. لازم به ذکر است انرژی هسته‌ای به تمامی انرژیهای دیگر قابل تبدیل است، ولی هیچ انرژی به انرژی هسته‌ای تبدیل نمی‌شود. موارد زیادی از کاربردهای انرژی هسته‌ای در زیر آورده می‌شود.

نیروگاه هسته‌ای

نیروگاه هسته‌ای (Nuclear Power Stotion) یک نیروگاه الکتریکی که از انرژی تولیدی شکست هسته اتم اورانیوم یا پلوتونیم استفاده می‌کند. اولین جایگاه از این نوع در 27 ژوئن سال 1958 در شوروی سابق ساخته شد. که قدرت آن 5000 کیلو وات است. چون شکست سوخت هسته‌ای اساسا گرما تولید می‌کند، از گرمای تولید شده راکتورهای هسته‌ای برای تولید بخار استفاده می‌شود. از بخار تولید شده برای به حرکت در آوردن توربینها و ژنراتورها که نهایتا برای تولید برق استفاده می‌شود.

بمبهای هسته‌ای

این نوع بمبها تا حالا قویترین بمبهای و مخربترینهای جهان محسوب می‌شود. دارندگان این نوع بمبها جزو قدرتهای هسته‌ای جهان محسوب می‌شود.

 

پیل برق هسته‌ای Nuelear Electric battery

پیل هسته‌ای یا اتمی دستگاه تبدیل کننده انرژی اتمی به جریان برق مستقیم است، ساده‌ترین پیلها) شامل دو صفحه است. یک پخش کننده بتای خالص مثل استرنیوم 90 و یک هادی مثل سیلسیوم.
جریان الکترونهای سریعی که بوسیله استرنیوم منتشر می‌شود ازمیان نیم هادی عبور کرده و در حین عبور تعداد زیادی الکترون اضافی را از نیم هادی جدا می‌کند که در هر حال صدها هزار مرتبه زیادتر از جریان الکتریکی حاصل از ایزوتوپ رادیواکتیو استرنیوم 90 می‌باشد.

کاربردهای پزشکی

در پزشکی تشعشعات هسته‌ای کاربردهای زیادی دارند که اهم آنها عبارتند از:

رادیو گرافی

گاما اسکن

استرلیزه کردن هسته‌ای و میکروب زدایی وسایل پزشکی با پرتو‌های هسته‌ای

رادیو بیولوژی

کاربردهای کشاورزی

تشعشعات هسته‌ای کاربردهای زیادی در کشاورزی دارد که مهمترین آنها عبارتست از:

موتاسیون هسته‌ای ژنها در کشاورزی

کنترل حشرات با تشعشعات هسته‌ای

جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی با اشعه گاما

انبار کردن میوه‌ها

دیرینه شناسی (باستان شناسی) و صخره شناسی (زمین شناسی) که عمر یابی صخره‌ها با C14 در باستان شناسی خیلی مشهور است.

کاربردهای صنعتی

در صنعت کاربردهای زیادی دارد، از جمله مهمترین آنها عبارتند از:

نشت یابی با اشعه

دبی سنجی پرتویی(سنجش شدت تشعشعات ، نور و فیزیک امواج)

سنجش پرتویی میزان سائیدگی قطعات در حین کار

سنجش پرتویی میزان خوردگی قطعات

چگالی سنج موادمعدنی با اشعه

کشف عناصر نایاب در معادن

 

 

 

 

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 21:13 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سیزدهم اسفند 1386

انرژي هسته اي و گريزي به کاربردهایی از آن در كشاورزي

استفاده از انرژي هسته اي، يكي از اقتصادي ترين شيوه ها در دنياي صنعتي است و گستره عظيمي از كاربردهاي مختلف، شامل توليد برق هسته اي، تشخيص و درمان بسياري از بيماريها، كشاورزي و دامداري، كشف منابع آب و ... را در بر مي گيرد.


انرژي هسته اي در مجموع، مانند يكي از انرژي هاي موجود در جهان مثل انرژي بادي، آبي، گاز و نفت و ... است، اما در مقايسه با آنها جزو انرژي هاي پايان ناپذير شمرده مي شود، كه از نظر ميزان توليد انرژي پاسخگوي نيازهاي بشر خواهد بود.


انرژي هسته اي كاربردهاي متعددي دارد كه در يك تقسيم بندي كلي ميتوان آن را به نظامي و غيرنظامي يا صلح جويانه تقسيم كرد.

از کاربردهای مرتبط با کشاورزی آن می توان بهموارد زیر اشاره کرد:

پرتودهي مواد غذايي، عبارت است از قرار دادن ماده غذايي در مقابل مقدار مشخصي پرتو گاما، به منظور جلوگيري از جوانه زني بعضي محصولات غذايي مانند پياز و سيب زميني 

 كنترل آفات انباري، كاهش بار ميكربي و قارچي بعضي از محصولات مانند زعفران و ادويه و تأخير در رسيدن بعضي ميوه ها به منظور افزايش زمان نگهداري آنها .....

 در بخش كودها مطالعات مربوط به تغذيه گياهي نيز از اين روش استفاده مي شود مانند نحوه جذب كودها و عناصر و ... .


با استفاده از تكنيك پرتوتابي هسته اي مي توان تغييرات ژنتيكي مورد نظر را براي اصلاح محصول در توده هاي گياهي به كار برد. براي نمونه كشور پاكستان كه بيابان هاي وسيع و زمين هاي باير فراواني دارد، از راه كشاورزي هسته اي، ارقام پرمحصولي از گياهان را در همين مناطق پرورش داده است.
نقش تكنيك هاي هسته اي در پيشگيري، كنترل و تشخيص بيماريهاي دامي، نقش تكنيك هاي هسته اي در توليد مثل دام، نقش تكنيك هاي هسته اي در

 تغذيه دام، نقش تكنيك هاي هسته اي در اصلاح نژاد دام، نقش تكنيك هاي هسته اي در بهداشت و ايمني محصولات دامي و خوراك دام

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 21:7 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم اسفند 1386

تاریخچه مکانیزاسیون کشاورزی

حدود هزاران سال پیش از میلاد، نوعی از گاو آهن به کار می رفت، الیشا 900 سال قبل از میلاد موفق شد، زمین را با دوازده گاو نر، شخم کند. همچنین در سال 1950 شخم به وسیله پنج گاو نر، در مشرق ترکیه مشاهده شده است.

گاو آهن چوبی ، با خیش آهنی ، که قرنها پیش به کار می رفته، هنوز در برخی نقاط جهان ، مورد استعمال دارد.

داچ در انگلستان به سال 1730 گاو آهن فرنگی را، رایج ساخت. گاو آهن«اسه گس» با برگردان فلزی، حدود سال 1756 اختراع گردید، گاو آهن نورفولک با سوک و برگردان فلزی، در سال 1721 به عنوان نمونه ساخته شد. جیمز اسمال نویسنده کتاب شخم در سال 1784 گاو آهن روترهام را عرضه داشت. در اواخر قرن هیجدهم، انگلیسیها، تمام گاو آهنهای خود را فلزی کردند.

توماس جفرسون، دانیل وبستر ، آغازگر اصلاح گاو  آهن در آمریکا هستند.

دانیل وبستر و کارلس نیوبلد از برلینگتن نخستین گاو آهن چدنی را، تهیه کردند. در آن زمان، کشاورزان عقیده داشتند که چدن خاک را مسموم می کند، لذا از استعمال گاو آهن مزبور، خودداری می کردند.

جتروود در سال 1814 گاو آهنی ساخت که می توانست هنگام شخم، خاک را برگردان نمایدو در سال 1833 آهنگری به نام جان دیر، برای اولین بار از فولاد اره دستی، گاو آهنی فولادی سه لایه را ساخت. وی در سال 1868 soft senter steel را، برای ساخت برگردان، بدست آورد. امروز نیز، با این ماده خاک برگردان، ساخته میشود.

در سال 1837 جان دیر، در گراند دتور ایلینوی یک نوع گاو آهن فولادی را، ابداع کرد که سوک و برگردان آن یکپارچه بود. وی بعد ها واحد بزرگی را، برای تولید گاو آهن و ماشینهای کشاورزی، بوجود آورد.

در سال 1868 جیمزاولیور، امتیاز چدن سخت را، که همان بچه آهن است، به نام خود ثبت نمود.

در سال 1864 اف. اس داونپورت امتیاز گاو آهن دو خیش اسبی را کسب کرد. در آنزمان برای کشیدن یک گاو آهن سه تا چهار خیشه، ده تا دوازده است، مورد نیاز بود.

در سال 1890 گاو آهن ده خیش، بوسیله تراکتور های بخاری کشیده می شد.

بطور کلی، گاو آهنها تا حدود سال 1940 کششی بود. در این سال گاو آهن هیدرولیکی اختراع شد و گاوآهنهای فرگوسن یک خیشه و دوخیشه هیدرولیکی به بازار آمد.

گاو آهن بشقابی، در سالهای 1890 و 1895 توسط دی.اچ.لین و ام.تی.هانکوک و جی.ک.آندره وود در ایلی نویز، ابداع شده و به ثبت رسید.

ابداع دیسک و هرس و تکامل آن

بطور کلی دیسکها تا سال 1880 در آهنگریها ساخته می شد و پس از آن بود که کمپانی اهرس ایلینویزکیستن و سایر شرکتها به ساختن آن در کارخانه پرداختند.

هرس دندانه ای در سال 1790 و هرس فنری در سال 1878 توسط دو کارخانه دیگر ساخته شد. هرس دوار، از سال 1940 به بازار عرضه شد.

اختراع ماشینهای کاشت و تکامل آنها

چینیها صد ها سال قبل از میلاد، موفق به اختراع نوعی ماشین بذر پاش شده اند. با این حال تا حدود 150 سال پیش، کلیه بذر کاریها را با دست، انجام می دادند.

بذرکاری با ماشینهای ساده ردیفکاری، از سال 1850 در اروپای مرکزی و بخصوص فرانسه ، متداول گردید.

نخستین ماشین بذر کار ساده، در قرن شانزده توسط اسپانیولها ،ساخته شد، سپس یکنفر انگلیسی ، اختراع مزبور را تکمیل کرد.

ساخت رسمی ماشینهای بذر پاش و تکمیل آنها، توسط اتباع آمریکا و انگلیس و فرانسه، به نیمه دوم قرن هیجدهم، مربوط می گردد.

الیاکم در سال 1799 و ویلیام تی. پنوک آمریکایی در سال 1840 اولین نفراتی هستند که هر کدام، جداگانه، موفق به اختراع بذرکار گندم ، گردیده اند. 53 درصد از مزارع گندم آمریکا، در سال 1879 توسط بذر کار کاشته شده بود.

اولین بذر کار ردیفی، جعبه ای چوبی، به شکل استوانه ای افقی بود که سوراخهایی، روی آن تعبیه شده بود. با گردش استوانه ، حول محور، بذر ها، از سوراخهای مرکزی، روی ردیفها، پاشیده می شد.

در سال 1831 دی. اس راکول اختراع ماشین ذرت کار را، به ثبت رسانید. در سال 1892 برادران دولی بذر افشان تک دانه ای را ساختند.

در سال 1857 روبن سین سیناتی اهل اوهایو، بذر کار کپه کار را، ساخت.

در سال 1870 دو-لاو پنبه کار ردیفی را اختراع کرد و در 1880 نوع کاملتر آن، به بازار وارد شد.

نیاز به سرعت عمل ، استحکام ماشین و دقت در بذر کاری ، به منظور کاهش هزینه های کارگری و بذر اصلاح شده گران قیمت ، مخصوصا در بذرهای مونوژرم، چغندر قند و تخمهای ناصاف یا بذور دارای ابعاد مختلف، موجب اختراع بذر پاشهای پیشرفته تری چون بذرکار های سانتریفوژ و پنوماتیک شد. البته بذر پاشهای سانتریفوژ، دقت عمل لازم را، ندارند.

تاریخچه کولتیواتور

در قدیم که بذرکاری با دست و بطور درهم انجام  می شد، ماشین «هو» تنها وسیله ای بود که توسط آن ، سطح بین بوته های درهم را ، نرم می کردند و پای بوته ها را خاک می دادند و علفهای هزر را نیز از بین می بردند. هنوز هم این وسیله استفاده میشود.

پیشرفت کولتیواتور ، زمانی آغاز گردید که کشت ردیفی، رواج یافت. شاسی و دندانه کولتیوارهای اولیه، غالبا از چوب سخت، ساخته شده بود و عملیات با دست انجام می گرفت.

در اوایل قرن هیجدهم «ستروتول» اولین ماشین هواسبی را ابداع نمود. جورج استرلی آمریکایی در سال 1856 کولتیواتور دو اسبی، با جای نشستن یک نفر را اختراع کرد. حدود سال 1900 کولتیواتور دو ردیفه اسبی بوجود آمد. سرانجام در سال 1918 کمپانی ب. اف آوری آمریکایی کولتیواتوری اختراع کرد که در جلو تراکتو، سوار می شد. از آن پس کولتیوارهایی که اغلبشان بوسیله تراکتور، کشیده می شد، روبه تکامل رفت و کمپانی انترناسیونال هاروست تولید بخش اعظمی از آن را، به عهده داشت.

پابه پای آمریکا، در کشورهای انلگستان، فرانسه، آلمان این وسیله مدرنتر گردید. تا بالاخره از سال 1932 به بعد، کولتیوار هیدرولیک، بوجود آمد.

تاریخچه وسایل سمپاشی

در سال 1850 و 1860 جان بین در کالیفرنیا، سمپاش دستی را ساخت.

در سال 1880 اولین محلول پاش به بازار آمد.

ابتدا به خاطر مبارزه با امراض قارچی گیاهان، بویژه بیماری قارچی مو در شهر «برود» فرانسه، موضوع سمسازی و سمپاشی ، مطرح و آغاز گردید.

«بی اسمیت» در سال 1900 در نیویورک موفق به اختراع سمپاش موتوری شد. سمپاش تراکتوری، بعد از توسعه ردیفکاری، حدود سال 1935 وبالاخره سمپاشی با هواپیما حدود سال 1940 شروع گردید. ولی در منبع شماره 156 تاریخ نخستین سمپاشی هوایی را، سال 1921 در اوهایو ذکر نموده است.

در حدود سال 1945 هلیکوپتر برای سمپاشی و پخش کود، بکار گرفته شد.

تکامل ماشینهای برداشت غله

ساختن ماشین برداشت غله ابتدا از برش و بعد دسته بندی ساقه ها، شروع شد و سپس ، با ابداع وسیله جدا کردن مکانیکی دانه ها، از خوشه کاملتر گردید.

دسته بندی غلات در اواسط قرن 18 معمول گشت که بدنبال اسب، کشیده می شد.

از سال 1829 به بعد، نوعی از ماشین های برداشت در آمریکا و اروپا ساخته شد که نیروی لازم را، از چرخ ماشینهایی که بوسیله دام کشیده می شد، کسب می کرد تا اینکه در سال 1919 استفاده از موتور، به جای اسب به منظور تامین نیروی مورد نیاز ماشین فراهم شد.

نخستین کمباینهای کششی با تراکتور بخاری در مقیاس وسیع در سال 1916 در آمریکا معمول شد. از آن پس ، ماشین برداشت گندم و جو، بسرعت، رو به تکامل رفت، و کمباین امروزی که کلیه عملیات برش، کوبیدن، و بوجاری و کیسه گیری غله را یکجا انجام می دهد، بوجود آمد.

«پیرروسو» در تاریخچه صنایع و اختراعات جزئیات بیشتری از اختراع و تکامل ماشینهای برداشت غله را ارائه داده است که به نقل مستقیم آن می پردازیم:

« گلوآها، یعنی ساکنین قدرم کشور فرانسه نوعی ماشین برداشت برای درو کردن غلات ساخته بودند و آن ارابه ای بود که با گاو حرکت می کرد و در زیر آ« دندانه هایی کار گذاشته بودند که خوشه های غلات را می گرفت و از جا در می آورد. اما این اختراع ، در کار خود توفیق کامل نیافت و مورد توجه واقع نشد و زود آن را به فراموشی سپردند. علت این عدم توفیق، بخصوص از آن لحاظ است که بکار بردن ماشین کشاورزی فقط در مواردی مفید است که بواقع، دچار کمبود کارگر باشند. چنانکه می دانیم رومیان از این لحاظ دچار مضیقه نبودند و فقط اواخر قرن هیجدهم بود که براستی، این احتیاج را حس کردند. خوب است به خاطر آوریم که در این اوقات، مخصوصا بواسطه انقلاب صنعتی در انگلستان، قراء و دهات این کشور از سکنه ، خالی ماند. مالکین بزرگ، که غالبا صاحب صدها هکتار زمین، برای کشاورزی بودند، به فکر افتادند که از روش پر زحمت قدیم، دست بردارند و فنون جدید را که بازده بسیار دارند جانشین آن کنند. مالکین کوچک غالبا مجبور بودند که اراضی خود را به ثروتمندان بزرگ بفروشند و راه شهرها را در پیش گیرند و به کار پردازند. اما کمبود کارگر خطر بزرگی شده بود که تمام نقشه های مالکین بزرگ و ثروتمند را بهم می زد . بنابراین به خود گفتند آیا روشی وجود ندارد که به کمک آن بتوانند با وسایل مکانیکی گندم را درو کنند ؟ درسال1780جامعه پادشاهی انگلستان موضوع را به مسابقه گذاشت و مسلما جوابهای بیشمار دریافت داشت که غالب آنها بیش و کم جنبه شوخی و مزاح داشت و در مقام عمل مورد استفاده نبود .

در تمام ربع اول قرن نوزدهم مخترعین در کوشش و تکاپو بودند. و بالاخره این کوششها در سال 1828 منجر به اختراع دستگاه درو کنی پاتریک بل شد و اساس آن این بودکه تیغه فلزی تیزی که حرکت رفت و آمدی داشت، خوشه های گندم را می برید و سپس این خوشه ها را به دو سو پرتاب می کرد.

در همین هنگام مسئله مکانیکی کردن کشاورزی در آمریکا، مطرح شد. در آن مملکت، کمبود کارگر، ایجاد زحمت نمی کرد، بلکه وسعت زراعت آنقدر زیاد بود که کشاورزان قادر به کار نبودند. کشورهای متحد آمریکا، مرتبا وسعت می یافت و در اواخر، ایالت لوئیزیان و چندین ایالت دیگر، بر آن افزوده شده بود. این ایالات سرزمینهای وسیعی بودند که پیشقدمان احیای این سرزمینها املاک وسیعی را که غالبا وسعت آنها بیش از تمام کشور بلژیک بود، به قیمت دو تا سه دلار برای هر هکتار، به تصرف خویش درآوردند.  برده فروشان، مرتبا کشتیهای خود را پر از چوب آبنوس {منظور غلامان سیاه است} می کردند و به آمریکا می آوردند و با این حال، کارگران، در این سرزمینهای عظیم که بهیچوجه، تناسب با قدرت کار عده محدودی نداشت گم می شدند. از این رو، می توان خوب حدس زد که لزوم مکانیکی کردن فن کشاورزی با چه شدت و حدتی در این مملکت مورد توجه واقع شد. این مسئله در سال 1833 بوسیله پسر جوان یکی از مالکین بزرگ ایالت ویرجینی به نام سیروس ماک کورمیک حل شد. وی ماشین عجیبی در مزارع خود بکار انداخت که بوسیله دو اسب کشیده می شد. در این ماشین، چرخها با کمک تسمه ای، اره خاصی را به حرکت متناوب ، در می آورد و این اره خوشه های گندم و غلات دیگر را می برید و سپس آنها را بلند می کرد و در محل خاصی، می ریخت. به این تدبیر، مزرعه با چنان دقت و سرعتی درو می شد که موجب حیرت حضار می گردید.

ماک کورمیک، شروع به بهره برداری صنعتی از این اختراع کرد و از سال 1839 ماشینهای خود را به معرض فروش گذاشت. نمایشگاه لندن به سال 1851 شاهد پیروزی بزرگ کشاورزی مکانیکی بود. چندین نوع دروگر معروف به معرض نمایش گذاشته شد که اختراع ماک کورمیک بوضع محسوسی بر همه آنها برتری داشت. گذشته از آن انواع خرمنکوب و دانه پاش مکانیکی، به معرض نمایش گذاشته شد و نیز گاو آهنهایی که دارای چندین تیغه بودند دیده می شد .

در سال 1868 برای اولین بار اختراع دانشمند کشاورزی ورس آندریی ولاسنکو واردمیدان عمل شدوآن ماشینی بود که در عین حال کار خرمنکوبی و هم عمل دروگری را انجام می دادونیز در همین اوقات بود که اولین ماشینهای خرمنکوبی که با نیروی بخار کار می کردند ظهور نمود.

اختراع و تکامل ماشین برداشت پنبه

اولین کسی که جواز دوک پنبه ریسی را بدست آورد « آگوست کمپل» در شانزدهم جولای 1985 بود. این وسیله در حقیقت پایه و اصول ماشین پنبه چینی امروز می باشد.

اوایل سال 1920 شرکت ماشینهای درو، امتیاز کمپل را کسب نمود و مدت 20 سال بر روی آن تحقیق کرد تا سرانجام در سال 1942 موفق به اختراع ماشینی شد که می توانست عملا در صحرا، بکار بپردازد.

افراد زیر روی ماشینهای پنبه پاک کنی و پنبه چینی بررسی به عمل آورده اند:

جان هاگز در سال 1871 اهل نیوبرن کارولینای شمالی، سیمو اهل بنهام تگزاس حدود سال 1872 و «ه.ب.ویک» اهل ریچموند ایندیانا در سال 1874.

تحول حقیقی ماشین برداشت پنبه، از زمانی آغاز گردید که کشت خطی رواج یافت و تراکتور و موتورهای دیزلی، تکامل پیدا کردند. به این ترتیب عملا، بعد از جنگ جهانی دوم بود که از ماشینهای اتوموژیس پنبه چینی به مزارع بزرگ پنبه، راه یافت.

تاریخچه ماشینهای برداشت علوفه

برداشت علوفه، تا پیش از سال 1830 توسط داس، انجام می شد. در این سال، نخستین درو کن علوفه که با نیروی دام، کار می کرد در انگلستان ساخته شد.

در حدود سال 1910 نیروی تراکتور، برای کشش درو کن آبی بکار گرفته شد و در سال 1920 علف بر تراکتوری بوجود آمد. بالاخره با اختراع دستگاه هیدرولیک و استفاده از شافت تراکتور تکنولوژی برداشت علوفه بسرعت روبه تکامل رفت. بطوری که امروز علفبر و علف خورد کن و ماشینهای بسته بندی علوفه، با مارکهای متنوع در مزارع مشاهده می گردد.

ابداع و تکامل ماشینهای برداشت چغندر

اولین وسیله برداشت بسیار ساده در سال 1898 ابداع گردید، سپس در سال 1930 ماشین برداشت جداگانه به بازار آمد و سرانجام، بعد از جنگ جهانی دوم این وسیله متحول گردید. بطوری که امروز در مزارع مدرن، کندن سرزدن تمیز کردن، و بار کردن چغندر قند، کاملا بصورت مکانیزه انجام می شود.

تاریخچه اختراع و تکامل تراکتور

66 سال بعد از اختراع ماشین بخار توسط جیمز وات، اولین ماشین بخار ( لکومتیو) بعنوان منبع قدرت ثابت، که به کمک کابل برای اجرای شخم بکار می رفت در سال 1835 توسط یکنفر مکانیسین انگلیسی ساخته شد. جابجا کردن لکومتیو شخم زده شد. در سال 1846 در فرانسه، با نوع لکومتیو شخم زده شد. در سال 1878 اتومبیلی که شخم می زد بوجود آمد. آنگاه در سال 1890 در آمریکا، نخستین تراکتور به اسم اول ساخته شد.

در اوایل قرن بیستم تراکتورهای به وزن بیست تن و بیست و دو تا چهل و پنج قوه اسب بخار، ایجاد گردید.

تا سال 1917 طرحهایی برای تولید انبوه تراکتور سبکتر و کارآمدتر، تهیه شد. P.T.O ( شکافت تولید نیروی مکانیکی چرخان درعقب تراکتور) در سالهای پس از 1917 بکار رفت.

  

تراکتورهای سه چرخ در 1924 معمول گردید. و از آن پس این وسیله به تدریج از بنزینی به نفتی و از نفتی به گازوئیلی تبدیل گشت.

در اواسط دهه 1930 استفاده از موتورهای دیزلی در تراکتورهای زراعی با بهره زیاد و صرفه جویی در سوخت متداول شد.

کارخانجات فورد در سال 1917 و انترنشنال در سال 1923 شروع به تولید تراکتور کردند.

 

پیش از سال 1930 تراکتورها چرخ آهنی داشتند و از تاریخ مزبور به بعد طایر لاستیکی جایگزین آن گردید. در همین دوره کارخانجات فرگوسن با اختراع دیسک به تکمیل تراکتور پرداخت.

مخترعینی که به تشویق دولت انگلستان، موفقیتهایی در امر استفاده از نیروی موتور در کشاورزی بدست آورده اند عبارتند از کستر در سال 1858 نیو کاستر در سال 1865، ورسستر در سال 1863 ، لیسستر در سال 1868 و ولور در سال 1871.

دکتر « دانل آرهانت » نویسنده کتاب مدیریت تراکتور و ماشینهای کشاورزی، تاریخچه تراکتور را نیز در کتاب خویش آورده است. گرچه مطالب وی، در برخی موارد با تاریخچه ای که در فوق آمده مشابهت دارد ولی حاوی نکات تازه ای است که به منظور آگاهی خوانندگان عینا در اینجا نقل می گردد:

امروزه دستگاه مولد قدرت برای کار مزرعه بای کم حجم، سبک و قوی باشد چون یک دستگاه مولد قدرت متحرک می باشد. کارهای مزرعه در گذشته، بوسیله دستگاه قدرت نیمه ثابت انجام می شد. ( بعنوان مثال با کابل برق) اشاره به ماشین بخاری که در بیرون مزرعه می ایستاد و کابلی را به حرکت در می آورد و کابل به نوبه خود گاو آهنی را روی زمین می کشید. و در آینده نیز ممکن است چنین شود. این تقریبا غیر قابل تصور است که روزی به جای اینکه دستگاه قدرت را به مزرعه ببریم، مزرعه را به نزدیک دستگاه قدرت بیاوریم. با این وجود بیشترین بازده قابل حصول، از آن نیروگاههای بزرگ و ثابت می باشد.

سه تغییر اصلی در منابع قدرت مزرعه به وقوع پیوسته است: انسان به حیوان، حیوان به موتورهای احتراق خارجی(بخار) و موتورهای احتراق خارجی به موتورهای احتراق داخلی... امروزه عملا تمام قدرت مزرعه ، از موتورهای احتراق داخلی حاصل می شود و اکثر این ماشینها روی تراکتور سوارند... کاربرد قدرتی سوای قدرت انسان در کشاورزی، از زمانهای دور مورد توجه بوده است. قدرت حیوان در زمان ماقبل تاریخ بعنوان کمک به کار بشر بخوبی بکار میرفت. با ابداع قدرت بخار در اوایل قرن نوزدهم، کوششهایی انجام گرفت تا از نیروی بخار در مزرعه استفاده شود. بعد از جنگهای داخلی آمریکا و تا سال 1920 قدرت بخار عموما برای کار شخم و تسمه مورد استفاده قرار می گرفت. به هر حال دستگاه مولد قدرت بخار حجیم و سنگین بود و گرچه سوخت ارزان و آب معمولا مجانی بود ولی صرف کار زیادی برای کار اندازی و سوخت گیری موتور لازم بود. زمانی که موتور روی ارابه نصب شد و به چرخهای عقب قدرت داده شد، ترکیب منتجه، گرچه نیرومند ولی اسباب زحمت و غیر قابل کاربرد برای اکثر مزارع بود.

 

 اولین ماشین کششی که از موتور احتراق داخلی استفاده می کرد در حدود سال 1890 ظاهر گشت و همان وضعیت نا مناسب موتورهای بخار را داشت. به هر حال، بتدریج که موتور احتراق داخلی بهتر شد، نسبت به بخار وزن آن، از موتور بخار، پیشی گرفت و دوران تراکتور  سبک وزن قدرتمند و مناسب فرار رسید.

نام تراکتور یعنی کشنده در حدود سال 1906 بوسیله یک فروشنده ماشین الات، ضرب زده شد.

موتورهای تراکتور اولیه با نفت کار می کرد. زیرا در ثلث اول قرن بیستم نفت هم فراوان بود و هم ارزان . طرح تراکتور در گذشته، تغییرات زیادی یافته و انتظار می رود که در آینده نیز، تغییرات زیادی بنماید.

تراکتورهای اولیه، فقط واحدهای قدرتی خودگردانی بودند که از تسمه فلکه آن، برای خرد کردن و سایر کارهای درجا استفاده می شد.

تراکتورهای اولیه که برای شخم، بکار می رفت کشش زیادی داشتند ولی سرعت حرکت آنها کم و بنابراین بازده قدرتی انها کم بود.  

 

کارخانجات سازنده، متوجه شدند که یک نوع تراکتور که بتواند در همه کارها جانشین اسب شود، مطلوبتر خواهد بود. نتیجتا، چند تراکتور دوچرخی چرخ جلو محرک، تولید شدند که ادوات اسب کش را مستقیما به آن وصل می کردند. کارکردن ب این نوع تراکتور مشکل بود. ولی اگر فرمان هیدرولیکی می بود و ادوات مخصوصی که امروزه ساخته شده اند، وجود می داشت، این نوع تراکتور می توانست ماندگار باشد.

آمادگی بازار در طی جنگ جهانی اول و ارزان شدن در اثر تولید توده ای، جهشی در تعداد و محبوبیت تراکتور بوجود آورد. ترقی روز افزون همچنین تعداد زیادی از کارخانجات کوچک را، به تولید تراکتور رهنمون کرد. تا سال 1920 تقریبا 100 کارخانه سازنده تراکتور وجود داشتند. در این زمان بود که آزمایشات تراکتور نبراسکا، بوجود آمدند. این آزمایشات کوششی در ارزیابی تراکتورهایی بود، که در نبراسکا فروخته می شد. این آزمایشات همراه با رکود در قیمت محصولات کشاورزی در اوایل 1920 تعداد زیادی از کارخانجاتی را که بنیه مالی آنها کم و یا تراکتورهایش ناموثر بودند از صحنه خارج کرد.

  

فقط شرکتهای با بنیه مالی قوی و آنهایی که تراکتورهایشان در مزرعه خودی نشان داده بودند، توانستند دوام بیاورند. این شرکتها، هسته هشت شرکت مهم سازنده تراکتورهای مزرعه در ممالک متحده آمریکا را بوجود آوردند.

قدم دیگر ساخت تراکتور، ارتفاع زیاد از سطح زمین، بود. کولتیواتور تراکتوری، اسبها را از آخرین کاری که در مزرعه انجام می دادند آزاد ساخت. بعد از آزمایشاتی چند کارخانجات نسبت به ساخت چرخ جلو دوتایی که به تراکتور فاصله کافی، نسبت به خط کشت می داد توافق کردند.

 

 

تاریخچه تکامل ابزار کشاورزی در ایران

تاریخچه وسایل کشاورزی در ایران را در دو قسمت ابزار کشت و ابزار برداشت بررسی می نماییم.


الف- ابزار کشت

به گفته «پتروشفسکی» :

در قرون وسطی خیش اعم از سنگین و یا سبک مانند این ایام، از چوب بود و فقط انتهایی آهنین داشته. خیش سبک ، بیشتر متداول بوده. این خیش بتدریج از چوبی که شاخه کوتاهی به آن نصب بوده و زمین را با آن می خراشیدند، تکامل یافته پدید آمده بود.

به عقیده وی اصطلاح جفت گاو دارای دو معنای زیر بوده است:

1- خیش سبک یا سنگین با گاوهایی که آن را بکشد و نیروی کار انسانی، برای مراقبت. 2- قطعه زمینی که در یک فصل، به یاری یک خیش و گاوان نر، شخم و کشت شود.

  

«پطروشفسکی» مساحت قطعه زمین اخیر را، برای زراعت گندم شش تا هفت هکتار و برای زراعت برنج دو تا سه هکتار می داند.

 

 جهت ایجاد شیار و تخم افشانی، از دراز گوش، گاومیش و بویژه گاو، استفاده می شد. ظاهرا خر را در شخمهای سبک به کار می بردند، زیرا به گفته حمدالله مستوفی:

                     از نیکویی زمین، شخم به یک دراز گوش کافی بود.

در بعضی نقاط غربی و شمال غربی ایران، برای زمینهای سخت و کوهستانی، خیش سنگین، بکار می رفت.

در زمان خلفا، خیشهای سنگینی که هر کدامشان، توسط هشت جفت گاو نر کشیده می شد، وجود داشته است. حتی « شرفخان بدلیسی » نویسنده فارسی زبان کرد، به گاو آهنی در ولایت موش ارمنستان غربی، اشاره می کند که با بیست  و چهار راس گاو نر و گاو میش، کشیده می شده است.  

« جفت یا قطعه زمینی شخمی یک خانوار دهاتی، مطابقت نداشته و قاعدتا یک خانوار، قادر به خرید و نگهداری گاوان نر، برای کشش خویش نبوده است. و بدین منظور تا این ایام نیز، روستاییان ایران، در گروههای کوچک متحد شده و چند خانوار در یکجا به خرید و نگهدای خیش و عوامل کشش آن اقدام می کنند.

فردوسی کشف استفاده از جفت گاو را ، به هوشنگ نسبت می دهد. ثعالبی در داستانی متعلق به عصر ساسانیان به کشاورزی اشاره می کند که کشتزار خویش را به یاری یک جفت گاو و خیش و گاو آهن کاشته است. «قابوس وشمگیر» نویسنده قابوس نامه به فرزندش «گیلانشاه» نصیحت می کند که همواره، یک جفت گاو نیک، بعنوان رزرو در مزرعه خود نگاه دارد.

گاو آهنهای ایرانی که بسیار ابتدایی بوده و هست، فقط زمین را ، خراش می داد و عمق شیار آن، بسیار کم بود. پس کشاورزان ناچار بودند، زمین واحدی را، چندین بار شخم بزنند.

 بعقیده پطروشفسکی:  آلات شخم در ایران فوق العاده به کندی گسترش یافته و در طی چندین قرن تقریبا تغییری حاصل نکرده است و در عین حال، بنحوی بدوی است که بیننده را متعجب می سازد. تضاد و اختلاف شدیدی که میان بدوی بودن و عدم پیشرفت آلات شخم از یکسو و شیوه های متکامل فن فلاحت و زراعت ایران و انواع پیچ در پیچ دستگاهها و موسسات آبیاری بخصوص مجاری زیر زمینی از سوی دیگر وجود دارد در بادی نظر بیننده را در شگفتی می افکند وچون شخص فقدان پیشرفت آلات شخم را ، با سطح عالی و موفقیتهای فنی صنعتگران و پیشه های هنری ایرانی، در قرون وسطی مقایسه کند، بیشتر مایه تعجب می گردد.

 

« دکتر زکی محمد حسن» در تاریخ صنایع ایران بعد از اسلام بدینگونه ، از برتری صنعتگران قدیم ایران سخن می گوید:

« وچون به ایران نظر کنیم، می بینیم که محل تلاقی و برخورد فنون و صنایع قدیمه شرق نزدیک بوده و روشهای فنی متنوعی در آن، نشو و نما کرده است و فنون و صنایع بابل، آشور، مصر، هند و یونان در آن تاثیر نمایان داشته و پس از اینکه در کشور ایران نشو و نما کرده است، در سراسر قرون قدیمه و وسطی، در عالم منتشر شده و در فنون و صنایع ملل تاثیر بسزایی داشته است. به استثنای فنون و صنایع یونان، می توان گفت دوره هیچ فن و صنعتی، مانند فنون و صنایع ایران ممتد نشده است. گذشته از این با کمال اطمینان و عقیده راسخ می گویم، هیچ فن و صنعت مهمی در عالم یافت نمی شود مگر اینکه فنون و صنایع ایرانی، در آنها موثر بوده و از روش و یا ظریف کاری و تزیین آن اقتباس کرده باشند. آری، تمام فنون و صنایع یونانی، مصری قدیم و روم و بیزانت و چین و هند، در بعضی از اشکال فنی و روشهای معماری و تزیینی و یا از حیث رموز فنی و ظریف کاری مدیون فنون و صنایع ایرانی می باشند.

« پطروشفسکی» علت عقب ماندگی ابزار کشاورزی را بدین گونه بیان می کند:

برای عقب ماندگی آلات کشاورزی، فقط یک توجیه می توان یافت و بس: به این معنی که ریشه عقب ماندگی، نه در وضع فنون و صنعت، بلکه در روابط اجتماعی ایران زمان قرون وسطی بوده ایران در آن زمان قادر به تولید آلات کشاورزی بهتر و عالیتر و مکملتر بوده است ولی جامعه فئودالی ایران مانند دیگر کشورهای آسیای غربی و آفریقای شمالی، در این زمینه مشوق و محرک ترقی نبوده است.

اگر آلات کار تکمیل می یافت، مخارج تولید کشاورزی افزوده می شد. ولی نه روستایی که مقید و وابسته به مالک فئودال بوده در زیر بار شیوه مزارعه و بیغار و بهره و مالکیت مالک و دولت، خرد شده بود، در این افزایش هزینه ذینفع بود و نه مالک فنودال که از خود زراعتی اربابی نداشت و بدین سبب در اندیشه توسیع تولیدات کشاورزی نبود. زیرا محصول اضافی را که مالک مزبور بصورت بهره ماخوذ می داشت بخشی از آن مستقیما خود وی و خانواده اش و نوکران نظامی و آدمهایش مصرف می کردند و قسمتی را هم در رباخواری و بازرگانی بکار می انداخت و چیزی صرف تکمیل کشاورزی نمی کرد. به اضافه، هزینه تولیدات کشاورزی از قبیل خرید عوامل( گاو داری) بذر و خود گزاف بود. مثلا در املاک خاص غازان خان، مخارج هر جفت گاو زمین از قبیل یک جفت گاو نر و بذر و غیره به 185 دینار سر می زد که می بایست یکباره پرداخته شود. روستایی می بایست این هزینه ها را به عهده گیرد و یا چنانکه مالک متعهد مخارج مزبور می شد، میزان بهره اضافه می گشت. و در هر دو مورد، این مخارج را روستایی از سهم محصول خویش می پرداخت و بدیهی است که روستایی، مایل نبود، بجای آلات شخم قدیمی که از نیاکان خویش به ارث برده بود و نوع آن در طی قرنهای متمادی متناسب خاک و شرایط هر محل بتدریج پدید آمده بود، آلات مکملتر و بالضروره گران قیمت تری ابتیاع کند. بدین سبب به آلت کار، چندان توجهی نمی شد و اهمیتی برای آن قائل نبودند.  

در تصاویر منظره جفت گاو و خیش مربوط به اعصار مختلف را ملاحظه می کنید. در شکل 97 که حدود 2000 هزار سال پس از خلق تصویر ترسیم شده است، هیچگونه تغییری در ساختمان گاوآهن مشاهده نمی شود. این موضوع دال بر عدم پیشرفت وسائل شخم است.

در شکل پیرمردی با ریش سیاه و دستاری سفید بر سر، مشغول راندن یک جفت گاو شخمی است. شخص دیگری در بالا سمت راست تصویر بوته ای را با کارد می برد. در پایان تصویر، سمت چپ چوپانی سرگرم چراندن گوسفندان است.

به گفته شاردن جهانگرد فرانسوی در عصر صفوی:

ایرانیان پس از هر شخم کلوخه ها را با تخته و ماله سیخی، خرد می کنند و آنگاه توسط بیل زمین را صاف نموده کرتهای چهارگوش می سازند. ارتفاع آب کرت، باید در حدی باشد که اردک در آن شناور گردد.

ب- ابزار برداشت

به گفته پطروشفسکی قدیمی ترین شرحی که در باره دستگاه خرمنکوبی موجود است به قلم شاردن جهانگرد فرانسوی می باشد. ( احتمالا شکل نوعی خرمن کوب است پس در این صورت قدیمی ترین سند مکتوب می باشد. )

اما رافائل دومان سیاح قرن هفدهم نیز خرمنکوبی در ایران را توصیف نموده است که ما به نقل مستقیم آن می پردازیم:

« آنان برای درو گندم، آن را از ریشه با داس می برند ولی دسته نمی کنند و از آن در نقطه ای از مزرعه که برای خرمن صاف و کوبیده شده، توده ای می سازند.. آنها عرابه کوچکی دارند که روستایی روی آن می نشیند. چرخهای آهنینی که عرابه به یاری آنها می چرخد، گاه به تعداد بیست سی هستند و قطر دایره هریک قریب نیم فوت است. این آلت شؤن نامیده می شود. قاطر ماده ای که چشمانش بسته است، آن را می کشد و دائما به دور توده گندم، می چرخد، این آلت کاره را خرد می کند و دانه را از خوشه ها جدا می سازد. کاهی که بدین طریق خرد شده در اینجا به اسب می دهند و دانه های گندم دست نخورده به جا می ماند. و اسبانی که ساعتی چرخیده اند، استراحت می کنند، و از همان کاه به ایشان می دهند و بی شک این رسمی باستانی است.

 به گفته شاردن برنج را در هاونی چوبین و یا گودالی آجری به ابعاد چهار فوت پاک می کردند

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 20:2 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم اسفند 1386

گاو آهن

گاو آهن یا خیش اولین وسیله ای است که معمولاً درتهیه بستر به کار می رود. در حال حاضر چهار نوع گاو آهن قابل تشخیص است : گاو آهن سوکی (moldboard plow) ، گاو آهن بشقابی (disk plow) ، گاو آهن قلمی (chisel plow) و گاو آهن ایرانی. کاربرد و نتایج کار این گاو آهن ها کم و بیش از یکدیگر متفاوتند.
گاو آهن سوکی شامل یک سطح خمیده و شیب دار به نام صفحه برگردان است که در جلو و پائین آن تیغه تیز و برنده ای بنام سوک واقع می باشد. سوک بطور مایل و با زاویه ای تنگ تر از 90 درجه نسبت به جهت حرکت گاو آهن واقع است. ممکن است در جلو گاو آهن قطعه قمه ای شکل و یا یک دیسک به نام پیش بر کاردی قرار داشته باشد که به باز کردن و شکافتن خاک کمک می نماید. گاوآهن بوسیله تراکتور و یا دام کشیده شده و در خاک فرو می رود. ستونی از خاک که توسط سوک بریده می شود، بر روی صفحه برگردان بالا می رود و ضمن این که خاک از هم پاشیده می شود به سمت راست گاو آهن بر می گردد. گاوآهن هائی که توسط تراکتور کشیده میشوند از چند واحد گاو آهن تشکیل گردیده اند که بر روی شاسی مشترکی قرار دارند عرض کار هر واحد گاوآهن از 18 تا 45 سانتیمتر تغییر می کند.
گاوآهن سوکی خاک را بطورکامل زیر و رو کرده، خاک سطحی را به زیر و خاک عمقی را به سطح می آورد. این دستگاه بهترین وسیله برای دفن بقایای گیاهی و بازکردن ذرات خاک از یکدیگر است. در عین حال استفاده از گاوآهن سوکی نتایجی در بر دارد که ممکن است در بعضی شرایط مطلوب نباشند. آوردن خاک عمقی به سطح سبب اتلاف رطوبت خاک عمقی می گردد. چنین وضعی مناسب شرایط دیم کاری و یا محدودیت دسترسی به آب آبیاری نیست. به کارگیری گاوآهن سوکی در اراضی گاورو خاک را بصورت ذرات کوچکی در می آورد و خاک در معرض فرسایش آبی و بادی قرار می گیرد. هزینه کار این نوع گاوآهن نیز زیاد است. بطورکلی از گاو آهن سوکی هنگامی استفاده می شود که نرم بودن خاک تا عمق زیادی (که در اغلب موارد از 30 سانتیمتر تجاوز نمی کند) ضروری بوده و اختلاط کامل بقایا با خاک هدف باشد.
هر واحد گاوآهن بشقابی یا دیسکی شامل صفحه ای بزرگ و کاسه ای شکل است به قطر 50 تا 95 سانتیمتر که در طول یک محور مرکزی می چرخد. ستونی از خاک که توسط لبه تیز بشقاب بریده می شود در سطح شیب دار بشقاب بالا رفته و ضمن این که از هم پاشیده می شود به سمت راست گاوآهن بر می گردد. معمولاً چند واحد گاو آهن بشقابی روی یک شاسی قرار دارند و دستگاه با تراکتور کشیده میشود. چون طی حرکت در زمین و در اثر نیروی ناشی از مقاومت خاک، بشقابی به حول محور خویش می چرخد، گاو آهن بشقابی با سهولتی بیش از گاو آهن سوکی در خاکهای خشک، متراکم و چمنی پیش میرود. میزان برگشت و خرد شدن خاک تابع زاویه برخورد بشقاب با خاک است و هر چه سطح بشقاب با جهت حرکت تراکتور زاویه عمودتری بسازد، برگشت خاک کاملتر خواهد بود. از این تغییر زاویه برای انجام نیمه شخم استفاده می کنند. گاو آهن های بشقابی که بطور مایل نسبت به جهت حرکت تراکتور در خاک پیش می روند به گاو آهنهای بشقابی یک طرفه موسومند. کاربرد این گونه گاوآهنها در انجام نیمه شخم است عمل نیمه شخم توسط گاو آهن قلمی نیز انجام میشود. اسکنه (chisel) یا قلم پایه ای فولادی است که نوکی تیز و پاشنه ای شکل دارد.
شکل و ابعاد پایه های فولادی بسیار متفاوت است، ولی می توان آنها را به سه اندازه بزرگ، متوسط و کوچک تقسیم نمود. نوع بزرگ آن که جهت بازکردن و شکستن لایه های فشرده شده خاک تحت الارض به کار می رود به زیر شکن(Subsoiler) موسوم است. معمولاً زیر شکن خاک را در اعماق 45 تا 75 سانتیمتری و گاهی بیشتر باز می کند در راس اسکنه های متوسط و کوچک بیلچه های کوچک و قابل تعویضی سوار می کنند. عرض و شکل بیلچه مورد نصب به هدف و شرایط کار بستگی دارد.
مجموعه ای از اسکنه های متوسط را که روی یک شاسی سوار شده اند گاوآهن قلمی گویند. این نوع گاو آهن خاک را می شکافد ولی خاک و بقایای گیاهی را بطور کامل بر نمی گرداند‏ بلکه قسمتی از بقایا را همراه با کلوخه های بزرگ در سطح خاک باقی میگذارد. این نحوه باز کردن خاک را نیمه شخم گویند. نیمه شخم در آیش زمستانه یا یکساله کاربرد دارد.
تعدادی اسکنه کوچک را که روی یک شاسی سوار شده باشند کولتیواتور پاشنه ای گویند. بر روی کولتیواتورهای پاشنه ای می توان بیلچه های متنوعی سوار نمود. یک نوع بیلچه که عرض کمی داشته ولی طویل است برای خرد کردن کلوخه های خاک و وجین بین ردیفهای کاشت مورد استفاده قرا می گیرد. نوع دیگری بیلچه بصورت صفحه ای تقریباً افقی بر روی پاشنه سوار می شود و کولتیواتور پنچه غازی را بوجود می آورد. کولتیواتور پنچه غازی از نصب این بیلچه ها بر روی گاو آهن قلمی بوجود می آید. کولتیواتور برای از بین بردن علفهای هرز در بین ردیفهای کاشت و یا روی زمین فاقد محصول بکار می رود. معمولاً از کولتیواتورهائی که بیلچه نسبتاً عریض و تقریباً افقی دارند برای سله شکنی و وجین علفهای هرز استفاده می شود. از انواع بزرگ بیلچه (با بزرگترین فاصله دوبال در حدود 30 سانتیمتر) برای ایجاد جوی و پشته های کوچک استفاده بعمل می آید.
گاوآهن ایرانی عبارت از قطعه چوب بزرگ استوانه ای شکلی به نام کنده است که نوک تیز و شیب‌داری در جلو دارد. قسمت نوک تیز و شیب دار کنده را خیش گویند. خیش را بوسیله قطعه فلزی می پوشانند تا به استحکام، دوام و راندمان گاو آهن بیافزایند.
کنده گاو آهن توسط یک محور به نام دیرک و تسمه هائی بنام یراق به قطعه چوبی به نام یوغ که روی گردن دام قرار می گیرد، متصل می شود. در روی کنده دسته ای برای هدایت گاو آهن نصب گردیده است. در انتهای دیرگ و محل ارتباط یراق سوراخهائی که به رأس آزاد دیرک نزدیکترند وصل نمایند و در نتیجه طول موثر دیرک زیادتر شود، عمق کار گاوآهن بیشتر می گردد.
گاوآهن ایرانی خاک را زیر و رو نمی کند ، بلکه خاک را می شکافد و باز می کند.گاو آهن ایرانی قادر به اختلاط بقایای گیاهی با خاک نیست و بستر مطلوبی را برای بذر بوجود نمی آورد. کلوخه های حاصل از کار این گاو آهن شرایط نامساعدی را برای سبز شدن بذر ایجاد می کنند. برای جبران چنین وضعی میزان بذر را زیاد و گاهی تا چهار برابر مقدار لازم در نظر می گیرند. کار گاو آهن ایرانی از نظر عدم زیر و روسازی خاک و باقی گذاردن بقایا روی سطح خاک مشابه گاو آهن قلمی می باشد. اما عمق کار گاوآهن ایرانی بسیار کمتر از گاو آهن قلمی بوده که به نفوذ پذیری خاک بستگی دارد. گاوآهن ایرانی معمولاً شیارهائی به عمق 10 تا 15 سانتیمتر در خاک ایجاد می کند. چون فاصله دو شیار مجاور قابل کنترل نیست، غالباً برای آن که قسمتهائی بصورت شخم نخورده باقی نماند، دو شخم عمود بر هم می زنند. بطورکلی، کیفیت کار گاو آهن ایرانی به مهارت کارگر و شرایط خاک بستگی دارد. بهترین نتیجه از نظر تهیه بستر بذر در وضعیت گاو رو بودن خاک بدست می آید.
در زراعت سنتی، پس از دو شخم عمود بر هم توسط گاوآهن ایرانی، اقدام به بذرپاشی نموده و سپس بذر را با گاوآهنی که عمق کار آنرا کاهش داده اند با خاک اختلاط می دهند.با این حال عمق قرار گرفتن بذر در خاک قابل کنترل نیست. در بعضی موارد از نوعی ماله – دندانه (که در اصفهان واز نامیده می شود) برای اختلاط بذر با خاک استفاده می کنند. ماله - دندانه تخته ای است به قطر چند سانتیمتر ، عرض حدود 40 تا 50 سانتیمتر و طول 1 تا 5/1 متر است که روی آن تعدادی میخ قطور کوبیده اند. ماله – دندانه را توسط دام یا تراکتور بر روی خاک می کشند. این دستگاه چهار عمل را بطور همزمان انجام می دهد : (1) کلوخه ها را تا حدی خرد می کند، (2) بذر را با خاک مخلوط می سازد، (3) خاک را بر روی بذر می فشارد و (4) زمین را مختصراً تسطیح می نماید
نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 20:0 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم اسفند 1386

توسعه مطلوب مكانيزاسيون كشاورزي توجه ويژه بخش صنعت را مي طلبد


مكانيزاسيون كشاورزي نوعي رويكرد مي باشد كه موجبات تبديل و گذار از كشاورزي سنتي به كشاورزي صنعتي را فراهم مي سازد. گسترش روزافزون جمعيت و محدوديت منابع آب و خاك، توسعه فناوري در فرايند توليد محصولات كشاورزي را اجتناب ناپذير مي سازد، اگر چه توسعه مكانيزاسيون فرايندي است كه در بخش كشاورزي اتفاق مي افتد، اما الزامات مهم آن نظير ساخت و توليد و تامين ماشين هاي مورد نياز آن در بخش صنعت روي مي دهد.
    با نگاهي گذرا به وضعيت مكانيزاسيون كشاورزي كشور و بررسي تحولات آن مي بينيم كه طي دو سال اخير مكانيزاسيون از روند مطلوبي برخوردار بوده به نحوي كه پس از دو دهه، تحقق اهدافي نظير رفع انحصارات در توليد تامين ماشين ها و ادوات كشاورزي، ايجاد رقابت و ارتقاي كيفي توليدات ماشين ها و ادوات كشاورزي، ترويج و ارتقاي شناخت بهره برداران مكانيزاسيون كشاورزي و آشنايي آنان به مزاياي توسعه مكانيزاسيون، ارتقاي كيفي و كمي فناوري هاي مختلف در فرايند توليد محصولات كشاورزي و بسياري ديگر از اهداف برنامه هاي توسعه مكانيزاسيون كه انشاء آنها در برنامه هاي اول، دوم و سوم ديده مي شد، به صورت عملياتي و اجرايي در دو سال اخير محقق گرديد كه نتايج اين اتفاقات مهم در سال هاي آتي مشهودتر خواهد شد.
    امروزه توليدكنندگان و تامين كنندگان متعددي به عرصه مكانيزاسيون كشاورزي به منظور رفع نيازهاي ماشيني بخش كشاورزي پا نهاده اند اما هنوز با رفع نيازهاي بخش فاصله داريم و مي بايست در برنامه ريزي هاي توسعه صنعتي كشور به تامين نيازهاي ماشيني بخش كشاورزي توجه بيشتري معطوف گردد، به عنوان مثال اگر نگاهي به وضعيت تامين خودرو در كشور شود، مي بينيم كه با تنوع بسيار و خدمات پس از فروش گسترده، قدرت انتخاب وسيعي براي خريداران به وجود آمده، در حالي كه درخصوص ماشين هايي نظير تراكتور و كمباين كه با تيراژي بسيار محدودتر و كمتر از خودرو تمامي نيازها مرتفع خواهد شد، هنوز هم يك كشاورز مي بايست حدود يك سال در نوبت تحويل بماند كه عملا عدم سرمايه گذاري مطلوب بخش صنعت و عدم توجه كافي اين بخش را به نيازهاي مكانيزاسيون كه ابزار توليد و امنيت غذايي كشور مي باشند، نشان مي دهد.
    در شرايط فعلي اگر به روند رشد مكانيزاسيون در فرايند توليد محصولات كشاورزي نگاه كنيم، مي بينيم كه قريب به صد در صد مزارع كشور عمليات خاك ورزي آنها به صورت مكانيزه صورت مي پذيرد، اگر چه به لحاظ كيفي جاي بحث دارد و يا تقريبا عمليات كاشت سطح عمده اي از محصولات رديفي در كشور نظير ذرت دانه اي، ذرت علوفه اي، چغندر قند و حتي سيب زميني به صورت مكانيزه انجام مي شود و يا عمليات برداشت قريب به نود درصد مزارع گندم و جو كشور با كمباين صورت مي پذيرد، اين موارد و دهها مورد ديگر نشانگر حضور، گسترده و عظيم مكانيزاسيون در فرايند توليد محصولات كشاورزي است كه بدون اين حضور، توليدي انبوه نيز ميسر نمي باشد. لذا به نظر مي رسد كه بخش كشاورزي به صورت مطلوبي نسبت به انجام وظايف خود در حيطه مكانيزاسيون عمل نموده، يعني نه تنها بهره برداران بخش خود را با اين فناوري ها آشنا نموده بلكه موجبات گسترش اين فناوري ها را نيز فراهم ساخته و اثرات اين گسترش را نيز براي بهره برداران ملموس نموده، اما بخش صنعت كشور هنوز هم به صورت كامل نسبت به اهميت حوزه صنعت كشاورزي اعتقاد راسخي پيدا ننموده و مي بايست نسبت با اين حوزه صنعت توجه ويژه اي نمايد.
     در ذيل به طور خلاصه به برنامه چهارم توسعه مكانيزاسيون با اصلاحات ساختاري آن كه مبتني بر سياست هاي دولت خدمتگزار مي باشد اشاره مي گردد، ان اشاء الله در شماره هاي آتي به بحث درخصوص هر يك از موارد برنامه پرداخته خواهد شد.
    خلاصه اي از برنامه چهارم توسعه مكانيزاسيون كشور با اصلاحات ساختاري
    امكانات و قابليت ها
    - وجود قابليت هاي توليد اكثر ماشين هاي كشاورزي در داخل كشور
    - وجود زمينه هاي توسعه و گسترش واحدهاي مكانيزاسيون
    - وجود زمينه هاي مناسب براي انتقال و به كارگيري فن آوري هاي مناسب
    - وجود نيروهاي متخصص و تحصيل كرده دانشگاهي در بخش كشاورزي
    - وجود قابليت هاي آزمون، ارزيابي و استانداردسازي ماشين ها و ادوات كشاورزي در داخل كشور
    - وجود انگيزه و علاقه مندي كشاورزان براي به كارگيري ماشين هاي كشاورزي در فرايند توليد
    محدوديت ها و تنگناهاي اصلي
    - عدم سرمايه گذاري كافي در زمينه ي توسعه مكانيزاسيون كشاورزي
    - پايين بودن توان مالي بهره برداران در تامين ماشين هاي كشاورزي مورد نياز
    - عدم توجيه اقتصادي به كارگيري ماشين ها و ادوات كشاورزي به دليل پراكندگي، كوچك و سنتي بودن قطعات زراعي و باغي
    - كمبود دانش فني لازم براي به كارگيري ماشين هاي نوين
    - عدم توجه لازم در برنامه ريزي توسعه صنعتي كشور به تامين نيازهاي ماشيني بخش كشاورزي
    - عدم تناسب قيمت محصولات كشاورزي با قيمت ماشين هاي كشاورزي
    - عدم وجود ساختار مناسب و الزمات قانوني براي توسعه مكانيزاسيون
    - عدم توجه و برنامه ريزي لازم براي رونق بخشيدن بازار ماشين هاي كشاورزي در سياست هاي بازرگاني كشور
    - عدم حمايت كافي سيستم بانكي جهت تامين تسهيلات مناسب مورد نياز توسعه مكانيزاسيون
    - عدم وجود تشكل هاي صنفي لازم مرتبط با مكانيزاسيون
    اهداف كيفي بلندمدت (اهداف آرماني)
    - اقتصادي نمودن توليد محصولات كشاورزي با توسعه مكانيزاسيون
    - دستيابي به شاخص هاي پايدار در روند توسعه مكانيزاسيون
    - بومي سازي و ارتقاي فن آوري ماشين هاي كشاورزي
    - افزايش بهر ه وري و رشد شاخص هاي مكانيزاسيون كشاورزي
    - دسترسي آسان جهت تامين و به كارگيري ماشين آلات كشاورزي
    اهداف كيفي پنج ساله (جهت گيري هاي اصلي)
    - آزادسازي و رفع انحصارات در تامين ماشين هاي كشاورزي
    - افزايش بهره وري و استفاده بهينه از ماشين هاي كشاورزي در توليد محصولات استراتژيكي
    - ساماندهي و حمايت از ايجاد و توسعه واحدهاي مكانيزاسيون كشاورزي
    - حمايت از تامين و به كارگيري ماشين هاي كشاورزي داراي كيفيت مناسب و خدمات فراگير فروش
    - حمايت از سرمايه گذاري در توليد و انتقال فن آوري ماشين هاي كشاورزي
    - حمايت و تقويت تحقيقات، آموزش و ترويج در مكانيزاسيون كشاورزي
    - بهره گيري از توانمندي هاي تخصصي ملي براي آزمون ماشين ها و ادوات كشاورزي و تجهيزات آبياري با استفاده از شركت هاي خدمات فني و مهندسي و آزمايشگاهي همكار
    - حمايت و كمك به تدوين استانداردهاي ملي ماشين ها و ادوات كشاورزي و تجهيزات آبياري و تشويق واحدهاي توليدي به اجراي آنها
    - كمك به بهبود و ارتقاي كيفيت ماشين ها و ادوات كشاورزي و تجهيزات آبياري
    - ارتقاي درجات، ضريب و ظرفيت مكانيزاسيون در توليد محصولات اساسي و استراتژيك
    - گسترش همكاري هاي تخصصي بين المللي و منطقه اي در زمينه مكانيزاسيون كشاورزي
    - گسترش نظام اطلاع رساني جامع در زمينه مكانيزاسيون كشاورزي با استفاده از فن آوري (IT)
    فعاليت هاي محوري
    - طرح توسعه فن آوري هاي نوين و مناسب ماشين هاي كشاورزي
    - طرح توسعه مكانيزاسيون در محصولات اساسي، استراتژيكي و خاص
    - طرح حمايت از واحدهاي مكانيزاسيون كشاورزي
    - طرح حمايت از توسعه خدمات فني و مهندسي و استانداردسازي ماشين هاي كشاورزي
    با توجه به موارد مذكور، اولويت هاي كاري و اجرايي مكانيزاسيون كشاورزي به ويژه در زيربخش هاي زراعت و باغباني به شرح ذيل در دست اجرا مي باشد:
    اولويت هاي كاري در مكانيزاسيون كشاورزي به ويژه در زيربخش هاي زراعت و باغباني
    • توسعه روش هاي خاك ورزي حفاظتي، كم خاك ورزي و بي خاك ورزي در عرصه مزارع كشور به ويژه مزارع ديم (مديريت منابع آب و خاك)
    • توسعه روش هاي كاهش مصرف سموم و تكنيك هاي پيشرفته سمپاشي نظير سمپاش هاي توربيني زراعي، سپماش هاي الكترواستاتيك و... (مديريت مصرف سموم)
    • توسعه روش هاي كاهش مصرف كودهاي شيميايي به كمك كارنده هاي مجهز به كودكار نظير انواع بذركار كودكارهاي توام و غده كاركودكارهاي توام (مديريت مصرف كود)
    • توسعه روش هاي كاهش مصرف بذر به كمك بذركارهاي دقيق كار (پنوماتيك) نظير انواع رديف كارهاي پنوماتيكي (مديريت مصرف بذر)
    • توسعه كاربري انواع كمبينات ها (چندكاره ها) نظير كمبينات هاي خاك ورزي و كاشت غلات به منظور انجام چند عمليات در يك تردد (مديريت زمان و انرژي)
    • توسعه مكانيزاسيون فرآيند توليد برنج در كشور در راستاي خودكفايي و پايداري توليد برنج كه موجبات كاهش 40 الي 50 درصد هزينه توليد و افزايش توليد 20 درصدي را در هكتار فراهم مي سازد. به علاوه مسايل سلامت و بهداشت شاليكاران و...
    • توسعه مكانيزاسيون فرآيند توليد سبزي و صيفي كشور (سيب زميني، پياز، گوجه فرنگي و...) كه موجبات كاهش هزينه هاي توليد اين محصولات را به ميزان حدود 50 درصد به دنبال دارد.
    • توسعه مكانيزاسيون و ارتقاي سطح تكنولوژي فرايند توليد دانه هاي روغني به ويژه كلزا كه همراه با مديريت نهاده ها و مباحث پشتيباني، موجب عدم وابستگي در تامين روغن مي شود.
    • توسعه مكانيزاسيون و ارتقاي سطح تكنولوژي در مرحله برداشت چغندر قند و محصولات علوفه اي
    • همسوسازي مشخصات باغات جديدالاحداث با مشخصه هاي مدنظر در مكانيزاسيون كشاورزي
    • توسعه مكانيزاسيون در مرحله داشت محصولات باغي به ويژه هرس اصولي و توسعه تكنيك هاي پيشرفته سمپاشي و مبارزه با علف هاي هرز
    • توسعه مكانيزاسيون مرحله برداشت محصولات باغي به ويژه زيتون، پسته و خرما
    • معرفي فناوري هاي مناسب قابل كاربري با تراكتورهاي باغي موجود

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 19:59 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم اسفند 1386

گرایش ماشینهای کشاورزی و مکانیزاسیون

  عمدتا در زمینه های تحقیقاتی طراحی و ساخت نمونه، کاربرد تجهیزات و ماشینهای کشاورزی، ارزیابی به منظور بهینه سازی، تطبیق و اصلاح با شرایط موجود در کشور فعالیت دارد. تحقیقات مکانیزاسیون شامل تعیین نوع، تعداد و ظرفیت مناسب ماشینهای کشاورزی برای انجام به موقع عملیات، کاهش هزینه ها و افزایش در آمد، ارایه الگوها و انتخاب فناوری مناسب برای افزایش کارایی ماشین نیز از فعالیتهای مهم دیگر می باشد. کاربرد سیستمها پیشرفته در ماشینهای کشاورزی مشتمل بر کشاورزی دقیق با رعایت مسائل زیست محیطی زمینه برنامه های آتی در نظر گرفته شده است.

                 

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 19:56 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم اسفند 1386

مكانيزاسيون كشاورزي در ايران

123b.gif


مكانيزاسيون كشاورزي در ايران موضوعي است كه طي سالهاي گذشته يا بهتر بگوئيم از سال 1345 ، يعني سالي كه قرارداد بين ايران و جمهوري روماني به منظور خريد تراكتور و بعضي ادوات كشاورزي منعقد شد و تعداد تراكتور از آن سال در كشور رو به فزوني گذاشت مورد بحث متخصصين فن بوده است.
وقتي از مكانيزاسيون كشاورزي صحبت به ميان مي آيد ، اكثرا به فكر كاربرد و استفاده از موتورهاي احتراق داخلي و ماشين هاي مختلف كشاورزي در مزارع مي افتند ، در حالي كه مكانيزاسيون به معني اعم، اين نيست كه حتما از موتور احتراق داخلي و يا از آخرين مدل هاي ماشين هاي كشاورزي استفاده شود. قبل از اينكه مكانيزاسيون كشاورزي را تعريف كنيم ، ابتدا لازم است موتور و ماشينرا از يكديگر تشخيص داده و جدا كنيم. "ماشين " وسيله اي است كه اگر به آن توان دهيم ، برايمان كار انجام مي دهد ولي خود به تنهايي قادر به انجام كار نيست . " موتور" وسيله اي است كه توليد توان مي كند ولي به تنهايي نمي تواند كاري انجام دهد مگر اينكه اين توان را به ماشيني بدهد تا آن ماشين بتواند كار توليد كند. به طور مثال يك گاوآهن را مي توان به وسيله ي يك يا چند حيوان كار به حركت درآورد و زميني را شخم زد ، گاوآهن در اينجا ماشين را تشكيل مي دهد و حيوان يا حيواناتي كه آن را مي كشند در حكم موتور مي باشند. يك موتور ممكن است در يك زمان، دو ماشين را به حركت درآورد و گاهي حركت هر دو ماشين ، براي انجام كار ، ضروري است.
اكنون با روشن شدن فرق بين ماشين و موتور مي توان مكانيزاسيون كشاورزي را تعريف نمود. كلمه ي مكانيزاسيون در كشاورزي مترادف با كلمه ي اتوماسيون در صنعت است كه خود به معني اتوماتيك كردن مي باشد و اتوماتيك كردن يعني كم كردن كار كارگري. بنابراين مكانيزاسيون يعني استفاده از ماشين و موتور در كشاورزي جهت كاهش نياز به نيروي كارگري. البته اين نياز هنگامي به وجود مي آيد كه درآمد حاصل از كار كارگري كمتر از درآمد به دست آمده از جايگزين نمودن ماشين و موتور باشد كه خود به عوامل متعددي از جمله عوامل زير بستگي دارد:
1- دستمز كارگر بالا باشد.
2- مشكلات كارگري موجب وقفه در كار، در زمان معين شود.
3- زيان هاي حاصل از طولاني بودن كار كارگري بيش از هزينه هاي استفاده از ماشين و موتور شود.
4- كيفيت كار ماشين آنقدر بالا باشد كه هزينه هاي آ را مستهلك نمايد.
معني اعم مكانيزاسيون كشاورزي اتخاذ هر روشي است كه موجب ازدياد درآمد شود. با اين تعريف جايگزين كردن كارگر با ماشين و موتور يكي از روش ها محسوب مي شود و استفاده از بذر اصلاح شده براي بدست آوردن عملكرد محصول بيشتر روشي ديگر، كه هر دو بخشي از موضوع مكانيزاسيون هستند.

آشنايي با وضعيت كشاورزي سنتي ايران
ايران از قديم الايام مهد تمدن هاي باستاني و يكي از مراكز توليد مواد كشاورزي دنياي باستان بوده است.به طوري كه بسياري از پيشرفتهاي كشاورزي و دامپروري مانند پرورش اسب و ترويج نباتات سودمند را بايد مرهون زحمات و ابتكارات اهالي اين مرزوبوم دانست. حفاري هايي كه در تپه ي سيالك كاشان انجام يافته ، نشان مي دهد كه حدود شش هزار سال پيش ، كشاورزي در ميان مردم آن منطقه معمول بوده و ايرانيان متمدن قرن ها پيش از اين در اين راه كار كرده اند. از نقش روي استوانه اي كه در شهر شوش كشف شده ، معلوم گرديده كه در سه هزار سال قبل از ميلاد مسيح مردم ايران گندم را در مخزن هايي كه امروزه هم در بعضي از نواحي ديده مي شود ،ريخته و انبار مي كرده اند. يونجه ، اين علوفه ي پر ارزش براي دام ها ، توسط ايرانيان به يونان و سپس به روم و ساير نقاط جهان برده شد.
ابزارهاي كشاورزي كه در ايران باستان به كار مي رفت شامل انواع ابزارهاي دستي ساده مانند بيلها، كج بيلها ، داسهاي دسته كوتاه ، كلنگ و وسائل دامي چوبي از قبيل گاوآهن ، هرسهاي دندانه اي ، خرمن كوبها و غيره بوده اند.
منبع توان و ابزارهاي كشاورزي معمول امروزي در نقاط مختلف كشور بخصوص در نقاط دورافتاده به مرور زمان تغيير زيادي پيدا نكرده و با ابزارهاي قديمي فرق چنداني ندارند. هنوز در اكثر نقاط دور افتاده ي كشور از يك يا دو جفت گاو به عنوان توان كششي منحصر به فرد و از گاوآهن هاي دامي چوبي و هرسهاي دندانه اي ، خرمن كوبها و ساير وسائل كه اكثرا از چوب ساخته شده اند به عنوان ابزار مورد نياز استفاده مي گردد.

شرايط و امكانات توسعه ماشين هاي كشاورزي در ايران
در كشور ما استفاده از تراكتور و ماشبن هاي كشاورزي خيلي ديرتر از كشورهاي اروپايي و امريكا شروع شد و اصولا در قرن هيجدهم كه در اروپا گاوآهن هاي فلزي برگردان دار معمول شد، و در قرن نوزدهم كه خرمن كوبهاي جديد در امريكا اختراع گرديد ، در وسائل و ادوات كشاورزي كشور ما هيچگونه تغييري حاصل نگرديد. عملا در طول 50 تا 60 سال اخير بوده است كه به تدريج كشاورز ايراني با انواع ماشين هاي كشاورزي آشنا شده است، اما هنوز هم آن طوري كه شرايط امروز ايجاب مي كند كشاورزي مملكت ما ماشيني نگشته است و در مواردي هم كه اين امر به صورتي انجام گرفته است ، به علل بنيادي مواجه با مشكلات عديده اي مي باشد كه همه ي دست اندركاران و منخصصين كشاورزي ماشيني با آن آشنا هستند.
اولين گاوآهن فلزي برگردان دار دامي در زمان ناصرالدين شاه قاجار به ايران وارد شد و در اروميه مورد استفاده قرار گرفت . اولين نمايشگاه ماشين هاي كشاورزي در سال 1300 خورشيدي در تهران برگزار گرديد . اولين تراكتور نفتي ساده به دستور رضاخان در سال 1308 بري مدرسهي فلاحت خريداري گرديد و اين مدرسه بعدها به دانشكده كشاورزي تبديل شد. با وقوع جنگ جهاني دوم و مشكلات داد و ستد با كشورهاي فروشنده و همچنين اثرات اين جنگ در امور داخلي كشور، عملا اين طرح متوقف و بهره برداري از آن نيز مسكوت ماند. پس از جنگ كمكم سرمايه داران و بعضي از شركت ها شروع به وارد كردن تراكتور در ايران نمودند. ابتدا روستاييان از پذيرفتن تراكتور و ماشين هاي كشاورزي در مزارع خود خودداري مي كردند و اعتقاد داشتند كه بركت كشاورزي در سم گاوها مي باشد، ولي به تدريج كه با نتايج كار آشنا شدند تا حدودي آنها را پذيرفتند.
آغاز فعاليت بنگاه توسعه ماشين هاي كشاورزي از سال 1331ر حقيقت سرآغاز ماشيني كردن كشاورزي ايرا ن به شمار مي رود. اين مؤسسه از سال 1331 تا سال 1336 خود اقدام به وارد كردن تراكتور و ماشين هاي كشاورزي مي نمود و آنها را به اقساط به فروش مي رساند ، اما از سال 1336 تا سال 1345 بنگاه به متقاضيان خريد تراكتور وام ميداد تا آنها مطابق سليقه و امكانات خود اقدام به خريد تراكتور و كمباين و ساير ادوات كشاورزي بنمايند.اين طرز كار سبب شد كه به تدريج مارك هاي مختلف تراكتور و كمباين م به تعداد كمي وارد كشور شود و چون براي فروشندگان تامين لوازم يدكي و تعميرگاه هاي لازم مقرون به صرفه نبود، اغلب اين وسائل در مدت كوتاهي از كار افتاده و بي استفده مي ماند.
در سال 1345 قراردادي با كشور جمهوري روماني منعقد شد كه طي آن تعدادي تراكتور و ساير ادوات كشاورزي از جمله گاوآهن و ... از طريق بنگاه توسعه ماشين هاي كشاورزي در اختيار كشاورزان گذاشته شود. طبق اين قرار داد در مراكز عمده فروش اقدامات لازم براي تاسيس نمايندگيهاي لوازم يدكي تعميرگاه هاي ثابت و سيار به عمل آمد. به موازات اين قرارداد از سال 1346 شروع به ساخت كارخانه ي تراكتور سازي تبريز شد كه از سال 1349 بهره برداري از آن آغاز شد، قطعات تراكتور از روماني وارد و در آن كارخانه مونتاژ گرديد .در حال حاضر مونتاژ تراكتورهاي مسي فرگوسن نيز در اين كارخانه انجام مي گيرد، همچنين كارخانه ي جاندير اراك به مونتاژ تراكتور ، كمباين و ساير ادوات كشاورزي جاندير پرداخت.
در حال حاضر كارخانه جات تراكتورسازي ايران ، تراكتورهاي يونيورسال مدل 650M با توان 65 اسب بخار، تراكتور مسي فرگوسن مدل 399 با توان 110 اسب بخار و مدل285 با توان 75 اسب بخار و مدل 240 با توان 47 اسب بخار و تراكتورهاي مدل 750ITM با توان 75 اسب بخار را توليد مي كند.

نيروي كار انساني و لزوم استفاده ي ماشين در كشاورزي ايران
با توجه به ارقام و آمار موجود و تقليل جمعيت روستايي، به طور طبيعي نياز به تراكتور و ماشين هاي كشاورزي جهت جبران توان انساني بيشتر خواهد شد . اما در تامين توان مكانيكي مورد نياز، بررسي انواع تراكتور و ماشين هاي مورد نياز كشاورزي ايران با توجه به سطح پايين تكنولوژي در كشور و به خصوص روستاها كه متناسب با سطح محدود زير كبراي هر كشاورز و دامدار مي باشد بايد مورد توجه قرار گيردو سعي در بالا بردن دانش كشاورزي كشاورزان و آموزش آنها در استفاده ي صحيح از ماشين، شود. به خصوص تلاش در محدود كردن انواع تراكتورها و ماشين هاي وارده به چند نوع متناسب با شرايط خاص مناطق مختلف كشور ، و سعي در ساختن بعضي ما شين ها وابزار در داخل كشور كه امكان ساخت آنها وجود دارد ، تامين و ساخت لوازم يدكي ، تربيت كارگران ماهر و متخصصين براي به كار بردن تراكتور و ماشين هاي مورد نياز و ايجاد تعميرگاه ها به تعداد كافي در نقاط مختلف كشور، از جمله برنامه هايي است كه در آينده بايد به طور وسيع و كاملتر انجام گيرد.

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 19:55 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم اسفند 1386

وبلاگ خوب برای شما از ماشین های کشاورزی

http://www.farmer2007.blogfa.com/post-24.aspx
نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 19:54 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هشتم اسفند 1386

http://www.farmer2007.blogfa.com/post-15.aspx

عکس ماشین کشاورزی

 

نوشته شده توسط عمران احمدی زاده در 19:52 |  لینک ثابت   •